|
|
1-معاون تحقيقات غير صنعتى سپاه در گفت وگو با صبح صادق : نقشه جامع علمى سپاه را تدوين مى كنيم 2-تلقى انحصارگرايانه توان خودى در گذر تبليغ جنگ |
|
معاون تحقيقات غير صنعتي سپاه در گفت وگو با صبح صادق
نقشه جامع علمي سپاه را تدوين مي كنيم گفت وگو: رحيم محمدي گستره علوم مختلف و افزايش وابستگي و استفاده از علوم و دانش هاي مختلف در سپاه، اين مجموعه را بر آن داشته تا در اقدامي جهت تسريع در امور تحقيقاتي مورد نياز خود، فعاليت هاي پژوهشي را به سه بخش صنعتي، غيرصنعتي و تحقيقات بنيادي تقسيم بندي كند. تلقي انحصارگرايانه توان خودي در گذر تبليغ جنگ(3) جواد صحرايي رستمي در يادداشت پيشين از عنصر تهديد به عنوان عاملي ديگر ايجاد انگيزه در ميان سربازان، افسران و فرماندهان عراقي سخن به ميان آمد. در ادامه، نوعي ديگر از تهديدات صدام را شرح و پس از آن به مبحث «تطميع» پرداخته و زواياي مختلف آن را نيز به عنوان عامل انگيزشي ديگر صدام و حزب بعث، از نظر خوانندگان هفته نامه مي گذرانيم. عاشورائيان حرف اول و دوم كلمات را عوض كرد! ذهن پويايي داشت.پيچيده ترين مشكلات را به راحتي از سر راه بر مي داشت.در يكي از عمليات ها، به نيروها برگه هاي رمز داده بودند كه با رمز حرف بزنند. اما در آن تاريكي امكان اين كار وجود نداشت.محمد كه اين طور ديد، گفت:«بهترين كار اين است كه حرف اول و دوم كلمات را با هم عوض كنيم.» خودش به همين ترتيب با بي سيم شروع كرد به حرف زدن. بچه ها هم كه ديگر ياد گرفته بودند از همين روش استفاده كردند. به اين ترتيب با وجودي كه فارسي حرف مي زدند، دشمن متوجه مفهوم صحبت ها نمي شد. اين ابتكار محمد به ديگران هم آموزش داده شد. حتي ستاد كربلا هم از اين امر استقبال كرد. به اين صورت بچه ها بدون رمز با هم صحبت مي كردند. به نقل از همرزم شهيد محمد آرمان محمد اواخر مردادماه سال 1343 در شهرستان جيرفت به دنيا آمد. پدرش كارگر ساده شهرداري بود كه با روزي دو تومان حقوق زندگي سختي را مي گذراند. محمد سومين فرزند اين خانواده تهيدست و متدين بود. دو سال بيشتر نداشت كه پدر به خاطر بدهكاري مجبور به فروش خانه شد و به روستاي زادگاهش «دشت كوچ» آمد. هنوز دوران تحصيل ابتدايي را در جيرفت به پايان نبرده بود كه سايه پدر براي هميشه از روي سرش رخت بربست. كار را با تحصيل گره زده بود تا نان آور كوچكي براي خانواده اش باشد. نوجوان بود كه شور شيرين انقلاب در رگ شهرها و روستاها جاري شد. محمد كه در آرزوي چنين روزهايي بود، تمام تلاش و قدرت خود را در مبارزه گذاشت. وقتي چراغ پر نور انقلاب بر بام ايران زمين روشن شد، محمد به يكي از آرزوهايش رسيده بود. در سال اول دبيرستان بود كه تانك ها و هواپيماهاي عراقي، زمين و آسمان ايران ما را آلوده كردند. آن روزها محمد به سرعت خود را به خطوط نبرد رساند. تدبير، كارآيي و اقتدار او در انجام مأموريت هاي جنگ، از اين نيروي ساده بسيجي فرمانده اي لايق ساخت كه پيچيده ترين مسايل جنگ را با درايت و دلسوزي باز مي كرد. به همين خاطر مهندسي جنگ لشكر 41 ثارالله به واسطه فرماندهي مانند او خالق دلاوري هاي به يادماندني است. تلاطم آب هاي جزيره مجنون آخرين گهواره اين فرزند جنگ است. |