|
|
1-فرمانده سپاه استان تهران در گفت وگو با صبح صادق : بسيج، فتنه پس از انتخابات را مديريت و مهار كرد |
|
فرمانده سپاه استان تهران در گفت وگو با صبح صادق
بسيج، فتنه پس از انتخابات را مديريت و مهار كرد رحيم محمدى ويژگي هاي خاص و منحصر به فرد استان تهران باعث شده تا براي كنترل اوضاع در شرايط خاص و همچنين مأموريت هاي جاري آن، برخلاف ساير استان ها دو سپاه داشته باشد. از اين رو استان تهران تنها استاني است كه داراي دو سپاه است. البته با توجه به اينكه در آينده نزديك به واسطه جدا شدن شهرستان كرج از استان تهران و تبديل آن به استان البرز، امكان دارد كه تهران نيز همانند ساير استان ها يك سپاه داشته باشد. به هر جهت تا زماني كه استان البرز به طور رسمي فعاليت خود را آغاز كند، تهران همچنان داراي دو سپاه خواهد بود. با اين مقدمه و براي آگاهي از مجموعه فعاليت ها و اقدامات سپاه استان تهران، مصاحبه اين هفته را به همين موضوع اختصاص داده ايم. بنابراين آنچه در ادامه آمده ماحصل گفت وگوي اختصاصي خبرنگار صبح صادق با سردار بهرام حسيني فرمانده سپاه سيدالشهداء (ع) استان تهران است.
رهيافت بسيج ودفاع همه جانبه(1) مقدمه صيانت (خاطرات حفاظتى ) نمايش حفاظتي زمستان سال
63 در كردستان خصوصاً روستاها و محورهاي خارج از شهر به محض اينكه هوا تاريك مي شد، احزاب منحله دمكرات و كومله به دنبال باجگيري از مردم يا زدن كمين و به سقوط كشيدن پايگاه هاي سپاه و بسيج كه در برخي از روستاهاي مهم احداث شده بود، دست به اقدام مي زدند و با اين عمل دست ياري به دشمن بعثي مي دادند، در آن زمان به عنوان يك بسيجي كه عمليات هاي مختلف را در جنوب تجربه كرده بودم، به بوكان اعزام شدم و چون معاون گردان از دوستانم بود، مرا به عنوان مسئول پايگاه يا مقر «تكان تپه» كه در محور بوكان واقع شده بود، گمارد. پس از گذشت يك ماه متوجه رفتار مشكوك يكي از كاركنان مقر شدم. ارتباط جواني
20 ساله بسيجي با برخي از افراد بومي روستا مرا هوشيار كرد كه او را تحت مراقبت نامحسوس قرار دهم. متوجه شدم به اتاق مخابرات كه ورود ممنوع بود و فقط من و مسئول مخابرات حق تردد داشتيم، رفت و آمد دارد. با عناوين مختلف و با طرح دوستي با مسئول بيسيم، كد و رمز دفترچه را مي خواند، به معاون خود سپردم شبانه هم ايشان را مراقبت كند كه متوجه شدم پنهاني نيمه هاي شب از مقر خارج مي شود. ديگر مطمئن شدم كه او نفوذي است و با گروهك هايي در ارتباط است. براي پي بردن به اهداف و مقصد او بايد با او طرح دوستي مي ريختم. لذا با يكي از همرزمان ديگر كه بچه تهران و از پايگاه شميرانات اعزام شده بود، هماهنگي هاي لازم را انجام دادم. چند روزي با حرف هاي ضد ولايت فقيه، ضد جنگ، حرف هاي خوشايند گروهكي، اطلاعات كامل از سوژه جمع آوري و شب موعود براي فرار صوري از مقر، توسط ما سه نفر تعيين شد قرار بر اين بود نگهبان را بكشيم و با شهادت نيروها مقر را به آتش بكشيم و سوژه هم شش كيلومتري مقر با دمكرات هماهنگ كرده بود كه با تجهيزات انفرادي، بيسيم و دفترچه كد و... به آنها بپيونديم. ساعت عمليات فرا رسيد. آن شب مركز گردان و ديگر نيروها را با خبر كرده بودم و نمايش سر ساعت شروع شد وانمود كرديم نگهبان را خفه كرده ايم و سوژه هم سريع دو نارنجك دستكاري شده بدون چاشني و ماسوره را در داخل آسايشگاه انداخت، سريع يك رگبار هوايي زدم در اين هنگام با هماهنگي قبلي، نيروهاي گردان ما را دستگير كردند. فردا صبح وقتي كه فرمانده گردان و جانشين او جلوي سوژه دست ما را فشرد و رو بوسي كرديم، سوژه بسيار تعجب كرد كه چگونه در دام حفاظتي ما افتاد. دفاع مقدس نطق تاريخي شير پير جبهه ها! محمدزارع تيمورى در آخرين روزهاي جنگ تحميلي
- اواخر تير و اوايل مرداد 1367- در مناطق عملياتي شلمچه و پاسگاه زيد در حال انجام عملياتي به نام «غدير» بوديم تا پس از آزادسازي جاده خرمشهر- اهواز بتوانيم چند كيلومتر باقيمانده از نقاط مرزي ايران اسلامي را از لوث اشغال بعثيان عراقي آزاد كنيم. عاشوراييان جمشيد به دادم رسيد! بعد از شهادت او، من و پدرش براي سفر حج ثبت نام كرديم. يك روز پدرش با خوشحالي آمد خانه و گفت كه اسم مان درآمده. اما پول براي سفر دو نفر كم بود. يكي از ما دو نفر بايد از حج صرف نظر مي كرد. |