صفحه 10            گفتمان

 

1-گفت و گو با دكتر عزيز الله معماريانى : راه نيل به توسعه ملى عدم اتلاف منابع ملى است

2-نقد و نظر : سند چشم انداز آينده اى ساختنى است نه يافتنى !


گفت و گو با دكتر عزيز الله معمارياني
راه نيل به توسعه ملي عدم اتلاف منابع ملي است

توسعه علمى از جمله گزاره هاى است كه در سندهاى بالا دستى نظام بر آن تاكيد ويژه اى صورت گرفته است. نظر به اهميت اين امر گفتگويى با دكتر عزيز الله معماريانى، رئيس موسسه پژوهش و برنامه ريزى آموزش عالى انجام شده است كه از نظرتان مى گذرد.

گروه انديشه

¤ لطفا در خصوص توسعه علمي و اقتدار علمي و ارتباط و الزاماتي كه اين دو مي توانند با هم داشته باشند توضيح بفرماييد؟
اول از همه معني اقتدار را اگر خواسته باشيم. شايد بتوان آن را به معناي توان و قدرت امكان عدم تسلط ديگران برخود تعبير كرد. اما در فرهنگ و اعتقادات ما اقتدار به اين معنا نيست كه اگر كسي توان داشته باشد بتواند يا اجازه داشته باشد بر ديگران استيلا داشته باشد ولي با قاطعيت هميشه چه در قران و چه در احاديثي كه مي گويند نبايستي ديگران بر شما استيلا پيدا كنند توصيه شده است. براي اينكه بتوانيم تواني و قدرتي را داشته باشيم كه نگذاريم ديگران بر ما چيره بشوند بايد در حد متعارف از يك قدرتي برخوردار باشيم كه اين را به اقتدار تعبير مي كنيم البته اگر خواسته باشيم به فلسفه خلقت انسان توجه كنيم اقتدار به معناي تسلط انسان بر طبيعت است. بالاخره انسان در يك حدي بايد توان و قدرتي داشته باشد كه هم بتواند نيازها و احتياجات خودش را تامين و هم نگذارد ديگران بر او تسلط پيدا كنند.
در دنياي كنوني اما اين امر به جز توسل به ابزارهاي علمي امكان ندارد. البته اقتدار در حوزه هاي اقتصاد، سياست ، نظامي ، فرهنگي نيز معنا دارد ولي در هر كدام از اينها را خواهان پيشرفت باشيم بدون متوسل شدن بر جامعه علمي امكان پذير نيست. اساسا اجراي يا طراحي هر امري يك نقشه و مسير راه دارد كه در آنجا مي بايد مزيت هاي نسبي سنجيده بشود و فعاليت هايي صورت بگيرد كه امكان رقابت و چانه زني براي جامعه ايجاد شود بنابراين منابع را بايد طوري تخصيص داد كه در كمترين زمان بتوانيم به اهداف مورد نظرمان برسيم.باين وصف اگر بخواهيم به اقتدار علمي برسيم بايد از طريق علمي حركت كنيم و براي رسيدن به اقتدار علمي مي طلبد در فعاليت هاي علمي تحريك ايجاد كنيم .

¤ چه طور اين تحريك را ايجاد كنيم؟

توسعه فعاليت هاي علمي از سطوح مدرسه بايد شروع كرد و به موازات آن در آموزش و پرورش تحول ايجاد كرد ، بايد آموزش را خلاقيت محور كرد و توانمند سازي را در دانشگاه ها سرلوحه قرار داد تا دانش آموزان با يك فكر خلاقي از آموزش و پرورش به دانشگاه منتقل بشوند. در دانشگاه به نظرم دانشجو را بايد با يك ديد كارآفرينانه در سه جنبه آموزش، پژوهش ، فناوري هدايت كرد تا در او توانمندي ايجاد شود .. اگر قرار باشد توسعه علمي ايجاد بشود و توانمندي و تحريك علم صورت بگيرد مي بايد نياز جامعه به خوبي درك بشود و نياز جامعه در توسعه شناسايي شود. البته ، بايد اين نياز را به دانشگاه منتقل كرد و براي رفع نياز افراد متخصص و مناسب تربيت كرد تا توانمندي هاي آنها در راستاي رفع نيازهاي كشور باشد. نه اينكه بعد از فارغ التحصيلي سربار جامعه شوند و عملا هيچ تواني براي ايجاد يك فعاليت و يا توسعه فعاليت نداشته باشند در اين باب دقيقا بايد به نيازهاي مملكت توجه داشته داشت . مسئله ديكر انجام تحقيق است بايد توجه داشت كه هيچ مشكلي بدون تحقيق و بررسي دقيق و علمي قابل حل نيست و اگر قابل حل هم باشد بسيار غامض و پيچيده و زمان بر و انرژي بر خواهد بود. در عين حال بايد فناوري هايي ايجاد شود كه بتوان از طريق آن پژوهش هايي انجام شده در دانشگاه ها را در حوزه عمل پياده كرد. اين امر مستلزم برنامه ريزي هست و برنامه ريزي چند تا مرحله دارد كه اولا برآوردها و قياس سنجي ها صورت بگيرد ، استاندارد سازي ها انجام بشود، تخصيص منابع صورت بگيردو نظام كنترل و بهبود مستمر در هر سيستمي كاملا جا بيافتد. دوم اينكه اهتمام ملي وجود داشته باشد براي توسعه كه مسئولين طراز اول كشور تا آحاد مردم به اين قضيه اعتقاد داشته باشند و در جهت عملي ساختن برنامه ها جديت داشته باشند.

¤سئوال بعدي من اين است كه كه ما چه مزيت هايي داريم يا به عبارت ديگر چه زير ساخت هايي داريم كه مي توانيم با فعال كردن آنها به توسعه و اقتدار علمي برسيم؟

بسيار سئوال خوبي است. ببينيد مزيت هاي نسبي را بايد در دو حوزه جستجو كرد. يكي توانمندي هاي نيروي انساني ماست كه دانشمندان و محققيني وجود دارد كه بايد در آن حوزه فعاليت سازي و ظرفيت سازي كنيم. دوم حوزه كاربرد كه بايد ديد ما در چه حوزه اي به فعاليت اقتصادي نياز شديد داريم يا در چه حوزه اي توان خاصي داريم كه آنها را اگر پرورش بدهيم و يا رسيدگي كنيم مي تواند براي ما يك سري امكاناتي را فراهم كند. به نظر من چون در مملكت ما نفت و گاز زياد هست و در حوزه پتروشيمي هم مزيت هايي داريم اگر بتوانيم با يك سياستي مجموعه تحقيقات شيمي و مهندسي شيمي را سوق داد به سمت فعاليت هاي نفت پتروشيمي و گاز با اينها يك وضعيت خوبي را مي شود اينجا ايجاد كرد. . لذا به نظر من ما بايد ببينيم محققين ما چه توان هايي دارند و هم توجه داشن كه بازار كار چه تقاضايي را دارد.

¤ بنظر شما مشكلات ما براي رسيدن به اقتدار و توسعه علمي در كشور چيست و چه موانعي سد راه مي شوند كه بايد آنها را از سر راه برداريم ؟

در اين مقولات ما توفيقات زيادي داشتيم كه اين هم ناشي از عزم و اراده و توان دانشگاهي ها و مسئولين مااست كه واقعا ايثار كردند. ولي هنوز وقتي خودمان را مقايسه مي كنيم با بقيه جهان مي بينيم كه هنوز تلاش بسيار زيادي را بايد صورت بگيرد. ما بايد ببينيم با چه مشكلاتي مواجه هستيم و سعي كنيم با اين چالشها نبرد كنيم و آنها را از بين ببريم.

¤ چالش هاي عمده ما چيست؟

مهمترين چالش ما كمبود تفكر برنامه ريزي و برنامه ريزي در مديران است. يكي از پيچيده ترين نوع هاي تفكر،؛ برنامه ريزي تمركز در تصميم گيري است. اكنون حوزه هاي مختلفي در علم و فناوري تصميم گيري مي كنند و متاسفانه در بعضي مواقع هم تصميمات شان در جهت خنثي كردن يكديگر است و انرژي زيادي هم تلف مي شودبنابراين اقتضا مي كند كه يك مركزيت و يك بدنه براي برايي تصميم گيري در اين باب وجود داشته باشد البته شوراي عالي علوم ، تحقيقات و فناوري به نظر من بالاترين مرجع و مناسب ترين مرجع براي اين تصميم گيري و برنامه ريزي نظام عالي كشور است ولي اكنون غير فعال است و بايد فعال شود.
نكته ديگر اينكه ما تلاش خودمان را در توسعه كميت انجام داديم و وقت آن رسيده كه از لحاظ ارتقاي كيفيت هم تلاشي را سامان بدهيم. من اعتقادم بر اين است كه در كيفيت؛ فعاليت هاي علمي ما از كيفيت مناسبي برخوردار نيست متاسفانه در خيلي از حوزه ها و مراكز توجه جدي به كيفيت نمي شود. براي كيفيت هم قانون يك مقدار محكم و پايداري لازم است كه همه تابع آن باشند

¤آقاي دكتر مدتهاست كه اين مسئله مطرح شده ولي هنوز اين اتفاق ميمون هنوز رخ نداده چرا در طي اين سالها اين مشكل هنوز حل نشده و چه مشكلي و مانعي وجود دارد كه اجازه نمي دهد اين حل بشود؟

چند مانع و جود دارد.اول مانع فرهنگي است . بايد در بين مديران اراده اي وجود داشته باشد كه از دانشگاه ها استفاده كنند عكسش هم صادق است بالاخره دانشگاهي ها هم بايد لباس كارگري بپوشند و بروند كار كنند. خودشان را با فضاي كار و كارگري در بخش صنعت ملموس تر بكنند.
دوم مشكلات قانوني است و الزامات قانوني است.كه مي توان گفت قانون در اين زمينه ضعيف است. قانون بخصوص بخش دولتي را خيلي ملزم نمي كند كه به دانشگاه ها مراجعه كنند. بايد الزامات قانوني براي آنها اجرا بشود.
از ديگر سو نهادهاي واسطه اي بايد وجود داشته باشند كه اين ارتباط بين صنعت و دانشگاه را برقرار كنند يعني نهادهايي كه هم دانشگاه ها را داشته باشند و هم هم نياز صنعت را بدانند چون صنعت گر مدام در حال توليد است و دغدغه هاي توليد و كارگر و انرژي و مواد اوليه و اينها دارد و خيلي شايد مسائلش نيانديشد و اگر هم باشد تلاش مي كند در كوتاه ترين زمان آن مشكل را با هر هزينه اي حل كند. دانشگاه ها هم در حال تحقيق هستند و واقعا مشغله هاي خاص خودشان را دارند و نمي توانند به اين مسئله بيانديشند. بنگاه هايي بايد وجود داشته باشند كه بتوانند كار كارشناسي و تخصصي اين دو را با همديگر ارتباط بدهند

¤ به عنوان آخرين سئوال همانطور كه ميدانيد مقام معظم رهبري در خصوص توليد علم ، مرزشكني دانش و راه هاي ميان بر تاكيدات خيلي زيادي دارند. سئوال من اين است كه شما بعنوان كسي كه براي آموزش عالي كشور برنامه ريزي مي كند، اينها را چگونه كاربردي مي كنيد ؟ اگر كاري در اين زمينه انجام داديد بفرماييد؟

ما مرتب اين فرمايشات را پالايش مي كنيم و ميزان دست يابي به فرمايشات مقام معظم رهبري را اندازه مي گيريم اما اگر خواسته باشيم راه ميان بر را برويم نبايد تمام انرژي را روي تمام زمينه ها بگذاريم. منابع ما محدود است. مي بايد در چند تا حوزه خيلي قوي باشيم و در بقيه حوزه ها هم مناسب با شرايط بايد پيشرفت كنيم. لذا بويژه در يك حوزه ويژه اندازه خاصي مي بايد از دنيا هم جلوتر بزنيم و قدرت چانه زني پيدا كنيم.

¤ اين حوزه ويژه ، چه حوزه اي مي تواند باشد؟

من ادعا دارم براي شناسايي همين حوزه ويژه هم بايد كار مطالعاتي عميقي صورت بگيرد. ما اگر بتوانيم در يك حوزه ، در يك زمينه خاص حرف اول را در دنيا بزنيم آن وقت از همين طريق مي توانيم صاحب خيلي از علم ديگر و فناوري هاي ديگر هم بشويم خيلي كشورها يا دانشگاه ها و يا موسسات تحقيقاتي هستند كه حاضرند ايده شما را بگيرند و در ازايش ايده خودشان را بدهند لذا شما با داشتن يك زمينه منحصر به فرد و يك رمز مي توانيد به خيلي از نيازهاي خودتان دست پيدا كنيد .
بنابراين در اين زمينه خاص كاملا حرف اول را بزنيم و پيشرفت ويژه بكنيم و بايد منابع خاصي را به اين امر اختصاص بدهيم تا در چند محور قوت داشته باشيم و برتري نسبي كسب كنيم در بقيه حوزه ها هم متناسب با شرايط حركت كرد . نبايد در زمينه هايي كه شايد خيلي نياز وجود ندارد تمام امكانات مان را و منابع مان را به آن سمت سوق بدهيم باعث اسراف و اتلاف شويم . بنظر من در خصوص راه ميان بر كه مقام معظم رهبري مي فرمايند مهمترين مسئله اي كه ما مي توانيم به آن توجه كنيم اين است كه هوشمندانه حوزه هاي ويژه را شناسايي كنيم و بتوانيم در اين زمينه ها خوب برنامه ريزي كنيم . وقتي شما بتوانيد درچند تا مسئله حرف اول را بزنيد آن وقت مطمئن باشيد كه با تعادلي كه داريد مي توانيد بقيه چيزها را با مشاركت و يا با توانايي بالاتر طرح كنيد.
راه ميان بر اين نيست كه ما خيلي از چيزها را نبينيم و راه هايي را نرويم تا يك راه جديد باز بشود. ما همه راه ها را بايد برويم . همه نيازها را بايد توجه داشته باشيم و اما بايد هوشمندانه و با تدبير و با تعامل بتوانيم منابع مان را جوري تنظيم كنيم كه در خيلي حوزه هايي كه نياز نيست منابع را هدر نكنيم.


نقد و نظر

سند چشم انداز آينده اي ساختني است نه يافتني!

دكتر مهدي ناظمي اردكاني

چشم انداز بيست ساله كشور، بدين ترتيب ترسيم شده كه آينده اي ساختني است. اين چشم انداز خود مشتمل بر چندين چشم انداز مي باشد كه بايد هر كدام به درستي و به دقت ترسيم شود تا چشم انداز كشور قابل تحقق گردد.چشم انداز اقتصادي، چشم انداز علمي، چشم انداز فرهنگي و اجتماعي، چشم انداز سياسي، چشم اندازهاي پائين دستي چشم انداز كلان كشور محسوب مي شوند. بدين معنا كه چشم انداز به عنوان نقشه هدف كشور براي بيست سال آينده، داراي حداقل چهار نقشه هدف مي باشد.
نقشه جامع علمي كشور، نقشه جامع اقتصادي كشور، نقشه جامع فرهنگي كشور، نقشه جامع سياسي كشور، نقشه هاي هدف هاي اصلي كشور اند كه براي تحقق نقشه جامع كشور يا چشم انداز بايد ترسيم شوند.
توسعه جامع و همه جانبه كشور و از جمله رشد اقتصادي نيازمند علم ودانش است. با علم ودانش موجود امروز دنيا و توليد شده توسط كشورهاي توسعه يافته و مصرف آنها، براي توسعه كشور و رشد اقتصادي آن، همان توسعه و رشدي را به دست مي دهد كه امروز محقق شده است. در حالي كه جمهوري اسلامي ايران به دنبال آن نوع توسعه و رشد اقتصادي است كه زمينه ساز تمدن نوين اسلامي باشد.
اصولا علم و دانش موجود دنيا نه تنها نمي تواند از انقلاب اسلامي پاسداري تند و اهداف و آرمان هاي آنرا محقق سازد حتي نمي تواند ماهيت اين انقلاب را به خوبي بازشناسي و تاييد نمايد.
توليد علم و فن آوري در افق بيست ساله كشور بايد به ميزاني باشد كه ايران در سطح منطقه آسياي جنوب غربي(شامل آسياي ميانه، قفقاز، خاورميانه و كشورهاي همسايه) داراي جايگاه اول باشد.
آنچه كه در چشم انداز مصوب معين شده است و قابل احصاء مي باشد نرخ توليد علم و فن آوري است. شاخصي هم كه براي تعيين اين نرخ (ميزان) پذيرفته شده است، شاخص بين المللي خواهد بود. زيرا براساس اين شاخص است كه نرخ توليد علم و فن آوري در كشورهاي جهان و از جمله كشورهاي منطقه سنجيده مي شود.بنابراين ايران هم جايگاه خود را براساس همين شاخص مي تواند نسبت به كشورهاي منطقه مورد ارزيابي قرار داده و خود را به جايگاه اول برساند.
براي اين منظور ميزان توليد علمي كه در كشور بايد صورت پذيرد تا بتواند جايگاه اول منطقه را به دست آورد در مقايسه با ميزان توليد علم ساير كشورها بايد بدست آيد.امروز نرخ توليد علم و فن آوري در ايران اگرنه به صورت كامل و جامع، ولي به صورت نسبتاً قابل قبول توسط هيئت نظارت و ارزيابي شوراي عالي انقلاب فرهنگي محاسبه شده است. تهيه گزارش ارزيابي كلان علم و فن آوري و گزارش هاي ارزيابي خرد علم و فن آوري توسط اين هيئت به عنوان قدم هاي اوليه و كاملاً موثر و اثربخش در اين جهت مي توان تلقي نمودنرخ توليد علم و فن آوري در كشورهاي منطقه نيز بعضاً موجود بوده و بعضاً نيز بايد به دست آورده شود.برخي از كشورهاي منطقه نسبت به ترسيم چشم انداز كشور خود و از جمله در حوزه توليد علم و فن آوري اقدام نموده اند. درخصوص ساير كشورها نيز براساس شاخص ها و روش هاي علمي بايد مطالعه و بررسي شود تا مشخص گردد كه در افق چشم انداز ايران كه معادل بيست سال تعيين شده است مي توانند به چه نرخي از توليد علم و فن آوري دست يابند.بدين ترتيب است كه براساس نتايج چنين بررسي و مطالعات مي توان جايگاه اول منطقه در توليد علم و فن آوري را به زبان عدد و رقم و يا به صورت هدف كمي مشخص نمود و هدف دستيابي به جايگاه اول منطقه در توليد علم و فن آوري براي جامعه مخاطب اين موضوع اعم از دانشگاهيان و حوزويان روشن تر و مفهوم تر شود.
بديهي است محقق شدن چنين جايگاهي به سلسله اي از سياستگذاري ها و هدفگذاري ها و تهيه راهبردها و تدوين برنامه هاي گسترده بخشي و فرابخشي در رده هاي عالي و مياني و عملياتي و فراهم ساختن زمينه ها و تأمين امكانات و منابع انساني و غيرانساني لازم نيازمند است و اين الزامات به وجود يك قرارگاه فرماندهي داراي عقبه علمي و فكري كاملاً ممحض و داراي اختيارات مكفي براي ترسيم نقشه جامع علمي كشور و پياده كردن آن نقشه، بستگي تام و تمام خواهد داشت.
ترسيم نقشه جامع علمي كشور در پي اينكه مشخص شد احراز جايگاه اول منطقه در توليد علم و فن آوري مستلزم حداقل چه ميزان توليد علم و فن آوري است به عنوان چشم انداز پائين دستي چشم انداز كشور آن هم در حوزه علم و فن آوري بايد ترسيم گردد.اين نكته را بايد در نظر داشت كه احراز جايگاه اول منطقه در توليد علم به حداقلي از ميزان توليد علم بستگي دارد ولي نمي تواند گوياي ميزان علم مورد نياز براي كشور در افق چشم انداز باشد.ميزان و نوع علم مورد نياز براي كشور با توجه به مولفه هاي ديگر چشم انداز قابل تبيين و تعيين مي باشد.يكي از هشت مجموعه ويژگيهايي كه براي جامعه ايراني در افق چشم انداز برشمرده شده اين است كه: «دست يافته به جايگاه اول اقتصادي، علمي و فن آوري در سطح منطقه آسياي جنوب غربي(شامل آسياي ميانه، قفقاز، خاورميانه و كشورهاي همسايه) با تأكيد بر جنبش نرم افزاري و توليد علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادي، ارتقاء نسبي سطح درآمد سرانه و رسيدن به اشتغال كامل» باشد.ساير ويژگيها نيز به خوبي شرايط و قيودي كه براي دستيابي به رشد توليد علم و فن آوري است را بيان مي دارند.
بدين ترتيب چشم انداز مصوب چارچوبي راهنما براي ترسيم نقشه جامع علمي كشور است. رهنمودهاي مقام معظم رهبري نيز درخصوص نقشه جامع علمي كشور مي تواند به خوبي مباني و اصول و چگونگي تدوين نقشه جامع علمي كشور را روشن سازد.از چشم انداز مصوب مي توان تعيين نمود كه نرخ توليد علم و فن آوري به صورت كلي براي رسيدن به جايگاه اول منطقه چه ميزان باشد. با از مولفه هاي ديگر چشم انداز هم مي توان براي تعيين كيفيت علم و فن آوري كه بايد توليد شود، استفاده نمود.بديهي است هدف اصلي از توليد علم و فن آوري در افق بيست ساله اين نخواهد بود كه به جايگاه اول منطقه دست پيدا كنيم. بلكه هدف اصلي آن است كه علم و فن آوري مورد نياز امروز و آينده كشور توليد شده و به مصرف برسد تا بتوان جامعه اي توسعه يافته با هويت اسلامي- انقلابي و الهام بخش در جهان، مساعد براي رشد و تكامل انسانها و سعادت دنيوي و اخروي آنها، ساخته شود.
علم و فن آوري، ارزشمندترين دستاورد تلاش بشري بوده و هست. براساس علم توليد شده انديشمندان و صاحبنظران دو قرن قبل، امروز تمدن غربي و كشورها وجوامع توسعه يافته اي براساس فرهنگ و انديشه آنان ساخته شده است. همانگونه كه تمدن بزرگ اسلامي نيز در قرن هاي هفتم و هشتم براساس علوم و فن آوري توليدي انديشمندان بزرگ اسلامي و با بهره گيري از سفره پربركت علم و دانش معصومين(ع) ساخته شد. امروز هم اگر انقلاب اسلامي و مصلحين منتظر در پي ساختن تمدني نو براي نجات بشريت از جهالت مدرن مي باشند. بايد در علم و فن آوري معمول و حاكم دنيا، تحول و انقلابي صورت داده و علم و دانش مورد نياز ساختن تمدن نوين اسلامي را فراهم سازند.نقشه جامع علمي كشور بايد نقشه توليد چنين علم ودانش و فن آوري باشد.