صفحه 9            گزارش

 

1-تلاش مأيوسانه براى تحريم سپاه

2-تأثيرات انقلاب اسلامى بر جامعه تركيه


تلاش مأيوسانه براي تحريم سپاه

مجيد زادبود

اشاره
در پي ناكامي صهيونيسم بين الملل و جهان غرب در منصرف كردن تهران از ادامه برنامه هسته اي صلح آميز و نااميدي مقامات واشنگتن و تل آويو از كسب نتيجه دلخواه خود از تحولات پس از انتخابات اخير در ايران، ايادي صهيونيستي كاخ سفيد با اتخاذ يك تاكتيك سياسي جديد، در راستاي زنده نگه داشتن ناآرامي ها در ايران و همچنين ايجاد بازي جديدي در پرونده هسته اي ايران، تدارك رسانه اي و تبليغاتي را جهت تحريم جهاني عليه سپاه پاسداران به راه انداخته اند.
كانون هاي صهيونيستي كه بسترساز سياست هاي جهاني و منطقه اي كاخ سفيد مي باشند با پي بردن به نقش اساسي سپاه پاسداران در پشتيباني و پاسداري از انقلاب اسلامي ايران و دستاوردهاي آن، با فعال سازي جنگ نرم و تبليغاتي خود عليه سپاه پاسداران ، با اهداف و مقاصد از پيش تعيين شده، تحرك سياسي جديدي را براي مقامات كاخ سفيد در منطقه اتخاذ نمودند. با توجه به اهميت موضوع در اين گزارش سعي شده تا مقاصد و سياست هاي مقامات صهيونيستي واشنگتن در تدارك تحريم جهاني عليه سپاه پاسداران مورد بررسي و تحليل قرار گيرد.

تحريم بين المللي سپاه و تشديد ناآرامي ها در ايران

در پي حوادث پس از انتخابات، صهيونيسم بين الملل در جهت تضعيف جمهوري اسلامي و به خيال خود ايجاد انقلابي جديد در ايران و سقوط انقلاب اسلامي، با حمايت خود از عوامل ناآرامي ها در ايران هجمه سايبري را با فرماندهي مستقيم سرويس هاي جاسوسي صهيونيستي- آمريكايي عليه جمهوري اسلامي ايران به راه انداختند.
در فاز اوليه راهبرد تقابل نرم خود با ايران جهت تشديد ناآرامي ها و اغتشاشات داخلي در ايران، حمايت ها و كمك هاي اطلاعاتي و مالي خود را از جريان فتنه به صورت غير علني و پنهان ترتيب مي دادند.
تصور آنها اين بود كه به دليل اطلاع رساني جمهوري اسلامي از ماهيت اغتشاشات و ارتباط آنها با عوامل خارجي خصوصاً ايالات متحده آمريكا و آسانتر شدن برخورد نظام با عوامل ناآرامي ها نبايد حمايت علني و آشكار از جريان فتنه در ايران داشته باشند. بطوريكه اگر به ادبيات مقامات آمريكايي در ماه هاي اول و ناآرامي هاي جريان فتنه در ايران مراجعه كنيم، مشاهده مي شود كه سران كاخ سفيد دائماً تأكيد مي كنند كه مسئله ناآرامي هاي ايران يك موضوع داخلي است و ما صرفاً از جمهوري اسلامي مي خواهيم كه حقوق ملت خودش را رعايت نمايد و تعيين اينكه چه كسي در ايران حكومت كند بحث آزادي است و ما در اين موضوع دخالت نمي كنيم، اما با مديريت موفق نظام و شكست راهبرد نرم غرب در تشديد اغتشاشات داخلي ايران و تضعيف هرچه بيشتر مخالفان نظام، مقامات صهيونيستي كاخ سفيد به اين نتيجه رسيدند كه حمايت خودشان را از جريان فتنه در ايران علني سازند.
در فاز جديد تهاجم نرم، مقامات صهيونيستي كاخ سفيد اين احساس را مي كنند كه جريان فتنه در ايران تنها شده و در مقابل حكومت ايران اسلامي ضعيف شده است.
در نتيجه در راهبرد جديد مقامات صهيونيستي كاخ سفيد، جهت تقويت روحي جريان فتنه مي بايست حمايت جامعه جهاني از اين جريان ايجاد شود. بدين ترتيب راهبرد جديد آمريكا در راستاي حمايت جدي از جريان فتنه و تشديد ناآرامي ها در ايران،در راستاي تحريم هاي جهاني عليه سپاه پاسداران به عنوان نهاد اصلي سركوب كننده ناآرامي هاي داخلي ايران قرار گرفت.
در واقع كاخ سفيد با اقدامات ديپلماتيك و تبليغات رسانه اي عليه سپاه پاسداران در سطح منطقه و جهان، اين پيام را به مخاطبان داخلي خود در ايران ارسال مي كند كه ما سپاه را به دليل اقدامات سركوب گرايانه عليه اغتشاشات داخلي، تحريم و مجازات بين المللي مي كنيم.
بطور كلي مي توان راهبرد مقامات صهيونيستي واشنگتن را براي ايجاد يك موضع جهاني عليه سپاه پاسداران، در جهت زنده نگهداشتن ناآرامي ها و تشديد و احياي اغتشاشات داخلي ايران ارزيابي كرد.

تحريم سپاه و بازي جديد در پرونده هسته اي ايران

مقامات صهيونيستي واشنگتن با تحركات ديپلماتيك جديد در منطقه، در راستاي راهبرد ايران هراسي، اين بار با ادعاي افزايش قدرت سپاه پاسداران بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري، جهت اعمال فشار و تحريم هاي بيشتر سازمان ملل عليه ايران، كانون تهاجم نرم خود را عليه تشكيلات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي استوار ساخته اند،بطوريكه پس از ناكامي هاي كاخ سفيد و اربابان صهيونيست آن در به بن بست كشاندن برنامه صلح آميز هسته اي ايران، راهبرد جديد دولت اوباما در پرونده هسته اي ايران كه برگرفته از تصميمات و راهبردهاي كانون ها و مراكز مطالعاتي و استراتژيك صهيونيستي از جمله كنفرانس هرتصليا است، بر مبناي نظامي كردن برنامه هسته اي ايران قرار گرفته است.
در اين راستا، مقامات آمريكايي با ديپلماسي سياسي و رسانه اي خود در منطقه با پرداختن به موضوع قدرت گرفتن سپاه و جنگ تبليغاتي در جهت ترويج خطر سپاه پاسداران براي كشورهاي منطقه، تلاش مي كنند تا وضعيت پرونده هسته اي ايران را جهت اعمال فشار بيشتر جامعه جهاني، نظامي جلوه دهند.
براساس همين راهبرد جديد صهيونيستي كاخ سفيد است كه «هيلاري كلينتون» وزير امور خارجه ايالات متحده آمريكا، در تحرك جديد ديپلماتيك در خاورميانه، با رد هرگونه حمله به ايران از سوي آمريكا آشكارا از افزايش قدرت سپاه پاسداران اظهار ترس نموده و در حاشيه ديدارهاي خود با مقامات دول عربي از برنامه ريزي براي اتخاذ مواضع جهاني در اعمال فشار و تحريم هاي بيشتر سازمان ملل متحد بر تشكيلات تحت كنترل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي خبر مي دهد.

فاز جديد ايران هراسي و تضعيف قدرت منطقه اي ايران

مقامات صهيونيستي دولت اوباما با فعال كردن ديپلماسي سياسي و رسانه اي خود در منطقه، با بزرگنمايي قدرت و خطر سپاه پاسداران به دنبال آماده سازي شرايط سياسي منطقه براي ايجاد يك جبهه بندي سياسي و ديپلماتيك در مقابل جمهوري اسلامي ايران مي باشند. در واقع آمريكايي ها با به راه انداختن جنگ رسانه اي عليه سپاه پاسداران ، هدف ديگري را پيگيري مي نمايند و آن نظامي و پليسي جلوه دادن وضعيت ايران در مقطع كنوني است.
از آنجايي كه طرف هاي آمريكايي با چهار پرونده كليدي و ناتمام چون فلسطين، لبنان ، عراق و افغانستان درگير مي باشند كه اين پرونده ها مطلقاً بدون كمك ايران قابل حل و فصل نيستند، تلاش مي كنند تا با فعال سازي فاز جديد پروژه ايران هراسي با محوريت سپاه پاسداران، با ايجاد يك آرايش جديد سياسي در منطقه، موقعيت و ابزارهاي قدرت منطقه اي ايران را در منطقه تضعيف نمايند.
در نتيجه در تحرك ديپلماتيك جديد مقامات صهيونيستي كاخ سفيد، يكي از راهبردهاي آمريكا نظامي و پليسي كردن وضعيت ايران با ادعاي افزايش قدرت سپاه پاسداران ، در راستاي ايجاد يك آرايش جديد سياسي و ديپلماتيك منطقه اي در تقابل با جمهوري اسلامي ايران با هدف تضعيف قدرت منطقه اي ايران خواهد بود.

نتيجه گيري

به عنوان تحليل تحرك جديد سياسي و تبليغاتي مقامات آمريكايي و صهيونيستي در منطقه كه در بعد فاز جديد پروژه ايران هراسي با محوريت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، تجلي يافته است مي توان اهداف و مقاصد كاخ سفيد و اربابان صهيونيست آن را در راستاي تلاش براي اتخاذ مواضع منطقه اي و جهاني با هدف اعمال فشار و تحريم هاي جدي سازمان ملل عليه ايران و تشكيلات سپاه پاسداران به شرح زير برشمرد:
- تحريم بين المللي سپاه پاسداران به عنوان نهاد اصلي سركوبگر در اغتشاشات داخلي ايران جهت تشديد و زنده نگه داشتن ناآرامي ها و اغتشاشات داخلي در ايران و ايجاد حمايت بين المللي از جريان فتنه؛
- ايجاد جنگ تبليغاتي عليه سپاه با تأكيد بر افزايش قدرت گرفتن سپاه پاسداران بعد از انتخابات رياست جمهوري در ايران و ارتباط اين مسئله با پرونده هسته اي ايران جهت توجيه منطقه اي و جهاني، نظامي شدن برنامه هسته اي جمهوري اسلامي ايران؛
- فعال سازي فاز جديد پروژه ايران هراسي با محوريت سپاه پاسداران جهت ايجاد يك آرايش و نظم منطقه اي جديد در تقابل با نظام جمهوري اسلامي ايران؛


تأثيرات انقلاب اسلامي بر جامعه تركيه

دكتر عباسعلي فرزندي اردكاني

هر چند رژيم لائيك تركيه به محوريت نظامياني كه همواره مراكز قدرت را در دست داشته اند، هماره تلاش كرده با تقويت پيوند با آمريكا و نقش آفريني در ناتو ضمن حفظ نظام لائيك جايگاه خود را در محيط منطقه اي گسترش دهد، اما مشكلات داخلي، منطقه اي و بين المللي فراروي تركيه ناكارآمدي حاكميت جريان متعارض و متضاد با فرهنگ عمومي و اعتقادات ديني مردم در اين كشور را به اثبات رسانده است. از يك سو بحران قومي كرد در جنوب شرقي تركيه همواره مستمسكي براي آمريكا است تا هر زمان كه اراده كند سران تركيه را از اين طريق كنترل مي كند، از سوي ديگر نيازمندي اقتصادي تركيه به مراكز اقتصادي اروپا و آمريكا، تهديدات امنيتي تركيه در محيط پيراموني (بحران قبرس، مشكلات كردستان عراق، بحران قره باغ، سردي روابط با دنياي عرب و...) نظام لائيك اين كشور را بيش از پيش به آمريكا وابسته نموده و از سوي ديگر بروز نارضايتي هاي گسترده مردم از آمريكا كه از نظر آنها عنصر بي ثباتي و ضد صلح در منطقه قلمداد مي شود، زمينه فاصله گرفتن افكار عمومي را از جريان لائيك فراهم نموده است.
در همين راستا، مردم تركيه در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي در ايران به طور گسترده اي از آن استقبال كردند، زيرا بر اين باور بودند كه انقلاب اسلامي بزرگترين حركت تاريخي براي بازگشت به دوران طلايي اسلامي است و اين تأثير در حدي بود كه در ماه مي 1980 نمازگزاران مسجد فاتح استانبول عليه آتاتورك و نظام لائيك شعار دادند به طوريكه رسانه ها جمعي اين تظاهرات مردمي را منعكس كردند.
در سپتامبر همان سال نيز طرفداران حزب سلامت در يك راهپيمايي در قونيه از خواندن سرود ملي اجتناب كرده و خواستار بازگشت به شريعت اسلامي شدند. در ماه اوت 1980 نيز در شهر قونيه تظاهرات يكصد هزار نفري برگزار كردند كه شركت كنندگان در اين تظاهرات ضمن استفاده از پوشش اسلامي، شعارهايي به زبان عربي عليه هيئت حاكمه وقت سر دادند، همچنين در شهر «باتمان» هم تظاهرات مشابهي برگزار شد و شعارهايي چون: «جامعه اسلامي با دولت اسلامي» يا «دولت لائيك سرنگون خواهد شد»، مطرح گرديد كه نظاميان تركيه با احساس خطر در مورد شكل گيري يك جنبش انقلابي متأثر از انقلاب اسلامي ايران! وارد عمل شده و كنترل اوضاع را به دست گرفته و حكومت نظامي اعلام كردند.
نظاميان تركيه به رياست ژنرال «كنعان اورن» كه در موضع رياست ستاد مشترك و در نقش فرماندهي كل نيروهاي مسلح ايفاي نقش مي نمود با اعلام حكومت نظامي، سركوبي مسلمان ها را آغاز نمودند به طوريكه احزاب تعطيل شده، رسانه ها محدود و تحت كنترل قرار گرفتند و هزاران نفر از حزب سلامت و خصوصاً شاخه جوانان آن دستگير و زنداني شدند.
اسلام گرايان تركيه پس از كودتاي 1980 به سه دسته زير تقسيم شدند:
الف) طيفي كه براساس بافت فكري با حاكميت لائيك ها مشكل نداشتند.
ب) طيفي كه خواسته هاي خود را با روش مبارزه حزبي پي گرفتند (احزاب فضيلت، رفاه، سعادت و عدالت و توسعه)
ج) طيفي كه حاكميت لائيك ها را بر جامعه مسلمانان تركيه نمي پذيرفتند (گروه هايي چون حزب الله، ايليم، توحيد و سلام، جمعيت اسلامي ترك ها، اتحاديه جماعت اسلامي و...)
هر چند دولت لائيك تركيه پس از كودتاي 1980 برخوردهاي مختلفي را با سه طيف اسلام گرا شامل: جريان همراه با لائيك، جريان معتقد به رقابت حزبي و طيف معتقد به مبارزه با لائيك در پيش گرفت و تلاش نمود با باز گذاشتن نسبي دست اسلام گرايان ميانه رو و ايجاد اختلاف بين گروه هاي اسلامي و راه اندازي درگيري هاي سياسي بين جناح معتقد به مشي مبارزه انقلابي و نيز حذف فيزيكي برنامه ريزي شده شخصيت ها و فعالان برخي از گروه هاي اسلامي، موج اسلام گرايي در تركيه را كنترل كند، اما بهاي آزادي عمل نسبي به اسلام گرايان ميانه رو باعث روي كار آمدن دولت اسلام گراي «حزب رفاه» بود. با افول دولت نظامي در تركيه «تورگوت اوزال» با حزب تازه تأسيس خود يعني «مام ميهن» با پيروزي در انتخابات به نخست وزيري رسيد و او سعي كرد با دادن آزادي هاي كنترل شده از اوج گيري جريان اسلام گرايي جلوگيري نمايد و در همين راستا ده ها روزنامه و هفته نامه با گرايشات اسلامي در تركيه انتشار يافت كه اين حركت نيز تأثير مهمي در گرايشات اسلام گرايانه داشت. از طرفي دولت عربستان هم در همين سال ها با گرايش اسلام سلفي و وهابي وارد رقابت هاي سياسي در تركيه شده و تعدادي از گروه هاي اسلامي را جذب خود نمود و از آنجايي كه اسلام مورد نظر عربستان خطري متوجه حاكميت متمايل به غرب لائيك هاي تركيه نمي كرد، سران لائيك آنكارا از اين موقعيت بهره برده و از كمك هاي مالي وسيع عربستان در زمينه احداث اماكن مذهبي استفاده نمودند و به اين ترتيب در دهه 08 گسترش اسلام به سبك عربستان در جهت مقابله با اسلام الهام گرفته از انقلاب اسلامي و حركت حيات بخش امام خميني مورد توجه حاكمان وقت تركيه قرار گرفت. موضوعي كه سران لائيك تركيه از آن غفلت نمودند اين بود كه با گسترش مظاهر و نمادهاي اسلامي در اين كشور، اعتقادات، باورها و ارزش هاي اسلام در جامعه تركيه روزبه روز افزايش يافت و اسلام گرايان توانستند به تدريج انديشه هاي انقلابي اسلام را از انقلاب اسلامي ايران استخراج و وارد صحنه سياسي تركيه كنند.
در مارس 1994 (فروردين 1373) حزب رفاه در انتخابات محلي شهرداري ها توانست 28 مركز از 75 مركز شهري (از جمله شهرهاي آنكارا، استانبول، قونيه، دياربكر و ...) را به خود اختصاص دهد و با اين پيروزي موقعيت جديدي از رشد اسلام گرايي در تركيه را به ثبت برساند و اين موضوعي بود كه باعث شگفتي و حتي غافلگيري تحليلگران سياست داخلي تركيه شد و زمينه اي فراهم نمود كه حزب رفاه با عملكرد مناسب بتواند در انتخابات دسامبر سال 1995 (آذر 1374) مجلس به پيروزي برسد. اين حزب با كسب 4/21 درصد از كل آرا و حزب راستگراي «راه راست» و حزب چپگراي «مام ميهن» هم هر يك به ترتيب 2/19 و 6/19 درصد از آرا را به خود اختصاص دادند و جريان افراطي و لائيك تركيه را دچار شكست سخت نمودند. اين وضعيت همه محققان را به اين نتيجه رساند كه نقش اسلام در سياست و جامعه تركيه جايگاه خود را بازيافته است. با وجود تلاش هاي همه جانبه سران رژيم لائيك كه با روش هاي مختلف كوشيدند تا از تشكيل دولت توسط حزب رفاه جلوگيري كنند، اما حزب رفاه توانست با حزب راه راست دولت ائتلافي تشكيل دهد و براي اولين بار در تاريخ تركيه جديد يك دولت به رهبري يك حزب اسلام گرا قدرت برتر سياسي تركيه شود.
در حقيقت رويكرد اسلامي مردم تركيه با پيروزي انقلاب اسلامي ايران و پس از آن مقاومت سرسختانه مردم ايران در مقابل استكبار جهاني بيشتر احيا و تقويت شد.
هر چند دوره كوتاه حكومت «نجم الدين اربكان» از حزب رفاه با چالش ها و مشكلات فراواني همراه بود و به شدت تحت فشار مثلث احزاب سياسي لائيك، قضات دادگستري حافظ نظام لائيك و ارتش و نظاميان قرار داشت، اما دولت برخاسته از آراي عمومي با رويكرد اسلام گرايانه چاره اي جز پاسخگويي به خواسته هاي اسلامي مردم نداشت. بر اين اساس «اربكان» در سياست داخلي به يك سري اقدامات نظير: ساخت مساجدي در مناطق پيشرفته استانبول و در نزديكي كاخ رياست جمهوري در آنكارا، دادن اجازه به كارمندان براي استفاده از حجاب در ادارات دولتي، دعوت از رهبران گروه هاي اسلامي به ضيافت افطار، اجازه برگزاري مراسم روز قدس و ... اهتمام داشت و در عرصه خارجي و بين المللي نيز تلاش هايي براي نزديكي به دولت هايي چون ايران، سودان، ليبي به كار گرفت. اين اقدامات لائيك ها را كه با چند دهه دين ستيزي روياي پيوستن به اتحاديه اروپا را در سر داشتند برآشفته نمود و دادستان كل تركيه با حمايت ارتش با بيان اين مطلب كه اسلام سياسي با مقتضيات دموكراسي امروز همخواني ندارد خواستار ممنوعيت فعاليت حزب «رفاه» شد.
قانون اساسي پرونده اي را عليه «اربكان» تشكيل داده اند، آنها برپايي مراسم روز قدس در شهر «سينجان» و تقاضاي پياده شدن اسلام در تركيه را مغاير نظام لائيسم تركيه دانسته و در نهايت با تشكيل شوراي امنيت ملي با حضور رئيس جمهور و سران ارتش خطر اسلام گرايي را تحت عنوان ارتجاع! براي امنيت ملي مطرح و با تصويب بيانيه اي برخورد با اسلام گرايي را خواستار شدند. شوراي امنيت ملي تركيه با تأكيد بر بسته شدن مراكز ديني كه قوانين لائيك را نقض كرده اند بر اجراي سياست هاي يكسان سازي آموزشي، نظارت بر منابع تأمين مالي اسلام گرايان و جلوگيري از ورود اسلام گرايان به دولت تأكيد نمودند و «اربكان» را مجبور به استعفا نموده و سرانجام با يك كودتاي سياسي - قضايي عناصر اصلي دولت اسلام گراي اربكان را از صحنه سياسي خارج كردند. پس از آن صدها نفر از فعالان سياسي احزاب اسلام گرا را ربوده و تحت شكنجه قرار دادند. همچنين ده ها نفر از آنها را به بهانه هاي مخالفت با نظام لائيك اعدام كردند و پخش اذان از مساجد مهم و تأثيرگذار تركيه را ممنوع نمودند، جلسات آموزش قرآن را تعطيل كردند، تعدادي از مبلغان ديني را دستگير و تبعيد نمودند، صدها نظامي با گرايشات اسلامي را از ارتش اخراج كردند و بيش از 1500 نفر از مديران سطوح بالا از مشاغل دولتي را بركنار كردند. حزب رفاه منحل و اموال آن مصادره شد، حزب فضيلت هم كه توسط اعضاي حزب رفاه به رهبري رجايي كوتان و رجب طيب اردوغان شهردار استانبول در زمان اقتدار «حزب رفاه» تأسيس شده بود مورد تعرض قرار گرفت و «اردوغان» با اتهام هايي چون: سخنراني عليه لائيسم، دفاع از ملت فلسطين و... مورد تعقيب قضايي قرار گرفت و از شهرداري عزل و به 10 ماه زندان محكوم شد، «مروه كاواكچي» نماينده زن از طرف حزب فضيلت به دليل استفاده از روسري در جلسه بازگشايي مجلس و مراسم سوگند تحت شديدترين فشارهاي سياسي قرار گرفت و پس از ممنوع الخروج شدن، حكم بازداشت او صادر شد و در نهايت هم در بهار 1380 حزب فضيلت با اتهام هايي چون: رابطه با گروه هاي اسلامي، دفاع از حجاب، تبليغ و تحريك جوانان براي راهپيمايي تعطيل گرديد، اما حركت اسلام گرايي هرگز متوقف نشد، زيرا كه مردم تركيه راه سعادت، پيشرفت و عزت خود را در احياي اسلام گرايي و زندگي در پرتو اسلام جست وجو مي كردند.