صفحه 9            گزارش

 

1-حجت الاسلام والمسلمين سعيدى در نامه اى خطاب به محمدعلى انصارى : چه كسى بايد پاسخگو باشد

2-اولين مشق پرغلط آمانو


حجت الاسلام والمسلمين سعيدي در نامه اي خطاب به محمدعلي انصاري
چه كسي بايد پاسخگو باشد

در پي انتشار نامه محمدعلي انصاري به حجت الاسلام والمسلمين سعيدي، نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران، حجت الاسلام والمسلمين سعيدي به ايشان پاسخ دادند.
به گزارش سپاه نيوز؛ متن كامل اين نامه به شرح زير است:

برادر گرامي جناب حجت الاسلام والمسلمين
محمدعلي انصاري (دام توفيقه)

سلام عليكم
با صلوات بر محمد و آل محمد و احترام و با آرزوي تحيات الهي، بازگشت به مرقومه جناب عالي به تاريخ (5/7/88)، با عنايت به رسالت موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام (رض) در پاسداري از سيره نظري و عملي آن حضرت و نشر آن، اهتمام آن موسسه و دست اندركاران به آرمانها، ارزشها و دستاوردهاي انقلاب اسلامي و نقش شما در انجام اين رسالت، به اطلاع مي رساند؛
1- بسياري از مسائلي كه در فضاي سياسي جامعه در مورد سپاه و بسيج از سوي برخي گروه هاي سياسي مطرح مي گردد بر اين مبنا استوار است كه سپاه يك نيروي صرفاً نظامي بوده و غير از نظامي گري هيچ گونه نقش ديگري را نبايد ايفا نمايد. صدرنامه شما كه در آن نسبت به موضع گيري هاي فرماندهان، روحانيون و مسئولان عقيدتي سياسي و اينجانب ايراد وارد شده، متأثر از همين ديدگاه است. آيا واقعاً سپاه يك سازمان انقلابي صرفاً نظامي است؟! اگر چنين است پس اين تهديدات غيرنظامي با ماهيت نيمه سخت و نرم عليه انقلاب اسلامي، جمهوري اسلامي و آرمانهاي حضرت امام (ره) را چه كسي بايد پاسخگو باشد؟! آيا سپاه براي مقابله با تهديدات، داراي رسالت، مأموريت و وظيفه نمي باشد؟! رجوع به قانون پاسخ اين سوالات را مي دهد؛برابر نص صريح قانون اساسي، (اصل 150) فلسفه وجودي و ماندگاري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي «نگهباني از انقلاب و دستاوردهاي آن» است. شك نمي توان كرد كه ايفاي اين نقش و مأموريت مستلزم شناخت و بصيرت خانواده بزرگ سپاه (سپاه و بسيج) از انقلاب، دستاوردهاي ارزشمند آن، آسيبها و تهديداتي كه متوجه آن بوده و يا خواهد بود، راه هاي مقابله با مخاطرات و تهديدات و همچنين هوشياري و آمادگي مستمر، عالمانه و موثر براي دفاع همه جانبه در عرصه هاي مختلف است. همين خصوصيت، سپاه را از نيروهاي مسلح متمايز مي كند.
2- به استناد فصل اول اساسنامه سپاه پاسداران مصوب (15/6/1361) مجلس شوراي اسلامي، «سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نهادي است تحت فرماندهي عالي رهبر معظم انقلاب كه هدف آن نگهباني از انقلاب اسلامي، دستاوردهاي آن و كوشش مستمر در راه تحقق آرمانهاي الهي و گسترش حاكميت قانون طبق قوانين جمهوري اسلامي ايران و تقويت بنيه دفاعي جمهوري اسلامي از طريق همكاري با ساير نيروهاي مسلح و آموزش نظامي وسازماندهي نيروهاي مردمي مي باشد.»
3- بر اساس قوانين (قانون اساسي و قوانين مصوب مجلس شوراي اسلامي)، نيروهاي مسلح و از جمله سپاه تحت فرماندهي معظم كل قوا بوده و تدابير معظم له در خصوص اين نيروها در حكم قانون مي باشد. در سند رسالت سپاه كه به تصويب فرماندهي معظم كل قوا رسيده و به سپاه پاسداران ابلاغ شده، بر دفاع از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن در برابر تهديدات سه گانه سخت، نيمه سخت و نرم به عنوان رسالت سپاه تصريح شده است.
فصل دوم اساسنامه سپاه پاسداران در قالب 10 ماده و دو تبصره به تشريح مأموريت سپاه، حيطه و چگونگي انجام آن اشاره دارد و «مبارزه قانوني با عوامل و جريانهايي كه در صدد خرابكاري، براندازي نظام جمهوري اسلامي و يا اقدام عليه انقلاب اسلامي ايران مي باشند»، «مبارزه قانوني با عواملي كه با توسل به قوه قهريه درصدد نفي حاكميت قوانين جمهوري اسلامي باشند»، «پرورش و آموزش اعضاء سپاه طبق تعاليم و موازين اسلامي مبتني بر رهنمودهاي ولايت فقيه در زمينه هاي عقيدتي، سياسي و نظامي در جهت كسب توان لازم به منظور انجام مأموريتهاي محوله» و «برنامه ريزي، سازماندهي، اداره و فرماندهي و اجراي آموزشهاي عقيدتي، سياسي و نظامي اعضاء بسيج مستضعفين بر طبق موازين اسلامي» از جمله مقرره هاي اين فصل هستند.
4- به استناد مفاد حكم انتصاب به عنوان نماينده ولي فقيه در سپاه اولويت هاي ماموريت اينجانب در تصدي اين مسئوليت، تعميق معرفت ديني و ارتقاي بصيرت سياسي آحاد سپاه و بسيج است.
5- ماده 27 اساسنامه و مأموريت و وظايف مصوب دفتر (معاونت) سياسي نمايندگي ولي فقيه در سپاه به اشراف خبري- تحليلي بر محيط داخلي، منطقه اي و بين المللي، آگاه سازي سياسي و اطلاع رساني، ارتقاي سطح معرفت و بصيرت سياسي گستره مأموريتي سپاه به بهره گيري از شيوه ها و سازوكارها در راستاي عمق بخشي آگاهي ها و ارتقاي بينش و بصيرت سياسي است.
با توجه به آنچه به طور مختصر در خصوص رسالت سپاه و نقش نمايندگي ولي فقيه در سپاه ذكر گرديد، بايد كار ويژه هاي سپاه در سالهاي اخير را ارزيابي نمود و درباره آن قضاوت كرد. اينجانب و تمامي فرماندهان و مسئولان سپاه به ديدگاه هاي حضرت امام (ره) در خصوص عدم ورود نظاميان به عرصه منازعات سياسي واقف بوده و ديدگاه هاي رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مد ظله العالي) در اين موضوع را كاملاً منطبق بر ديدگاه هاي حضرت امام (ره) دانسته و خود را ملزم و متعهد به رعايت آن مي دانيم.
مشكل اصلي در برداشت هاي نادرست عده اي از ديدگاه هاي حضرت امام (ره) است. برداشت هايي كه بر اساس آن سپاه را همانند ارتش، يك نيروي صرفاً نظامي دانسته و اين برداشت با حقايق و واقعيت ها مغايرت دارد. انقلاب اسلامي از سالهاي بعد از جنگ تحميلي تا به امروز با «تهاجم فرهنگي، شبيخون فرهنگي، قتل عام فرهنگي، تهديدات نرم و جبهه ناتوي فرهنگي دشمنان» مواجه بوده و اين تهديدات نرم بيست سال گذشته، اكنون به مرحله «جنگ نرم» رسيده كه رهبر معظم انقلاب اسلامي در تحليل وضعيت كنوني مي فرمايند: «ما با جنگ نرم دشمنان مواجه هستيم.» آيا سپاه براي مقابله با اين جنگ نرم، وظيفه اي دارد يا نه؟ عده اي مسائل داخلي كشور را به رقابت سياسي بين دو جناح يا جريان سياسي خلاصه مي كنند و بر اساس آن اقدامات سپاه را جناحي پنداشته و بر اساس همين تحليل نادرست به سپاه انتقاد مي كنند. شما در نامه به موارد و مصاديقي اشاره كرده ايد كه به اختصار توضيحاتي جهت رفع ابهامات داده مي شود.
الف) بيت حضرت امام (ره) و منسوبين به آن حضرت براي همه مردم عزيز هستند، لكن به اين نكته بايد توجه داشت كه خود حضرت امام (ره) به همگان آموختند كه اسلام از همه چيز عزيزتر است و براي حفظ اسلام نبايد با كسي تعارف داشت. شما به خوبي مي دانيد كه حضرت امام (ره) آقاي منتظري را حاصل عمر خود مي دانست و آنگاه كه ايشان با وجود برخورداري از جايگاه قائم مقامي رهبري با دشمنان و مخالفان نظام همراه شد، حضرت امام (ره) با هوشياري و قاطعيت تمام با وي برخورد كردند و نامه معروف (6/1/1368) را نگارش فرمودند. بنابراين افراد به صرف انتساب به حضرت امام (ره) و يا داشتن سابقه همراهي با آن عزيز سفر كرده، خود را نبايد مبرا از هر خطايي دانسته و هر نقدي نسبت به آنان غيرقابل تحمل گردد.
ب) با توجه به مسايل ساليان اخير، حوادث دوران دوم خرداد و به ويژه مسايل پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و پيدايي اين فتنه، سوالات و ابهامات بسياري در ذهن پاسداران و بسيجيان در خصوص مواضع و عملكرد برخي منسوبين به حضرت امام (ره) پديدار گرديد و آنچه در برخي جلسات مطرح شده، در واقع پاسخگويي به اين سوالات و ابهامات است. نمونه هايي از اين سوالات كه داراي فراواني بسيار بالا در تمامي رده هاي سپاه و بسيج مي باشد، مورد اشاره قرار مي گيرد؛
1- سكوت معني دار جناب حجت الاسلام سيدحسن خميني در جريان آشوبها و فتنه سبز چگونه توجيه مي شود؟
2- چرا بيت حضرت امام و شخص سيدحسن آقا چنين مراوده هايي با عناصر دوم خردادي و كساني كه در طراحي و تهييج آشوب ها دخالت داشتند، دارد؟
3- با آن سابقه افراطي در جريان دوم خرداد و هتك حرمت به مقدسات ديني و مسئولان و شخصيتهاي انقلابي و حتي نسبت به خود حضرت امام (ره) در گذشته و مواضع و اقدامات اخير، چرا موضع روشني از بيت امام و جناب حجت الاسلام سيدحسن ديده نمي شود و يا اگر هست در تأييد آنهاست؟
4- چرا جناب حجت الاسلام سيدحسن خميني در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري حاضر نشد و سفر به پاكستان را بهانه كرد. آيا بين او و آقايان هاشمي رفسنجاني و خاتمي و ديگران كه سفرهاي همزماني را بهانه كردند ارتباطي وجود داشته است؟
5- جناب حجت الاسلام سيدحسن پس از آزادي عليرضا بهشتي از زندان به ديدار او و دلجويي رفت. آيا جناب حجت الاسلام سيدحسن وابسته به يك جناح خاص افراطي مقابل نظام است كه هيچ نشانه روشني از او در حمايت از امام و رهبري و آرمانهاي انقلابي و ملت وفادار به ارزشها ديده نمي شود؟
6- جناب حجت الاسلام سيدحسن خميني به جاي اينكه در كنار رهبري باشد در كنار مخالفان و در مقابل رهبري است؟
براي پاسخ به اين قبيل سوالات و ابهامات، نمي توان واقعيات در فضاي سياسي كشور را ناديده گرفت و آنچه كه احياناً در برخي نشريات بسيج و يا جلسات هدايت و توجيه سياسي سپاه و بسيج مطرح شده، با توجه به همين واقعيات است. البته بايد به اين نكته توجه داشت كه در بسياري از مواقع بين آنچه در يك نشريه و بولتن آمده و يا در يك جلسه سخنراني و پرسش و پاسخ مطرح گرديده و آنچه با واسطه هايي براي ديگران نقل مي شود تفاوت هاي اساسي وجود دارد. به عنوان نمونه شما مواردي را ذكر كرديد كه در اين خصوص بررسي ها نشان مي دهد؛
1) از حضرت حجت الاسلام آقاي جليل زاده در مورد مسايل مطروحه در فضاي سياسي كشور و از جمله در مورد جناب حجت الاسلام سيدحسن خميني سوال مي شود و ايشان ضمن پاسخ به سوالات در مورد سيدحسن آنچه در فضاي سياسي كشور مطرح است را بيان داشته و در موضوع رهبري هم مي گويند اين مطلب را شنيده اند. از آقاي جليل زاده مطلب شما سوال شد و ايشان در پاسخ گفته اند: من كلمه اطمينان را در اظهارات خود نداشتم و آنچه شنيده بودم را نقل كردم.
2) در مورد حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا ذوالنور نيز لازم به ذكر است كه بعد از سخنراني مرحوم آيت الله توسلي در مجمع تشخيص و ذكر خوابي از جناب حجت الاسلام حاج سيد حسن كه امام در خواب به ايشان فرمودند: «حسن، مرا دارند از خانه ام بيرون مي كنند» و حادثه تلخ سكته آن مرحوم، آقاي ذوالنور ضمن تجليل از گذشته مرحوم توسلي دو نكته را اظهار مي دارند:
1) اي كاش مرحوم آيت الله توسلي چنين خوابي را نقل نمي فرمود كه تحت تأثير آن دچار چنين حادثه اي شود.
2) وقتي آيت الله جنتي خوابي را به نفع رئيس جمهور نهم نقل نمود همه تريبونهاي اصلاح طلبان به ايشان حمله ور شدند كه ايشان خواب نما شده است، توسل به خواب، نشان ضعف استدلال و منطق و علم است، خواب حجت نيست و مطالبي از اين دست، حال چه شده كه خواب در جمع خواص و نخبگان نظام حجت است؟ بر فرض وجود چنين خوابي، روياي صادق بودن آن و حجت بودن، بايد ديد منظور از بيت چيست و امام را چه كساني و از كدام بيت بيرون مي نمايند؟ كه در اين خصوص 3 معني مي توان براي بيت تصور كرد:
1- منظور فيزيك و ساختمان بيت باشد مانند ساختمان منزل مسكوني، ساختمان موسسه نشر آثار و ... كه از مصالح ساختماني و خشت و آهن و آجر ساخته شده است.
خوب بايد ديد اين اماكن در اختيار چه كساني است بايد توصيه شود كه امام را بيرون نكنند و اغيار و بيگانگان را در آن راه ندهند .
2- معني ديگر بيت، ممكن است راه امام سلام الله عليه، آرمانهاي امام و اهداف امام باشد كه بايد پرسيد آيا هيچ كدام از آنها در دوران 8 سال حاكميت اصلاح طلبان از جمله نشريات و تريبونهاي در اختيار آنها مصون و محفوظ ماند؟ آيا موردي را مي توان تعيين نمود كه اصولگرايان خداي ناكرده به آن جسارتي روا داشته باشند؟
3- شايد منظور سوم از بيت، بازماندگان حضرت امام سلام الله عليه باشند كه در اين صورت نيز اولاً احترام بازماندگان حضرت امام بر همگان واجب است. ثانيا چه كسي خداي ناكرده جسارتي و توهيني روا داشته است كه با او برخورد لازم صورت پذيرد. ثالثا آيا منظور اين است كه هر كسي انتصابي به بيت حضرت امام سلام الله عليه داشت مصونيت او قطعاً تضمين شده است و مي توان مطمئن بود كه يقيناً هيچ گونه اشتباه، خطا و انحرافي نخواهد داشت. رابعاً اينكه حضرت امام سلام الله عليه فرمودند ملاك حال فعلي افراد است، چه مي شود آيا ميزان و ملاك فرمايش نوراني حضرت امام نيست؟
جناب آقاي انصاري
با توجه به موارد فوق، قضاوت نمائيد كه انتخاب گزينشي، ناقص و تحريف آميز سخنان ايشان كه به جناب عالي داده شد و مبناي قضاوت شما قرار گرفته است كار منصفانه اي بوده است؟

نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
علي سعيدي


اولين مشق پرغلط آمانو

سيامك باقري

گزارشي كه از دبيركل جديد آژانس بين المللي انرژي اتمي در خصوص سايت هاي هسته اي ايران براي اجلاس شوراي حكام - كه بنا است در دهم اسفندماه برگزار شود - منتشر گرديده سوالاتي را ايجاد نموده مبني بر اين كه اين گزارش داراي چه ويژگي هاي جديدي است و اين گزارش با گزارش هاي قبلي كه در دوره آقاي البرادعي منتشر مي شد چه تفاوت هايي كرده و چرا اين گونه اين گزارش تنظيم شد و در نهايت اينكه چه هدف ها و پيامدهايي اين گزارش به دنبال خواهد داشت. نكته اول در خصوص ويژگي هاي اين گزارش كه چند محور مي باشد قابل ذكر است كه اين گزارش بسيار مفصل و با جزئيات و تفصيلي نوشته شده در حالي كه در گذشته اين امر كمتر اتفاق مي افتاد دوم اينكه، اين گزارش به يك سري نكات راجع به مباحث هسته اي ايران پرداخته است، از جمله آخرين اقداماتي كه ايران در موضوع هسته اي داشته مانند بحث غني سازي 20 درصد كه انجام داده در اين گزارش منعكس گرديده و در واقع اين گزارش حاوي اطلاعات تا زمان تهيه آن است. سوم اينكه، اين گزارش همكاري هاي ايران و آژانس را مورد تأكيد قرار داده و فعاليت هاي هسته اي ايران را تحت نظارت آژانس خوانده و به آن اذعان نموده و اين همكاري در آن برجسته است. اما در كنار اين نكات مثبت، اين گزارش حاوي نكات منفي نيز هست كه به نوعي ناظران بر فعاليت هاي هسته اي ايران را دچار ترديد مي نمايد از جمله تشويش سازي مجدد برنامه هسته اي ايران كه در اين بحث، مطرح نمودن دوباره لپ تاب ها مي باشد كه قبلاً هم جمهوري اسلامي پاسخ لازم را به آژانس داده بود. مورد بعدي درخواست دبيركل آژانس در خصوص تصويب پروتكل الحاقي است و گزارش به گونه اي تهيه شده كه القا كند با وجود تمام اين مسائل آژانس هنوز قادر به راستي آزمايي كامل برنامه هاي هسته اي ايران نيست و نياز به شرايط دارد و اينكه اين گزارش به گونه اي دوپهلو بوده و نوعي استانداردهاي دوگانه را در اين زمينه ها در خود گنجانده است. مهمترين تفاوت اين گزارش با گزارش هاي محمد البرادعي را مي توان در دو زاويه مورد بررسي قرار داد؛ يكي از لحاظ شكلي و ديگري محتوايي. در بعد شكلي الف) اين گزارش به نوعي مفصل و همراه با جزئيات ارائه شده، جزئياتي كه تقريباً كامل و متفاوت با گزارش هاي حداقل يك سال پاياني مأموريت آقاي البرادعي در آژانس مي باشد. يعني قبلاً گزارش هاي البرادعي مختصر و كوتاه تنظيم مي شد. ب) مي توان به بحث تفاوت ادبيات اين گزارش با گزارش هاي قبلي اشاره كرد، به گونه اي كه بحث تشكيك در فعاليت هاي هسته اي ايران را در ادبيات آن مي توان ديد و مضاعف مي شود، در حالي كه در گزارش هاي البرادعي اين گونه نبوده است. ج) عدم تعادل در وزن نگاه هاي مثبت و منفي در اين گزارش از ديگر تفاوت هاي اين گزارش با گزارشات البرادعي مي باشد كه به نظر مي رسد نگاه منفي آن به نگاه مثبت آن مي چربد. در حالي كه گزارش هاي انتهايي آقاي البرادعي اين گونه نبود و در واقع برعكس بود. در بحث محتوايي هم مي توان به دو مورد اشاره كرد. آقاي «يوكيا آمانو» در گزارشش سعي كرد وجه حقوقي اين گزارش را افزايش دهد و براي ايران چالش سازي نمايد در حالي كه البرادعي در گزارشاتش به گونه اي عمل مي كرد كه وجه سياسي گزارش بر وجه حقوقي اش بچربد كه از مهمترين هاي اين مسئله در زمان او مي توان به بحث مطالعات ادعايي اشاره نمود كه چون طرف ها بيشتر بحث سياسي را در اين قضيه دنبال مي كردند البرادعي هم جنبه سياسي گزارش را بيشتر مي نمود. اما آقاي آمانو بخش مباحث حقوقي مثلاً اينكه ايران در برخي از موارد خواسته شده همكاري نكرد يا اجازه همكاري نداد را در گزارش خود برجسته نموده است.
اما چرا چنين تفاوت هايي بين اين گزارش ها وجود دارد؟ و اين گزارش با گزارش هاي قبلي متفاوت است؟ يك نكته در اينجا وجود دارد، آن هم اينكه آقاي آمانو به جهت تجربيات كم در حوزه مسائل هسته اي كشورها و همچنين به موازات اين موضوع، نفوذي كه كارشناسان آژانس به مباحث موجود دارند منجر به اين شده كه گزارش ها در تحت مديريت مستقلانه آقاي آمانو قرار نگيرد و تحت تأثير نفوذ كارشناساني كه معمولاً تحت تأثير قدرت ها و يا رژيم صهيونيستي هستند، باشد و نكته ديگر آنكه بحث فشار مثلث شوم آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي را نبايد دور از نظر داشت، كه آنها از بيم اين گزارش و نحوه پرداخت اين گزارش در اين مسئله نقش اساسي اي را ايفا كردند. به جهت اينكه به طور كلي اين گزارش در واقع بازگشت به نقطه قبل بوده و اين رژيم ها كه در هفته هاي اخير به شدت ايران را تحت فشار قرار داده بودند، اكنون از اين زاويه خواستند كه گزارشي تنظيم شود كه مبناي فشارهاي خود را به سمت فشارهاي حقوقي ببرند.
نكته آخر هم اينكه اهداف و پيامدهاي اين گزارش چيست؟
اولين پيامد اين است كه پرونده جمهوري اسلامي همچنان در وضعيت فوق العاده و اضطراري مي ماند و نوعي گروگان گيري در خصوص پرونده ايران اعمال مي شود و از تلاش هاي ايران براي عادي سازي پرونده هسته اي جلوگيري مي شود. دومين پيامد، امنيتي كردن پرونده هسته اي ايران است كه در نكات و ويژگي هاي گزارش به آن اشاره شده و به نحوي نشان داده شده تا براي مخاطبان آن القا شود كه سازوكارهاي عادي در حل اين موضوع وجود ندارد. اين مهمترين نكته و پيامد اين بحث است و به نظر مي رسد بر اساس همين مسئله آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي سعي دارند در نشست شوراي حكام قطعنامه شديدي را عليه ايران صادر نمايند. سومين پيامد اين موضوع اين است كه اين گزارش مبنايي براي يك فضاسازي رواني و مجازي عليه ايران مي باشد، كما اينكه بلافاصله پس از انتشار آن رسانه هاي غربي سعي كردند كه يك فضاسازي بسيار پررنگي را در خصوص ايران داشته باشند و القاي خطرناك بودن برنامه هاي هسته اي ايران را در دستور كار قرار دهند. به نظر مي رسد يكي از هدف هاي عمده اين گزارش اين است كه از يك سو آژانس سعي دارد با تنظيم چنين گزارشي ايران را وادار به اجراي يك سري از پروتكل ها و پادمان هايي كه آژانس به دنبال آن است، كند از جمله پروتكل الحاقي كه از دوره البرادعي دنبال مي شد و اكنون هم دنبال مي شود و در كنار اين موضوع تلاش آمريكا و انگليس در تهديد نشان دادن ايران و اجماع عليه ايران و پيش تنظيم يك قطعنامه عليه ايران در شوراي امنيت نيز از نكات ديگر اين گزارش مي باشد.