*دوشنبه * 17 اسفند 1388 * 21 ربيع‌الاول 1431 * 8 مارس 2010 * سال دهم * شماره 441 *

سرمقاله


وحدت؟!


بسم الله الرحمن الرحيم

 

مصادف شدن ايام با هفته وحدت، بحث هاي متفاوتي در حوزه وحدت را پيش كشيد. آنچه كه مشخص بود اين بود كه بحث هاي درگرفته در اين ايام حول وحدت جهان اسلام باشد كه اينگونه نيز شد، اما در كنار اين مهم افرادي نيز در شكلي ديگر و با هدفي متفاوت پيرامون وحدت سخن گفتند. اين افراد از اين فرصت استفاده كردند و يا شرايط، آنها را به اين سمت سوق داد تا آنها در ارتباط با وحدت در جامعه سخن بگويند. نتيجه مرور سخنان آنها اين است كه بسيار كلي و نامشخص و بدون لحاظ كردن مسائل اساسي درباره وحدت سخن گفته اند، حال اينكه اين گونه سخن گفتن نه اينكه مشكلي را حل نمي كند كه سبب اميدواري سران فتنه و عوامل آنها و تداوم فتنه گري خواهد شد. چنانچه قرار باشد در خصوص وحدت كه ناظر بر بحث فتنه است سخن و كلام راهگشا بيان شود، لزوماً مي بايست حول محورهاي ذيل باشد:
1- بيان حقيقي علت اختلاف: توصيه كنندگان به وحدت نبايد انتظار داشته باشند با ناديده گرفتن ريشه هاي اختلاف كه خيلي سريع خودش را در لباس فتنه آشكار كرد و فرستادن صلوات همه چيز تمام شود. وحدت به اين معنا نيست كه رفتار عناصر اصلي دخيل در موضوع ارزيابي و بررسي نشود، بلكه دقيقاً عكس اين موضوع مي تواند به كشف حقيقت و حل مسئله كمك كند. به نظر مي رسد علت اصلي اختلاف رأي آوردن يك نامزد انتخاباتي و رأي نياوردن دو رقيب ديگر است. دو رقيب ديگر براساس انتظاري كه براي شان ايجاد شد و پس از آن تبديل به يك توهم گشت از پذيرش نتيجه قانوني انتخابات سرباز زدند و بدينوسيله عملاً اختلاف را ايجاد كردند.
2- ناديده گرفتن قانون و شكل دادن به فتنه: براساس قانون انتخابات نامزدهاي معترض حق اعتراض در چارچوب قانون را داشتند اما آن دو نامزد هيچ گاه نخواستند اعتراض خود را در چارچوب قانون ارائه دهند. اين حركت ناشي از دو امر متناقض بود: الف) آنها براساس يك تصور باطل كه هيچ گونه دليل روشني براي آن نداشتند خود را برنده انتخابات مي دانستند و هيچ نتيجه اي غير از آن را قبول نداشتند. ب) يقين داشتند چنانچه قانون را بپذيرند و رسيدگي امر را به قانون واگذار كنند، رقيب آنها پيروز خواهد شد. از اين رو به هر گونه راه حل و پيشنهاد قانوني براي رسيدگي به موضوع پاسخ منفي مي دادند. به عبارتي آنها تنها به كسب جايگاه رياست جمهوري رضايت مي دادند و بس. عدم تمكين آنها اختلاف را آنقدر عميق كرد كه در نهايت آنها پس از اينكه دريافتند قانون وجاهتش را صرف رضايت آنها نمي كند، پا در مسير فتنه گذاشتند. چون در ابتداي كار روند فتنه فزوني گرفت آنها به اشتباه گمان كردند اين روند مي تواند قدرتمندتر شود و سريع تر به پيش رود تا جايي كه در نهايت نظام را وادار به عقب نشيني كند. چنين تحليلي در خصوص موقعيت و آثاري كه به زعم آنها بر فتنه مترتب بود، اشتياق آنها را براي گسترده تر كردن فتنه و نيز بالا بردن ظرفيت آنها براي پرداخت هزينه هاي بيشتر افزايش داد تا جايي كه آنها راضي شدند دخالت دشمنان در حمايت از آنها و نيز ايجاد مشكلات اجتماعي امنيتي براي نظام و... را با وقاحت تمام بپذيرند.

 
 

 

 3- عدم توجه به هشدار و مداراي صبورانه مقام معظم رهبري: مقام معظم رهبري از ابتدايي كه اين موضوع در شكل اختلاف بروز كرد و حتي در زماني كه فتنه شكل گرفت و خسارات مادي و معنوي فراواني به نظام وارد ساخت، پدرانه به آنها هشدار دادند و آنها را به قانون دعوت كردند و با بيان عباراتي پنددهنده و تحليلي تلاش كردند آنها را متوجه موقعيت و عواقب رفتارشان كنند، اما متأسفانه آنها حاضر نبودند، هيچ ارزش و شأني را پاس بدارند و پذيراي كلام و بيان حق باشند.4- پذيرفتن مداخله دشمن: كينه ورزي آنها نسبت به نظام و اصرار جاهلانه بر مواضع و سلسله اعمال ضد انقلابي كار را به آنجا كشاند كه دشمن در آنها طمع كرد و تشخيص داد بدون هزينه و دردسر به افرادي دست يافته است كه حاضرند سر از پا نشناخته خود را در اختيار اهداف دشمن قرار دهند. اين موضوع براي دشمن و ضد انقلاب خارج نشين هم تعجب آور بود. اين افراد در مسير باطلي كه قرار داشتند خود را كاملاً محتاج حمايت هاي دشمن مي ديدند و با وجود ننگ بودن وابستگي به دشمن و قرار گرفتن در خدمت دشمن، اين ننگ را پذيرفتند تا جايي كه دشمن به اسم، از آنها حمايت و پشتيباني مي كرد و ارزش هاي اسلام، انقلاب و نظام را زير سوال مي برد، اما آنها دم نمي زدند.
5- وحدت درباره چي با چه كساني: معمولاً و در بيشتر اوقات با به ميان آمدن بحث وحدت اين نكته خودنمايي مي كند كه مي بايست به سراغ اصول مشترك رفت. حال بايد ديد چه اصولي مي توانند مشترك تلقي شوند. قانون، شخصيت حضرت امام (ره)، مقام معظم رهبري، آرا و خواست مردم، عزت و اعتبار نظام و كشور، دشمني با دشمنان نظام و... چنانچه رفتار سران فتنه با اين اصول سنجيده شوند معلوم مي گردد آنها نه اينكه در حفظ و پايبندي نسبت به اين اصول تلاشي نكردند كه رفتار چند ماه گذشته شان گواه روشني است بر اينكه تمام اين اصول را زير پا گذاشته اند. آنها حرمت هيچ چيز را براي وحدت پيرامون آن حفظ نكردند. چنانچه بر فرض پذيرفته شود وحدتي صورت پذيرد اولين سوال پس از اين پذيرش فرضي اين است حول چه اموري، اموري كه آنها پاس نداشته اند؟ اين امور چگونه مي توانند محور وحدت قرار گيرند. از اين گذشته بايد به اين موضوع نيز پرداخته شود كه وحدت با چه كساني؟ با كساني كه رفتار چند ماه گذشته آنها در جهت خشنود كردن دشمنان نظام و آسيب زدن به ارزش ها و منافع مردم بود؟ پاسخ كاملاً روشن است با اين افراد به هيچ وجه نمي توان از وحدت سخن گفت. آنها از نظام دور افتاده اند، در شرايط حاضر آنها نيازمند بحث وحدت نيستند، آنها بايد خود را باز يابند، آنها با جسور كردن دشمنان نظام اسلامي و آسيب رساندن به آبرو و حيثيت اين نظام انقلابي مرتكب خيانت بزرگي شده اند، آنها بايد به فكر پاك كردن خود از اين آلودگي ها كه بزرگترين آلودگي هاست باشند. آنها چنانچه توانستند خود را از اين آلودگي ها پاك كنند و خسارت هاي وارد ساخته به نظام را جبران كنند و نظام و ملت هم بر آنها منت نهاد و از سر رأفت از آنها گذشت، آن وقت آنها به مقام يك شهروند معمولي نظام اسلامي كه مي تواند در بسياري از امور با ديگران شريك باشد، نايل مي گردند.
از حضور با عظمت و جانبازانه مردم در حماسه 9 دي و روز 22 بهمن 88 چيزي غير از اين مشاهده نمي شود.

 

  رضا گرمابدري


زير نظر شوراى نويسندگان اداره سياسى ستاد نمايندگى ولى فقيه در سپاه

pdfصفحات پيش ازانتشارومتن مطالب هفته نامه با فاصله اي اندك دردسترس خواهدبود.

 كليه حقوق متعلق به هفته نامه صبح صادق است .

لطفا نمايشگرخود رادروضعيت 768*1024قراردهيد .

نقل مطالب درصورت عدم تحريف معنايي با ذكر ماخذ آزاد است.

تلفن دفتر:77460100 و 77460110     نمابر:77468795    توزيع:77478947

 info@sobhesadegh.ir   تهران-صندوق پستي:185/17385