شيوه مستوري و شهرآشوبي...
محمدمهدي شيرمحمدي
يكم) شگفت است
شگفت است كه پس از رحلت پيامبر(ص) »نفاق» چه زود رخ پنهان كرد و چه سريع در اثر غفلت مسلمانان به تركتازي پنهان پرداخت. نفاق يك پديده بارز در مدينه نبوي بود و با هشدارهاي قرآن كريم و حضرت ختمي مرتبت(ص)، تا زماني كه حضرت در قيد حيات بود، جامعه اسلامي در انديشه مهار ترفندهاي آن بود، اما چون حضرت، رخت رحلت بربست، نفاق فراموش شد.
فراموش شدن جريان نفاق، آغاز حركت اين جريان براي مهار سياست و ديانت مسلمانان بود. هرچه زمان پيش مي رفت، نفاق پوستين اسلام را وارونه تر مي ساخت و از تكاپو در عرصه سياست به اخلال در حاكميت دين در همه عرصه هاي زندگي پيش مي رفت. هرچه پنهان تر و مستورتر مي شد، فتنه انگيزي و شهرآشوبي اش بيشتر مي شد تا اينكه شمشير تيز كربلا، كمر نفاق را شكست و هوشياري و بيداري مدام را به امت اسلامي گوشزد كرد.
هرگاه مطالعه تاريخي روند پديد آمدن واقعه كربلا و تحليل عبرت هاي عاشورا، براي جامعه اسلامي مهم مي شود، هوشياري و بيداري امت اسلامي افزايش مي يابد. اسرار چراغ هدايت بودن حضرت اباعبدالله الحسين(ع) را نيز بايد در همين نهضت آفريني عاشورا جست؛ رازهاي نهضت آفريني عاشورا در طول تاريخ اسلامي را نيز بايد در همين مطالعه عبرت هاي عاشورا، جستجو كرد.
دوم) تفرق مدام
اهل نظر، درباره خصوصيات منافقين سخن بسيار گفته اند. از جديدترين اين آثار، تأليفي است كه چندي پيش از جناب سيد احمد خاتمي عضو هيأت رئيسه مجلس خبرگان رهبري منتشر شده است و مي تواند راهنماي اهل تحقيق باشد.
اما نگارنده بر آن است كه در اين نوشتار، بر يكي از خصوصيات ذاتي جريان نفاق، بيشتر تاكيد كند و آن «ميل ذاتي» نفاق به »تفرقه اي دو سويه» است: جريان نفاق نه تنها بر تكثر و تفرق امت اسلامي اصرار مي ورزد و زير پوشش ذكر خوبي هاي تكثر، بر آتش تفرقه مي دمد، بلكه خود نيز مدام گرفتار تفرق و تكثر دروني مي شود: تفرقه مي افكند و خود نيز تجزيه مي شود! تاامل در اين خصوصيت«نفاق» مي تواند موقعيت كنوني آن را براي ما روشن كند.
سوم) خون خود خورن و گريبان دريدن
مطالعات تطبيقي و جامعه شناختي بر جريان هاي تاريخي نفاق و منافقان نشان مي دهد؛ عوامل اين جريان هم در «دو جهت» گرفتار تكثر و تفرقه مي شوند. هم آن زمان كه به رأس هرم قدرت نزديك شده اند به دليل «نبرد بر سر مطامع قدرت» دچار تفرق مي شوند و هم آن زمان كه از اوج قدرت فرو مي افتند به سبب فرافكني خطاهاي خويش و متهم ساختن يكديگر، گرفتار تنازع مي گردند. نفاق نمي تواند همبستگي و تحكيم وحدت داشته باشد چرا كه بر هواهاي نفساني افراد استوار است؛ منافقان عمله شيطانند. جريان نفاق هم آن زمان كه بر صدر مي نشيند خودخوري مي كند و هم آن زمان كه از صدر فرو مي افتد گريبان چاك مي كند. تنها آن زمان كه جريان نفاق در مسير صعود به قدرت است ممكن است حفظ ظاهر كند و نبردهاي دروني را پنهان كند. در صدر اسلام هم چنين بود. آن هنگام كه تازه در مسير كسب قدرت بود، حفظ ظاهر مي كرد و هر چه خود را پنهان تر مي كرد و مستورتر مي شد ديگران را هم گمراه تر مي كرد.
چهارم) از چه بيمناكيم؟
اين بنده بيم و نگراني بيهوده برخي از دوستان در تحولات سياسي امروز را ناشي از عدم شناخت درست ميزان هوشياري امت اسلامي و موقعيت كنوني جريان نفاق مي داند. امروز جامعه اسلامي در خواب گران نيست؛ بسيار هوشيارتر از گذشته است. همين هوشياري و سرمستي است كه جامعه ايراني و امت اسلامي را به شكوفائي فرامي خواند. هم اكنون، جريان نفاق اميد صعود ندارد. عصباني است و از سر عصبانيت به شدت مشغول بلعيدن سر خويش است. تنازع جريان نفاق، امروز بسيار شديدتر از زماني است كه توانسته بود خود را به رآس قدرت نزديك تر كند. چرا كه همچنان به سرعت در سراشيبي سقوط است. نفاق چون نااميد است گرفتار تفرقه مضاعف است.نزاع دروني جريان نفاق امروز بيشتر آن زماني است كه با شعار اصلاح طلبي شعور اين ملت را به بازي گرفته بود.
پنجم) تعمير حرم
نمي خواهم بگويم در برابر جريان نفاق هوشيار نباشيم؛ نه، اين خطا آغاز احياي مجدد آن در عرصه قدرت است. مي خواهم بگويم همزمان با تلاش براي مهار جريان نفاق، بايد در انديشه اعتلاي روزافزون انقلاب اسلامي باشيم. انقلاب اسلامي در دهه چهارم در انتظار تكاپوي نظري و عملي ما براي «عدالت و پيشرفت» است. امروز بسيار بيشتر از هشت سال پيش فرصت تامل و تدبر براي آينده امت اسلامي داريم.