جانشين فرمانده توپخانه و موشكي نيروي زميني سپاه در گفت وگو با صبح صادق
كارهاي مطالعاتي شهاب 3 را شهيد مقدم انجام داده بود
رحيم محمدى
سردار سرلشكر شهيد «حسن تهراني مقدم» كه دوران رشد و شكوفايي خود را با حضور در دوران پر از حماسه دفاع مقدس پشت سرگذاشت و در سال هاي پس از آن به بالندگي و نمو بالايي دست يافت، يكي از سربازان بي ادعا و گمنامي بود كه نهايت تلاش خود را براي اعتلا و سربلندي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كرد. صحت اين ادعا را در پيام فرمانده معظم كل قوا به مناسبت شهادت وي و جمعي ديگر از پاسداران سازمان خودكفايي سپاه، آنجايي كه اين شهيد گرانقدر را «سردار عاليقدر، دانشمند برجسته و پارساي بي ادعا» مي نامند، مشاهده مي كنيم. لذا در آستانه چهلمين روز شهادت شهداي ولايت، گفت وگويي را با يكي از همرزمان شهيد تهراني مقدم يعني سردار «عباس خاني آرامني» جانشين فرمانده توپخانه و موشكي نيروي زميني سپاه انجام داده ايم كه در ادامه آمده است.
¤ چگونه با شهيد مقدم آشنا شديد؟
بعد از عمليات رمضان من به همراه 23 نفر ديگر كه همگي اهل كاشان و جمعي تيپ امام حسين(ع) بوديم، براي فعاليت در توپخانه انتخاب شديم. البته اين حضور ما علي رغم ميل باطني مان صورت گرفت. چون تا آن موقع بچه ها علاقه اي به كار در توپخانه نداشتند. علت آن هم عشق و علاقه اي بود كه نزد رزمندگان براي جان فشاني و شهادت وجود داشت، چرا كه حضور در جبهه ها را فقط در خط مقدم مي دانستند و از آن جايي كه واحدهاي توپخانه در عقبه نيروها مستقر بود، به همين خاطر، كار در توپخانه را خلاف شجاعت قلمداد مي كردند. به هر جهت، ما را انتخاب كردند و گفتند؛ برويد در واحد توپخانه كه در شرف راه اندازي بود، مشغول شويد. بدين ترتيب خودمان را به واحد توپخانه، تيپ امام حسين(ع) معرفي كرديم، اما بعد از مدتي به همان دليلي كه عنوان شد از اين جمع فقط 6-5 نفرمان باقي ماند و مابقي به يگان هاي سابق خود بازگشتند.
فعاليت ما در توپخانه تيپ ادامه داشت تا اينكه قرار شد واحد توپخانه مركزي سپاه به مسئوليت سردار تهراني مقدم راه اندازي شود (آن طور كه خود شهيد تهراني مقدم عنوان مي كند از سوي سردار سرلشكر صفوي ابلاغيه اي براي تشكيل واحد توپخانه مركزي سپاه به وي داده مي شود) لذا از يگان هاي سپاه درخواست نيرو مي كنند كه بنا بر اين درخواست، ما به توپخانه مركزي سپاه پيوستيم.
¤ اين حضور شما در توپخانه مركزي سپاه چه زماني بود؟
بعد از عمليات محرم و در حين آماده سازي يگان ها براي انجام عمليات والفجر سه در مهران، يعني 15 فروردين 62 كه ابلاغيه مورد اشاره براي شهيد تهراني مقدم صادر شد.
¤ پس چرا تاكنون همه، سردار شهيد شفيع زاده را بنيانگذار توپخانه سپاه مي دانستند؟
همان طور كه عنوان شد در 15 فروردين 62 از سوي سردار صفوي ابلاغيه اي مبني بر راه اندازي توپخانه مركزي سپاه براي شهيد تهراني مقدم صادر مي شود كه پيرو آن، شهيد مقدم، شهيد «شفيع زاده» را از سردار «فضلي» درخواست مي كند. شهيد شفيع زاده بعد از اينكه شهيد مقدم براي راه اندازي واحد موشكي سپاه مي روند، به عنوان فرمانده توپخانه سپاه فعاليت خود را آغاز مي كنند. بدين ترتيب واحد توپخانه مركزي سپاه با استقرار در مدرسه اي واقع در آزادشهر اهواز فعاليت خود را رسماً شروع مي كند و به دنبال آن، شهيد «حسن قاضي» كه با هم به توپخانه مركزي سپاه ملحق شديم و شهيد «مصطفي تقي خواه» از بچه هاي نجف آباد اصفهان به عنوان فرماندهان دو گردان توپخانه مركزي سپاه معرفي شدند. (شهيد حسن قاضي در زمان عمليات خيبر به اتفاق شهيد تهراني مقدم جلو رفته بود كه در همان جا مفقود مي شود و تاكنون هم پيكرش بازنگشته است.)
¤ شهيد تهراني مقدم تا زماني كه عهده دار مسئوليت توپخانه مركزي سپاه بود، چه اقداماتي را انجام داد؟
يكي از كارهاي ماندگار او، راه اندازي مركز آموزش توپخانه بود. راه اندازي بخش ساخت(خودكفايي) متعلقات توپخانه كه ساخت اولين كاتيوشاي كشور توسط همين بخش در زمان مسئوليت شهيد تهراني مقدم صورت گرفت كه به دنبال آن هشت قبضه كاتيوشا نيز ساخته و تحويل وزارت سپاه شد كه يكي ديگر از اقدامات ماندگار اين شهيد است. مورد ديگري كه مي توان اشاره كرد راه اندازي واحد تعميرات و پشتيباني بود كه براي همين منظور افراد كارداني را هم جذب كرد.
در واقع اين اقدامات از جمله بزرگ ترين افتخارات توپخانه سپاه است كه توسط شهيد تهراني مقدم تحقق يافت. به عبارت ديگر، وقتي نيروي انساني باشد، اما فاقد آموزش باشد يا ساماندهي نداشته باشد، قطعاً نيروها كارايي نخواهند داشت. بنابراين وقتي در نيروي زميني سپاه، نيروي انساني ميلي جهت پيوستن به توپخانه ندارد، آن شهيد بزرگوار بااخلاق، تدبير و بزرگ منشي خودش افرادي را جذب مي كند كه پس از فراگيري آموزش هاي لازم، اوج كارايي خود را در دفاع مقدس طي دو عمليات والفجر هشت و كربلاي پنج به نمايش مي گذارند. اين بزرگ ترين اثري است كه يك فرد مي تواند از خود به يادگار بگذارد. اين اثرگذاري به حدي بوده كه امروز توپخانه نيروي زميني سپاه از نظر سخت افزاري و نرم افزاري در منطقه از موقعيت بسيار بالايي برخوردار است.
¤ گفته مي شود اولين موشك ايران كه به بانك «رافدين» بغداد اصابت كرد ماحصل تلاش شهيد تهراني مقدم بود، در اين رابطه توضيح مي دهيد.
شهيد تهراني مقدم وقتي توپخانه سپاه را سازماندهي مي كند، مأمور راه اندازي واحد موشكي سپاه مي شود و به همين جهت، تمام توان خود را بر روي اين موضوع متمركز مي كند. بدين ترتيب ايشان در زماني كه موشك باران شهرهاي ايران از سوي عراق آغاز شد، مأموريت يافت تا حركتي براي پاسخ به اقدامات تجاوزكارانه صدام انجام دهد. خود شهيد تهراني مقدم در اين رابطه مي گويد: «ساخت موشك را با همت دوستان و كساني كه احساس مي كردم در مسائل شيمي و فني وارد هستند، آغاز كرديم و اولين موشك را كه توليد كرديم نزديك مرز برديم تا از آنجا بغداد را بزنيم؛ هدف را گرفتيم و بغداد را زديم؛ از همان جا با آقاي هاشمي رفسنجاني تماس گرفتم و خبر را به وي منتقل كردم، اما باور نكرد كه چنين كاري را با موفقيت انجام داده ايم. به همين خاطر به من گفتند: «براي اينكه مطمئن شويم، اعلام نكنيد تا از آن طرف اعلام كنند.»
وي ادامه مي دهد: «من ساعت 6:30 صبح موشك را به طرف بغداد شليك كردم ولي راديو بغداد خبر آن را ساعت
10 صبح و صداي جمهوري اسلامي ايران ساعت 14 پخش كردند.» اين بيانگر آن است كه حتي مسئولان كشورمان هم نمي توانستند باور كنند متخصصان كشورمان ظرف مدت
40 روز بتوانند بدون داشتن سابقه قبلي، موشكي را براي شليك آماده كنند.
تا قبل از اين اقدام شهيد تهراني مقدم و گروهش، تعدادي از كارشناسان نظامي روسي به ايران آمده بودند و به بهانه تعمير، برخي قطعات اصلي موشك هايي كه از قبل در ايران بود را با خود برده بودند و همزمان به طرف عراقي هم اعلام كرده بودند ايران ديگر توان موشكي براي پاسخ دادن به حملات عراق ندارد. شهيد تهراني مقدم در همين رابطه مي گويد: «آن زمان توانستيم هم قطعات لازم را بسازيم و هم قابليت هاي موشك هاي ناقص شده را احيا كنيم.» به همين خاطر، دشمن وقتي فهميد ايران قابليت موشكي خود را مجدد به دست آورده است در زدن شهرها عقب نشيني كرد.
¤ در زمان شكل گيري توپخانه مركزي سپاه به غير از افرادي كه نام برديد، چه افراد ديگري با وي همكاري داشتند؟
يكي از اين افراد شهيد «ناهيدي» بود. وي بدون اينكه آموزشي ديده باشد، توانست سيستم توپ هاي غنيمتي را باز كند و پس از آشنايي با نحوه كارشان، آنها را عليه عراق به كارگيري كند و به ديگران هم طرز كارشان را آموزش دهد. سردار «زهدي» هم فردي بود كه شهيد تهراني مقدم از وي به دليل آموزش هاي نظامي كه قبل از انقلاب در ارتش فراگرفته بود، براي بحث آموزشي مباحث تاكتيكي استفاده مي كرد. همچنين «بهمن نقاش» براي تعمير و نگهداري ادوات و سردار حاجي زاده، فرمانده فعلي هوافضاي سپاه به عنوان مسئول آموزش توپخانه او را كمك مي كردند.
¤ شهيد تهراني مقدم براي افزايش قابليت هاي توپخانه سپاه چه اقدامات ديگري انجام دادند؟
در دوران دفاع مقدس كه كشور ما از جهات مختلف در تحريم به سر مي برد و برد توپخانه هاي ما هم محدود بود، او با همكاري جمعي ديگر براي افزايش برد واحدهاي توپخانه سپاه اقداماتي را آغاز كرد، البته بدون اينكه بخواهد توپ جديدي بسازد. به همين علت، مدت ها روي توپ
130 م.م. كار كردند تا اينكه موفقيت هايي در همين زمينه كسب كردند. گر چه آن زمان صنعت كشور به جهت ورود تكنولوژي ساخت موشك، اقدامات شهيد تهراني مقدم را دنبال نكرد، ولي اكنون با توجه به همان تجربيات اين شهيد توپ هاي برد بلند را به توليد انبوه رسانده است، به نحوي كه در آن ايام اگر توپ
130 م.م. برد نهايي اش 27 كيلومتر بود، امروز برد آن را تا 36 كيلومتر افزايش داده اند.
¤ اينكه گفته مي شود در عمليات خيبر واحدهاي توپخانه اي سپاه براي انجام عمليات آفندي تا خطوط مقدم درگيري ها مستقر مي شوند، به همين علت بود؟
بله؛ در توپخانه قانوني وجود دارد مبني بر اينكه در عمليات آفندي توپخانه بايد با استقرار در محل مناسب، دو سوم عمق دشمن را بزند، ولي در عمليات پدافندي بايد يك سوم خطوط دشمن را بزند. يعني در وضعيت آفندي بايد توپخانه از يك سوم خاك خودي آتشباري خود را آغاز كند ولي به دليل محدوديت برد توپ ها، مجبور بوديم توپخانه را پشت خطوط مقدم درگيري ها و زير آتش خمپاره
60 دشمن مستقر كنيم. در همين جا، جاي دارد از مجاهدت هاي شهيد «جان نثاري» كه در آن عمليات مسئوليت آتشباري نيروها را برعهده داشت و در درگيري اخير سپاه با گروهك پژاك به عنوان فرمانده توپخانه
15 خرداد به شهادت رسيد، يادي بكنيم.
¤ آيا ساخت موشك «شهاب 3» هم از جمله نتايج زحمات شهيد تهراني مقدم است؟
درست است كه وزارت دفاع به عنوان واحد پشتيباني كننده نيروهاي مسلح در بحث ساخت موشك «شهاب 3» وارد مي شود، اما عمده كارهاي تحقيقاتي اش را شهيد مقدم انجام داده بود.
اين شهيد عزيز عقيده داشت، نبايد چيزي را ديگران بسازند و بعد آن را به ما بدهند. به عبارت ديگر مي گفت كه اگر نيروهاي مسلح ما درك كردند بنا بر نوع تهديد به چه ابزاري براي مقابله نياز دارند، بايد براي توليد آن گام بردارند. زيرا متخصصان داخلي كشورمان از توانمندي و قدرت عمل بسيار بالايي برخوردار هستند.
¤ بعد از شهادت شهيد تهراني مقدم اخباري منتشر شد مبني بر اينكه او در حال كار بر روي توليد موشك هاي قاره پيما بوده است، به نظر شما طرح اين گونه مباحث تا چه حد به واقعيت نزديك است؟
نيروهاي مسلح ما در توليد ابزارهاي موردنياز خود تا آنجايي پيش مي روند كه مجموعه نظام جمهوري اسلامي ايران از آنها انتظار دارد و خارج از اين چارچوب نمي توانيم كاري انجام دهيم. زيرا اعتقاداتي كه داريم، ما را بر آن مي دارد تا تابع محض ولايت فقيه باشيم. پس وقتي چنين شد ديگر معنا ندارد بخواهيم خلاف آن عمل كنيم. به عنوان مثال وقتي ولي فقيه مي فرمايند نيازي به بمب هسته اي نداريم و استفاده ما از انرژي هسته اي فقط صلح آميز است، پس حجت براي ما تمام است كه به هيچ عنوان به سمت چنين سلاح هايي نرويم. حال ساخت موشك هاي قاره پيما هم چنين حكمي دارد. از سوي ديگر وقتي شهيد تهراني مقدم خود را تابع محض ولي فقيه مي دانست و به شدت نسبت به آن هم پايبند بود، طرح چنين مباحثي راجع به او جايز نيست. علاوه بر اين، مقام معظم رهبري هم علاقه خاصي به اين شهيد بزرگوار داشتند كه حضور در مراسم تشييع پيكر شهداي غدير، رفتن به منزل شهيد تهراني مقدم و ارسال پيام به مناسبت شهادتش، دلالت بر همين موضوع دارد. بنابراين نبايد با پرداختن به اين قبيل اخبار جعلي، كمك به ترويج شايعه كنيم.
سردار شهيد حاج حسن تهراني مقدم در بيان ياران و همرزمان
شهيد مقدم نمونه يك انسان چندوجهي بود
عليرضا جلاليان
هميشه با خود مي انديشيدم كه چرا بايد بعضي ها براي هميشه گمنام باشند؟ كساني كه علي رغم ايفاي نقش هاي حساس و مهم، نه نامي داشته باشند و نه نشاني.
حاج حسن تهراني مقدم از اين دسته بود كه تا بود به جز دوستان و همرزمان و همكارانش كسي او را نمي شناخت و يا به جايگاهش واقف نبود، اما پس از سال ها مجاهدت و تلاش در پاسداري از انقلاب اسلامي، خداوند او را مزد شهادت داد و با نام مقدس شهيد او را به همگان شناساند. با اين مقدمه، پاي صحبت تعدادي از ياران و همرزمان شهيد تهراني مقدم مي نشينيم تا با گوشه اي از ويژگي هاي اخلاقي، مديريتي و سيره فرماندهي او آشنا شويم.
حضرت آقا عاشق او بود
حجت الاسلام «علي شيرازي» كه چند مدتي است از نمايندگي ولي فقيه در نيروي دريايي به نمايندگي ولي فقيه در نيروي قدس نقل مكان كرده و از همسايگان اين شهيد و به عبارتي، امام جماعت مسجد محل زندگي اين شهيد بزرگوار است، درباره ايشان مي گويد: «اگر از بعد معنوي بخواهيم در رابطه با شهيد تهراني مقدم صحبت كنيم، بايد بگويم مقيدترين فرد به نماز جماعت بود. نماز جماعت صبح اين عزيز ترك نمي شد. از لحاظ اخلاص هم او كمك هاي زيادي به فقرا مي كرد و در كارهاي فرهنگي و خير دست داشت و عنايت داشت كه كسي متوجه نشود، لذا پول ها را مي داد به ديگران تا در اين مسير خرج كنند.
از بعد نظامي هم اگر نگاه كنيم، بهترين دانش را در رابطه با موشك و سلاح داشت كه اين بعد او در سپاه قابل تحسين بود.
در رابطه با عشق به ولايت هم همين قدر بگويم كه حضرت آقا عاشق او بود كه حضور ايشان در تشييع جنازه سردار تهراني مقدم، مويد اين مسئله است. پشت صحنه اين مسئله عشق فراواني بود كه حاج حسن تهراني مقدم به امام خامنه اي داشت و در ميان فرماندهان سپاه زبانزد بود.
همه را مجذوب شخصيت خود مي كرد
سردار «سيد مجيد موسوي» به عنوان جانشين فرمانده نيروي هوافضاي سپاه كه از دوستان نزديك و صميمي اين شهيد است نيز در رابطه با او مي گويد: حاج حسن شخصيت بي نظيري بود كه با هيچ كلامي نمي شود او را توصيف كرد. شخصيت ويژه اي كه اساساً جايش روي زمين نبود. تلاشش از همه جهت ارتقاي بنيه دفاعي و بازدارندگي نظام، به نتيجه رساندن خواست ولي فقيه و تلاش براي رسيدن به مدينه فاضله ترسيم شده معمار بزرگ انقلاب، حضرت امام خميني(ره) بود. از سكنات شخصي و سازماني او اين كه انسان بلانظير و بي شبيه بود كه به واقع توانست، نمونه يك پاسدار واقعي را به جهت همه ابعادي كه تصور مي شود، به منصه ظهور بگذارد و بتواند يك الگوي جاودانه براي همه پاسداران باشد.
او شخصيتي بود كه در معاشرت ها و روابط با عامه كاركنان در اولين برخورد آنها را مجذوب خود مي ساخت. خلق و خوي اش به واقع الهي و متأسي از آموزه هاي ديني بود و همين او را به اين ويژگي هاي منحصر به فرد رسانده بود، به طوري كه همه دوستان و همكاران به او عشق مي ورزيدند و از مجالست با او لذت مي بردند. بيرون از سپاه هم با هر كسي كه معاشرت داشت، با حداكثر جاذبه اي كه ايجاد مي كرد اين پيوند كه بين او و ديگران برقرار مي شد، ماندني بود. در كار هم، فرماندهي بود كه هيچ موقع بنا نداشت در انتهاي صف حركت كند. هميشه خودش در خط اول بود و در مقام عمل قرار مي گرفت. به راستي كه مقدم بود، چرا كه سعي داشت مانند نوك پيكان هميشه سردمدار حركت ها باشد كه حادثه شهادت او خود اين الگو بودن وي در پيشتازي در كارها را اثبات كرد.
مشكلات برايش ناچيز جلوه مي كردند
سردار «كاظمي» هم كه از فرماندهان ارشد سپاه مي باشد در رابطه با او اين چنين مي گويد: سردار شهيد حاج حسن تهراني مقدم از عزيزان و بزرگواراني بود كه در وادي ولايت مداري و در مسير ولايت گام نهاد و سرمشق همه ما بود. اراده مستحكم داشت، اميدوار بود و با افق بلندنگاه و تلاش شبانه روزي در اين مسير به گونه اي عمل مي كرد كه هر مشكل سهمگيني كه جلوي راهش بود، بسيار ناچيز جلوه مي كرد. بحمدالله همه افق هاي بلند را فتح كرد كه آخرينش فوز شهادت بود. دوستان و همكاران اين شهيد هم اين حركت او را با پشتكار و همتي كه از او و ساير شهداي همراهش آموخته اند، ادامه خواهند داد.
شهيد مقدم يك انسان چندوجهي بود
سردار «علي رضا تمييزي» هم كه بعد از فرماندهي دانشگاه امام حسين(ع) به سازمان بازنشستگي نيروهاي مسلح رفته است، درخصوص اين شهيد بزرگوار چنين مي گويد: سردار تهراني مقدم يكي از اسوه هاي جامعه اسلامي ما و به خصوص از جمع پاسداران با سابقه و نيروهاي اوليه سپاه بود. هر كس با روحيه او آشنا بود مي دانست كه او يك انسان چندوجهي است. متدين، متخصص، فرهنگي، ورزشي و چندبعدي در همه جهات، هميشه پاي كار و جزء نيروهاي پيشگام.
در آخرين مأموريت كه يك برنامه كوهنوردي بود با ايشان بودم. او يكي از بهترين كوهنوردهاي ايران بود. اكثر قلل ايران را فتح كرده بود. توفيق شد با او و جمعي ديگر از دوستان براي صعود به قله دماوند رفتيم. انصافاً در مسير رفت و برگشت اين صعود، بيشتر ايشان را درك كردم و شناختم. راز و نيازهاي شبانه و توجهي كه نسبت به خودسازي داشت از خصوصيات بارز او بود. او انسان خودساخته اي بود كه بايد از او درس بگيريم. در حوزه تخصصي خود، شهيد تهراني مقدم يكي از افراد كم نظير و يا بهتر بگويم، بي نظير بود. در رابطه با مديريت و فرماندهي و حوزه هاي توپخانه و موشكي يكي از برجستگان بود كه در نهايت به فوز شهادت كه از همه چيز عظيم تر و بالاتر است، نائل آمد.
اميدوارم كه ما ادامه دهنده راه اين شهيد بزرگ باشيم.