گفت و گو با دكتر عزيز الله معمارياني
راه نيل به توسعه ملي عدم اتلاف منابع ملي است
توسعه
علمى از جمله گزاره هاى است كه در سندهاى بالا دستى نظام بر آن تاكيد ويژه
اى صورت گرفته است. نظر به اهميت اين امر گفتگويى با دكتر عزيز الله
معماريانى، رئيس موسسه پژوهش و برنامه ريزى آموزش عالى انجام شده است كه از
نظرتان مى گذرد.
گروه انديشه
¤ لطفا در خصوص توسعه علمي و اقتدار علمي و ارتباط و الزاماتي كه اين دو مي توانند با هم داشته باشند توضيح بفرماييد؟
اول از همه معني اقتدار را اگر خواسته باشيم. شايد بتوان آن را به معناي توان و قدرت امكان عدم تسلط ديگران برخود تعبير كرد. اما در فرهنگ و اعتقادات ما اقتدار به اين معنا نيست كه اگر كسي توان داشته باشد بتواند يا اجازه داشته باشد بر ديگران استيلا داشته باشد ولي با قاطعيت هميشه چه در قران و چه در احاديثي كه مي گويند نبايستي ديگران بر شما استيلا پيدا كنند توصيه شده است. براي اينكه بتوانيم تواني و قدرتي را داشته باشيم كه نگذاريم ديگران بر ما چيره بشوند بايد در حد متعارف از يك قدرتي برخوردار باشيم كه اين را به اقتدار تعبير مي كنيم البته اگر خواسته باشيم به فلسفه خلقت انسان توجه كنيم اقتدار به معناي تسلط انسان بر طبيعت است. بالاخره انسان در يك حدي بايد توان و قدرتي داشته باشد كه هم بتواند نيازها و احتياجات خودش را تامين و هم نگذارد ديگران بر او تسلط پيدا كنند.
در دنياي كنوني اما اين امر به جز توسل به ابزارهاي علمي امكان ندارد. البته اقتدار در حوزه هاي اقتصاد، سياست ، نظامي ، فرهنگي نيز معنا دارد ولي در هر كدام از اينها را خواهان پيشرفت باشيم بدون متوسل شدن بر جامعه علمي امكان پذير نيست. اساسا اجراي يا طراحي هر امري يك نقشه و مسير راه دارد كه در آنجا مي بايد مزيت هاي نسبي سنجيده بشود و فعاليت هايي صورت بگيرد كه امكان رقابت و چانه زني براي جامعه ايجاد شود بنابراين منابع را بايد طوري تخصيص داد كه در كمترين زمان بتوانيم به اهداف مورد نظرمان برسيم.باين وصف اگر بخواهيم به اقتدار علمي برسيم بايد از طريق علمي حركت كنيم و براي رسيدن به اقتدار علمي مي طلبد در فعاليت هاي علمي تحريك ايجاد كنيم .
¤ چه طور اين تحريك را ايجاد كنيم؟
توسعه فعاليت هاي علمي از سطوح مدرسه بايد شروع كرد و به موازات آن در آموزش و پرورش تحول ايجاد كرد ، بايد آموزش را خلاقيت محور كرد و توانمند سازي را در دانشگاه ها سرلوحه قرار داد تا دانش آموزان با يك فكر خلاقي از آموزش و پرورش به دانشگاه منتقل بشوند. در دانشگاه به نظرم دانشجو را بايد با يك ديد كارآفرينانه در سه جنبه آموزش، پژوهش ، فناوري هدايت كرد تا در او توانمندي ايجاد شود .. اگر قرار باشد توسعه علمي ايجاد بشود و توانمندي و تحريك علم صورت بگيرد مي بايد نياز جامعه به خوبي درك بشود و نياز جامعه در توسعه شناسايي شود. البته ، بايد اين نياز را به دانشگاه منتقل كرد و براي رفع نياز افراد متخصص و مناسب تربيت كرد تا توانمندي هاي آنها در راستاي رفع نيازهاي كشور باشد. نه اينكه بعد از فارغ التحصيلي سربار جامعه شوند و عملا هيچ تواني براي ايجاد يك فعاليت و يا توسعه فعاليت نداشته باشند در اين باب دقيقا بايد به نيازهاي مملكت توجه داشته داشت . مسئله ديكر انجام تحقيق است بايد توجه داشت كه هيچ مشكلي بدون تحقيق و بررسي دقيق و علمي قابل حل نيست و اگر قابل حل هم باشد بسيار غامض و پيچيده و زمان بر و انرژي بر خواهد بود. در عين حال بايد فناوري هايي ايجاد شود كه بتوان از طريق آن پژوهش هايي انجام شده در دانشگاه ها را در حوزه عمل پياده كرد. اين امر مستلزم برنامه ريزي هست و برنامه ريزي چند تا مرحله دارد كه اولا برآوردها و قياس سنجي ها صورت بگيرد ، استاندارد سازي ها انجام بشود، تخصيص منابع صورت بگيردو نظام كنترل و بهبود مستمر در هر سيستمي كاملا جا بيافتد. دوم اينكه اهتمام ملي وجود داشته باشد براي توسعه كه مسئولين طراز اول كشور تا آحاد مردم به اين قضيه اعتقاد داشته باشند و در جهت عملي ساختن برنامه ها جديت داشته باشند.
¤سئوال بعدي من اين است كه كه ما چه مزيت هايي داريم يا به عبارت ديگر چه زير ساخت هايي داريم كه مي توانيم با فعال كردن آنها به توسعه و اقتدار علمي برسيم؟
بسيار سئوال خوبي است. ببينيد مزيت هاي نسبي را بايد در دو حوزه جستجو كرد. يكي توانمندي هاي نيروي انساني ماست كه دانشمندان و محققيني وجود دارد كه بايد در آن حوزه فعاليت سازي و ظرفيت سازي كنيم. دوم حوزه كاربرد كه بايد ديد ما در چه حوزه اي به فعاليت اقتصادي نياز شديد داريم يا در چه حوزه اي توان خاصي داريم كه آنها را اگر پرورش بدهيم و يا رسيدگي كنيم مي تواند براي ما يك سري امكاناتي را فراهم كند. به نظر من چون در مملكت ما نفت و گاز زياد هست و در حوزه پتروشيمي هم مزيت هايي داريم اگر بتوانيم با يك سياستي مجموعه تحقيقات شيمي و مهندسي شيمي را سوق داد به سمت فعاليت هاي نفت پتروشيمي و گاز با اينها يك وضعيت خوبي را مي شود اينجا ايجاد كرد. . لذا به نظر من ما بايد ببينيم محققين ما چه توان هايي دارند و هم توجه داشن كه بازار كار چه تقاضايي را دارد.
¤ بنظر شما مشكلات ما براي رسيدن به اقتدار و توسعه علمي در كشور چيست و چه موانعي سد راه مي شوند كه بايد آنها را از سر راه برداريم ؟
در اين مقولات ما توفيقات زيادي داشتيم كه اين هم ناشي از عزم و اراده و توان دانشگاهي ها و مسئولين مااست كه واقعا ايثار كردند. ولي هنوز وقتي خودمان را مقايسه مي كنيم با بقيه جهان مي بينيم كه هنوز تلاش بسيار زيادي را بايد صورت بگيرد. ما بايد ببينيم با چه مشكلاتي مواجه هستيم و سعي كنيم با اين چالشها نبرد كنيم و آنها را از بين ببريم.
¤ چالش هاي عمده ما چيست؟
مهمترين چالش ما كمبود تفكر برنامه ريزي و برنامه ريزي در مديران است. يكي از پيچيده ترين نوع هاي تفكر،؛ برنامه ريزي تمركز در تصميم گيري است. اكنون حوزه هاي مختلفي در علم و فناوري تصميم گيري مي كنند و متاسفانه در بعضي مواقع هم تصميمات شان در جهت خنثي كردن يكديگر است و انرژي زيادي هم تلف مي شودبنابراين اقتضا مي كند كه يك مركزيت و يك بدنه براي برايي تصميم گيري در اين باب وجود داشته باشد البته شوراي عالي علوم ، تحقيقات و فناوري به نظر من بالاترين مرجع و مناسب ترين مرجع براي اين تصميم گيري و برنامه ريزي نظام عالي كشور است ولي اكنون غير فعال است و بايد فعال شود.
نكته ديگر اينكه ما تلاش خودمان را در توسعه كميت انجام داديم و وقت آن رسيده كه از لحاظ ارتقاي كيفيت هم تلاشي را سامان بدهيم. من اعتقادم بر اين است كه در كيفيت؛ فعاليت هاي علمي ما از كيفيت مناسبي برخوردار نيست متاسفانه در خيلي از حوزه ها و مراكز توجه جدي به كيفيت نمي شود. براي كيفيت هم قانون يك مقدار محكم و پايداري لازم است كه همه تابع آن باشند
¤آقاي دكتر مدتهاست كه اين مسئله مطرح شده ولي هنوز اين اتفاق ميمون هنوز رخ نداده چرا در طي اين سالها اين مشكل هنوز حل نشده و چه مشكلي و مانعي وجود دارد كه اجازه نمي دهد اين حل بشود؟
چند مانع و جود دارد.اول مانع فرهنگي است . بايد در بين مديران اراده اي وجود داشته باشد كه از دانشگاه ها استفاده كنند عكسش هم صادق است بالاخره دانشگاهي ها هم بايد لباس كارگري بپوشند و بروند كار كنند. خودشان را با فضاي كار و كارگري در بخش صنعت ملموس تر بكنند.
دوم مشكلات قانوني است و الزامات قانوني است.كه مي توان گفت قانون در اين زمينه ضعيف است. قانون بخصوص بخش دولتي را خيلي ملزم نمي كند كه به دانشگاه ها مراجعه كنند. بايد الزامات قانوني براي آنها اجرا بشود.
از ديگر سو نهادهاي واسطه اي بايد وجود داشته باشند كه اين ارتباط بين صنعت و دانشگاه را برقرار كنند يعني نهادهايي كه هم دانشگاه ها را داشته باشند و هم هم نياز صنعت را بدانند چون صنعت گر مدام در حال توليد است و دغدغه هاي توليد و كارگر و انرژي و مواد اوليه و اينها دارد و خيلي شايد مسائلش نيانديشد و اگر هم باشد تلاش مي كند در كوتاه ترين زمان آن مشكل را با هر هزينه اي حل كند. دانشگاه ها هم در حال تحقيق هستند و واقعا مشغله هاي خاص خودشان را دارند و نمي توانند به اين مسئله بيانديشند. بنگاه هايي بايد وجود داشته باشند كه بتوانند كار كارشناسي و تخصصي اين دو را با همديگر ارتباط بدهند
¤ به عنوان آخرين سئوال همانطور كه ميدانيد مقام معظم رهبري در خصوص توليد علم ، مرزشكني دانش و راه هاي ميان بر تاكيدات خيلي زيادي دارند. سئوال من اين است كه شما بعنوان كسي كه براي آموزش عالي كشور برنامه ريزي مي كند، اينها را چگونه كاربردي مي كنيد ؟ اگر كاري در اين زمينه انجام داديد بفرماييد؟
ما مرتب اين فرمايشات را پالايش مي كنيم و ميزان دست يابي به فرمايشات مقام معظم رهبري را اندازه مي گيريم اما اگر خواسته باشيم راه ميان بر را برويم نبايد تمام انرژي را روي تمام زمينه ها بگذاريم. منابع ما محدود است. مي بايد در چند تا حوزه خيلي قوي باشيم و در بقيه حوزه ها هم مناسب با شرايط بايد پيشرفت كنيم. لذا بويژه در يك حوزه ويژه اندازه خاصي مي بايد از دنيا هم جلوتر بزنيم و قدرت چانه زني پيدا كنيم.
¤ اين حوزه ويژه ، چه حوزه اي مي تواند باشد؟
من ادعا دارم براي شناسايي همين حوزه ويژه هم بايد كار مطالعاتي عميقي صورت بگيرد. ما اگر بتوانيم در يك حوزه ، در يك زمينه خاص حرف اول را در دنيا بزنيم آن وقت از همين طريق مي توانيم صاحب خيلي از علم ديگر و فناوري هاي ديگر هم بشويم خيلي كشورها يا دانشگاه ها و يا موسسات تحقيقاتي هستند كه حاضرند ايده شما را بگيرند و در ازايش ايده خودشان را بدهند لذا شما با داشتن يك زمينه منحصر به فرد و يك رمز مي توانيد به خيلي از نيازهاي خودتان دست پيدا كنيد .
بنابراين در اين زمينه خاص كاملا حرف اول را بزنيم و پيشرفت ويژه بكنيم و بايد منابع خاصي را به اين امر اختصاص بدهيم تا در چند محور قوت داشته باشيم و برتري نسبي كسب كنيم در بقيه حوزه ها هم متناسب با شرايط حركت كرد . نبايد در زمينه هايي كه شايد خيلي نياز وجود ندارد تمام امكانات مان را و منابع مان را به آن سمت سوق بدهيم باعث اسراف و اتلاف شويم . بنظر من در خصوص راه ميان بر كه مقام معظم رهبري مي فرمايند مهمترين مسئله اي كه ما مي توانيم به آن توجه كنيم اين است كه هوشمندانه حوزه هاي ويژه را شناسايي كنيم و بتوانيم در اين زمينه ها خوب برنامه ريزي كنيم . وقتي شما بتوانيد درچند تا مسئله حرف اول را بزنيد آن وقت مطمئن باشيد كه با تعادلي كه داريد مي توانيد بقيه چيزها را با مشاركت و يا با توانايي بالاتر طرح كنيد.
راه ميان بر اين نيست كه ما خيلي از چيزها را نبينيم و راه هايي را نرويم تا يك راه جديد باز بشود. ما همه راه ها را بايد برويم . همه نيازها را بايد توجه داشته باشيم و اما بايد هوشمندانه و با تدبير و با تعامل بتوانيم منابع مان را جوري تنظيم كنيم كه در خيلي حوزه هايي كه نياز نيست منابع را هدر نكنيم.