صفحه 7     نگاه دوم به مطبوعات

 

1-ورود غير شفاف خاتمى رازهايى را برملا كرد و اسرارى را باقى گذاشت

2-پرونده

3-مرورى بر يك رخداد :
انتخابات پارلمانى رژيم صهيونيستى، رشد افراطى هاى تروريست

4-ديدگاه : اتهام گم شدن يك ميليارد دلار

5-فرا رو :
انقلاب اسلامى در محيط فراملى
/ تأثير انقلاب اسلامى بر تركيه


ورود غير شفاف خاتمي رازهايي را برملا كرد و اسراري را باقي گذاشت

حسين عبداللهى فر

حجت الاسلام سيد محمد خاتمي پس از 6 ماه ترديد در حالي آمدن خود را رسما اعلام كرد كه ميرحسين موسوي انصراف خويش از نامزدي رياست جمهوري را اعلام نكرده است.
چندي پيش خاتمي گفته بود كه بين او و موسوي يكي مي آيند، لذا ورود خاتمي به عرصه انتخابات در كنار ميرحسين و كروبي، نه تنها بر شفافيت صحنه آرايش انتخابات آينده نيفزود بلكه سوالات جديدي در مسير ائتلاف دوم خردادي ها ايجاد كرد.
مطبوعه هاي هوادار خاتمي در حالي اعلام نامزدي خاتمي را تلاش براي حذف ميرحسين موسوي ارزيابي مي كنند كه طرفداران موسوي سوال مي كنند:« آيا خاتمي پوششي براي ميرحسين است؟»
روزنامه ابتكار (20/11) اين سوال را تيتر اول خود ساخته و مي نويسد:«سيد محمد خاتمي و ميرحسين موسوي كه اولي عنوان آخرين رئيس جمهور سابق و دومي آخرين نخست وزير جمهوري اسلامي ايران را برخوردارند، داراي هواداراني هستند كه معتقدند رياست جمهوري نوبت دهم بايد به آنان برسد.»
اين روزنامه با اشاره به طرح نام ميرحسين موسوي در سال 67 و 38 از سوي دوم خردادي ها، تفاوت هاي مرحله كنوني را موردنظر قرار داده و راز قطعي شدن نامزدي موسوي را چنين واگويه مي كند:« بسياري از تحليل گران آمدن خاتمي - با همه صراحتي كه به كار مي برد- و نيامدن ميرحسين موسوي- با همه سكوتي كه در پيش گرفته است - را جدي تلقي نمي كنند، گمانه زني هاي جديدي به گوش مي رسد و آن اين است كه كانديداتوري ميرحسين موسوي قطعي شده است و تحركات خاتمي از يك سو و هواداران ميرحسين موسوي از سوي ديگر نوعي پوشش مناسب براي مخفي ماندن اين راز است. رازي كه زمان زيادي در پرده نخواهد ماند.»
روزنامه كيهان هم خبر ورود خاتمي را با طرح چند سوال درج كرد. اين روزنامه ذيل تيتر «خاتمي بالاخره بله گفت» مي نويسد:« اصلي ترين ترديد محمد خاتمي براي حضور در انتخابات سال آينده اين بود كه آيا او رأي كافي براي رقابت با محمود احمدي نژاد را خواهد داشت.»
كيهان در نگاهي متفاوت آمدن خاتمي را تحت فشار افراطيون قلمداد كرده و مي نويسد:« اصلاح طلبان به محض اينكه احساس كردند خاتمي علاقه مند است بار كانديداتوري و رقابت با احمدي نژاد را روي دوش ميرحسين موسوي بيندازد و خود از صحنه كنار بكشد، با طراحي يك پروژه مفصل به خاتمي فهماند كه تحت هيچ شرايطي از ميرحسين حمايت نخواهد كرد و او هم حق ندارد براي آنها تعيين تكليف كند.» سوال جدي كه كيهان مطرح مي سازد اين است كه فردي كه از دل چنين ماجرايي كانديدا شده چگونه عقبه هاي انتخابات را پشت سر خواهد گذاشت؟
در كش و قوس هزينه كردن خاتمي براي موسوي يا موسوي براي خاتمي، روزنامه هايي چون آفتاب يزد، اعتماد و اسرار، تبليغات خويش به نفع خاتمي را نيز آغاز كردند.
روزنامه اسرار (21/11) با درج تصوير بسيار بزرگي از خاتمي كه تقريبا يك سوم صفحه نخست آن را فرا گرفته تيتر بزرگ «خاتمي آمد» را در كنار تيترهاي حمايت آميز ديگري قرار داد تا علنا استارت تبليغ انتخاباتي وي را آغاز كند.
آفتاب يزد هم با درج تصوير بزرگي از خاتمي با حروف درشتي نوشت:«مي آيم اما آمدنم جاي كسي را تنگ نمي كند.»
روزنامه اعتماد اما پشتيباني وسيع از نامزدي خاتمي را با انتشار ويژه نامه هاي خود به عمل آورده و در شماره (20/11) مطالبي را درباره بازي با كارت موسوي و خاتمي منتشر ساخته است. غلامعباس توسلي، رئيس دفتر سياسي گروهك نامشروع نهضت آزادي در حالي مي نويسد« بازي در كار نيست» كه عليرضا رجايي از ملي - مذهبي ها نوشته است:« خاتمي نيازي به بازي با كارت موسوي ندارد.» شكوري راد هم از مشاركت به رد بازي خاتمي و موسوي با كارت يكديگر نموده در حاليكه در همان صفحه رجبعلي مزروعي در نقض همه ادعاهاي مطرح شده« بازي ميرحسين و خاتمي با كارت هم را به نفع اصلاحات دانسته است.»
تلاش در اثبات يا رد بازي از برگ هاي دو كانديداي مطرح اصلا ح طلبان يا جبهه اصلاحات يا هر دو در حالي صورت مي گيرد كه انتقادات موسوي به اين وضعيت در همين روز (21/11) به تيتر اصلي برخي روزنامه ها درآمده است. روزنامه جوان در گزارش خبري : تحليلي از تحولات دروني جبهه دوم خرداد در تيتر نخست خود تحت عنوان «انتقاد شديد ميرحسين از خاتمي» مي نويسد:« در حالي كه انتظار مي رفت با قوت گرفتن نامزدي سيد محمد خاتمي در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، ميرحسين موسوي صحنه انتخابات را ترك كند، شواهد و قرائن بدست آمده از گسست دوگانه «خاتمي - ميرحسين» حكايت دارد.»
اين روزنامه درخصوص علائم جدايي موسوي از جبهه دوم خرداد به اظهارات وي در پاسخ به طرح معاون اولي وي از سوي مشاركت و سازمان مجاهدين اشاره نموده كه گفته بود:« من طفيلي نيستم كه اين گونه با من برخورد مي شود، من نه عنصر درجه 2 هستم و نه آدمي كه اجازه بدهم با برگ من بازي شود.»
نزاع جدي دو طيف جماعت اصلاح طلبان بر سر موسوي- خاتمي در حالي با اعلام كانديداتوري خاتمي تشديد مي گردد كه در آن سوي زمين هواداران كروبي به نحو آزاردهنده اي بر اختلافات خود اصرار مي ورزند.
روزنامه هاي اعتماد ملي و هم بستگي در واكنش به ورود خاتمي، همچنان از كروبي حمايت كرده و انعكاس خبر اخراج حاميان خاتمي از حزب اعتمادملي توسط روزنامه« وطن امروز» آشفتگي روزنامه هاي وابسته به دوم خردادي ها را در پي داشت، چنانچه روزنامه اعتماد (24/11) با ادعاي تلاش محافظه كاران براي ايجاد اختلاف در بين اصلاح طلبان نوشت:« در اين راستا يك روزنامه حامي دولت در گزارش تفصيلي به اين مسئله پرداخت كه هر فردي كه از خاتمي حمايت كند از حزب اعتماد ملي اخراج خواهد شد.»
اين روزنامه در ذيل تيتر اول خود مي افزايد:« پس از بالا گرفتن اين تخريب هاي رسانه اي ، جناح محافظه كار متوجه شد اين بازي كارآيي چنداني ندارد، بنابراين از حربه اي ديگر بهره گرفت و سعي كرد خاتمي و ميرحسين موسوي را در برابر هم قرار دهد به گونه اي كه يك روزنامه حامي دولت در گزارشي به اين مسئله اشاره كرد كه ميرحسين موسوي نامه اي گلايه آميز به خاتمي ارسال كرده و نسبت به رويكرد خاتمي در زمينه بيان مواضعش نسبت به ميرحسين موسوي انتقاد كرده است. البته در لابه لاي اين گزارش به اين مسئله نيز اشاره كرده كه كروبي هرگز با خاتمي ائتلاف نخواهد كرد.»


پرونده

جانشين احتمالي البرادعي خواستار گفتگوهاي موثر با ايران شد
أمانو جانشين احتمالي محمد البرادعي، مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي در نشستي خبري در وين گفت: ايران كشور مهمي است كه بايد با پايه و اساس احترام و شان و منزلت آن با اين كشور رفتار كرد.
وي افزود: تاكنون هيچ چارچوبي فعال براي گفتگو با ايران در زمينه برنامه هاي هسته اي اين كشور وجود ندارد.در صورت انتخاب وي به عنوان دبيركلي آژانس بين المللي انرژي اتمي، بخش مهم دستور كارش را در رابطه با ايران قرار خواهد داد زيرا نبايد انتظار حل سريع برنامه هاي هسته اي آن را داشت چرا كه مسئله هسته اي ايران مسئله اي پيچيده است كه از 20 تا 30 سال گذشته مطرح بوده و منطقي است كه نبايد در تحقق موفقيت در اين زمينه عجله به خرج داد. امانو در بين سالهاي 2005 ميلادي تا 2006 ميلادي رياست شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي و رياست كميته مقدماتي بازنگري معاهده منع گسترش تسليحات هسته اي (ان.پي.تي) براي سال 2010ميلادي را در سال 2007 ميلادي بر عهده داشته است.

ناميبيا: فروش اورانيوم به ايران را ادامه مي دهيم

«نهاس انگولا» (نخست وزير ناميبيا) به روزنامه ناميبين گفت : موضع ناميبيا در مورد تأمين اورانيوم، بر اساس توافق نامه هاي بين المللي تعيين مي شود و درخواست هاي برخي كشورها بر موضع ناميبيا تأثيري نخواهد گذاشت. تعدادي از كشورها (شامل آمريكا، انگلستان، آلمان و فرانسه) اعتقاد دارند ذخيره اورانيوم خام ايران در حال تمام شدن است و برنامه هاي ديپلماتيك وسيعي را در سطح دنيا آغاز كرده اند تا توليدكنندگان اصلي اورانيوم (از جمله ناميبيا) را از فروش اين ماده به ايران، منصرف سازند. «انگولا» در ادامه گفت: «دولت ناميبيا با ايران مانند هر كشور [مشتري] ديگري برخورد خواهد كرد، مگر اينكه يك توافق نامه بين المللي (مثلاً [يك قطعنامه] شوراي امنيت سازمان ملل) از كشورها بخواهد كه به ايران اورانيوم ندهند».دولت ايران در ابتداي دهه 1970 ميلادي مالكيت 15% از سهام شركت «راسينگ» در ناميبيا را در اختيار دارد كه سال گذشته تقريباً 8 درصد از صادرات معادن اورانيوم دنيا را توليد كرده بود.ناميبيا يكي از 10 كشور اصلي توليدكننده اورانيوم در دنياست.

رئيس موسسه مطالعات ايران: سياست تحريم ايران شكست خورده است

محمود دلفاني رئيس موسسه اروپايي مطالعات استراتژيك ايران در فرانسه در گفتگوي زنده با شبكه خبري فرانس 34 در زمينه تاثيرات تحريمهايي كه تاكنون ازسوي غربي ها عليه ايران اعمال شده است، اظهار داشت كه اين تحريمها تاكنون با شكست كامل روبه رو شده اند و غرب بايد يك ديپلماسي جديد را در پيش گيرد چون تحريم كشور بزرگي مانند ايران با داشتن يك موقعيت ژئواستراتژيك مهم بسيار سخت و دشوار است.


مرورى بر يك رخداد

انتخابات پارلماني رژيم صهيونيستي، رشد افراطي هاي تروريست

حسين اميدى

انتخابات هجدهمين پارلمان رژيم صهيونيستي براي تشكيل سي و دومين حكومت، دوشنبه گذشته ( 10 فوريه) به اجرا در آمد كه حاصل آن به شكل غيرمنتظره اي به موفقيت حزب كاديما با كسب 28 كرسي از كنيست منجر شد. حزب كاديما كه حزبي لائيك و منشعب از حزب ليكود ( راستگرا) است، با فاصله يك كرسي از حزب رقيب اصلي پيروزشده و پس از اين دو حزب، جريان تروريستي و وابسته به ليبرمن ( از عناصر حزب غيرقانوني كاخ) 15 كرسي بدست آورد. حزب چپگراي كار 13 كرسي بدست آورده و حزب ميرتس نيز كه معمولا هم پيمان اوست، 3 كرسي كسب كرده است. به جز احزاب عربي ( فلسطيني) كه 11 كرسي بدست آورده اند، عمده بقيه كرسي هاي كنيست توسط احزاب راست و افراطي پر شده است. حزب شاس 11 كرسي و يهدوت هاتورات 5 كرسي و بيت يهودي 3 كرسي به خود اختصاص داده اند كه در كنار حزب ليبرمن و ليكود، 65 كرسي از 120 كرسي را در اختيار خواهند داشت. اين رويكرد جدي جامعه صهيونيستي به جريان هاي راستگرا و افراطي، مفاهيم خاصي را منتقل مي كند و بازتاب هايي در عرصه داخلي و خارجي رژيم صهيونيستي به جاي خواهد گذاشت. فراموش نمي كنيم كه حزب كاديما نيز توسط شارون و طرفداران او در حزب ليكود شكل گرفته و راستگرايي و رشد تفكرات افراطي و تروريست در اين رژيم، يك شاخص عمده در جامعه شناسي صهيونيست ها است. اين واقعيت در جامعه صهيونيستي تا حدي جدي است كه احزاب سنتي چپ مانند حزب كار هم براي بقاي حيات خود بايد شعارها و اقدامات افراطي از خود بروز دهند كه در جريان جنگ 33 روزه با حزب الله و جنگ 33 روزه با حماس در غزه شاهد آن بوده ايم.
البته از سال 1977 كه براي اولين بار حزب ليكود و جريان راست افراطي به حكومت رسيده ، تاكنون 24 سال توسط احزاب راست در اسرائيل حكومت شده و تنها 8 سال به احزاب چپ تعلق داشته ولي آنچه مهم است اينكه حكومت هاي رژيم صهيونيستي هرچه به سال هاي اخير نزديك تر مي شويم، عمر كوتاه تري به لحاظ سياسي داشته و تقريبا دوره كامل قانوني را سپري نكرده اند. شاخص دوم احزاب راستگرا در اين رژيم اين است كه عملكرد و كارآمدي اقتصادي موفق از خود نشان نداده اند و همواره براي نجات از بحران هاي اقتصادي، دست به دامن احزاب چپ شده اند كه تجربه دهه هشتاد ميلادي از اين جمله است. احزاب راستگرا در اين رژيم با مواضع افراطي خود، نتوانسته اند يك انسجام ملي در داخل را شكل داده و به جز برخي دوره هاي حكومتي ، عمدتا با چالش ها و شكاف هاي سياسي جديدي در محيط داخلي روبه رو شده اند. كاركرد خارجي حكومت هاي افراطي و راستگرا در اسرائيل، ايجاد بحران هاي سياسي و امنيتي در محيط خارجي اين رژيم بوده كه يا درحمله نظامي به مخالفين خود بوجود آمده و يا با ايجاد تعارض و تقابل با رويكرد حكومت هاي حامي خود در غرب، موجب آن شده اند. گروه هاي راستگراي اسرائيلي به علت مواضع افراطي در قبال هرگونه سازش با طرف هاي عربي و يا فلسطيني و تاكيد بر شعارهاي نيل تا فرات و يا عدم واگذاري بخشي از حقوق فلسطيني يا عربي، به تضادهاي منطقه اي دامن زده و اميدهاي سراب گونه به طرح هاي سازش كه توسط غرب حمايت مي شده را به يأس مبدل كرده اند.
از همين رو است كه اروپا و آمريكا از نتيجه انتخابات در اسرائيل به شدت نگران هستند و حتي اتحاديه اروپا براي اثرگذاري بر روند تشكيل كابينه اسرائيل، خط و نشان هايي براي اين رژيم كشيده است و روند ارتقاي مناسبات خود با اين رژيم را تا تشكيل حكومت وحدت ملي در اسرائيل متوقف و خواستار متوقف شدن شهرك سازي صهيونيست ها و از سرگيري مذاكرات سازش با فلسطيني ها شده است.
اوباما نيز كه اولويت ها و مشكلات عديده اي در عرصه بين المللي و منطقه اي و نوع تعامل با چالش هاي اصلي خاورميانه دارد، از شكل گيري يك ائتلاف راست و افراطي در اسرائيل به شدت نگران است و شوراي يهوديان آمريكا، هشدار داده اند كه حكومت جديد در مقابل سياست هاي آمريكا قرار نگيرد. بحران مالي غرب نيز به علت ارتباط ارگانيك بين اسرائيل با اروپا و آمريكا در اين رژيم خود را نشان داده و طي 4 ماه گذشته با 400 هزار بيكار جديد در اسرائيل روبه رو شده است. اگر چه مهمترين دغدغه شهروندان صهيونيست در مقوله امنيتي متجلي است ولي پس از انتخابات پارلماني، برجسته ترين مشكل اين جامعه در چگونگي مهار بحران اقتصادي - مالي و بازتاب هاي آن در رژيم صهيونيستي خواهد بود كه معمولا نمي تواند به احزاب راستگرا اميدوار باشد. البته فقدان رهبران كاريزماتيك راستگرا نيز مزيد بر علت است و بر نا كارآمدي حكومتي راستگراها خواهد افزود. در چنين فضايي، اگر چه راستگراها، خواستار حكومت ائتلافي از مجموعه هاي خودشان مي باشند ولي فقدان چشم انداز اميدواركننده براي چنين حكومتي كه با موانع جدي خارجي نيز روبه رو است، موجب شده تا مذاكرات سري بين ليكود، كاديما و احتمالا حزب كار در جريان باشد تا يك حكومت وحدت ملي را بوجود آورند. البته با شرايط دشواري كه حزب كار با آن مواجه است و ممكن است باراك نيز از رهبري حزب كار بركنار شود، گزينه نهايي براي اين مذاكرات سري بايد بين ليكود و كاديما شكل گيرد كه مدل دهه هشتاد و تقسيم دوساله مسئوليت نخست وزيري به آنها توصيه شده ولي آمريكا حداقل به حضور ليوني به عنوان وزير خارجه در ائتلاف كاديما و ليكود اميد بسته تا موضوع و پرونده مذاكرات سازش بسته نشود. خانم ليوني و حزب كاديما نيز اگر چه اكثريت را كسب كرده اند ولي تجربه دو ماه قبل وي در شكست تشكيل كابينه و نقش آفريني و مطالبات احزاب كوچكتر براي مشاركت در ائتلاف حكومتي، شانس ليوني را براي موفقيت جديد كاهش مي دهد.
شمعون پرز به عنوان رئيس اين رژيم از چهارشنبه آينده به مدت 8 روز وقت دارد تا پس از رايزني هاي نهايي يك نفر را مسئول تشكيل كابينه كند. قواعد قانوني در اين رژيم بر رئيس حزب برتر در انتخابات تاكيد مي كند ولي از سوي ديگر نمي تواند فراكسيون منسجم احزاب راستگرا كه 65 راي را كسب كرده اند ، ناديده بگيرد. در چنين شرايطي به نظر مي رسد، يك گزينه وسط براي تشكيل حكومت ائتلافي از ليكود و كاديما و يك يا دو حزب كوچكتر، مطلوب غرب و آمريكا خواهد بود كه پرز را بدان تشويق مي كنند. چيزي كه مورد اتفاق بيشتر ناظران سياسي است، اينكه روند تشكيل كابينه در رژيم صهيونيستي به علت موانع و چالش هاي داخلي و خارجي، با سرعت به پيش نخواهد رفت و ممكن است چندين هفته نيز به طول انجامد. اين مسئله بر محتواي مذاكرات قاهره اثر خواهد گذاشت و تضمين هاي اسرائيل براي موضوعات مورد اهتمام از سوي مصري ها با سوال مواجه مي شود، بويژه اينكه نتيجه نهايي رايزني ها براي تصدي نخست وزيري و يا تركيب ائتلافي كابينه روشن نيست و چنانچه به قدرت گيري جناح راست در حكومت منتهي شود، تمامي توافقات در قاهره را تحت الشعاع قرار مي دهد و مشكلات آمريكا و اوباما و اروپا را براي مديريت كلان بحران در خاورميانه و از سرگيري مذاكرات سازش را با چالش جدي روبه رو مي كند و هم پيمانان ارتجاع عرب در منطقه را نيز به چالش خواهد كشيد.
حاصل تلاش ها و رايزني هاي داخلي و خارجي در رژيم صهيونيستي هر چه باشد، چند موضوع مهم بر آن سايه خواهد انداخت:
1- تركيب ائتلافي و يا متضاد در كابينه، كارآمدي اين حكومت را محدود مي كند.
2- عمر سياسي حكومت جديد، ضمن پيروي از قاعده حكومت هاي قبلي، از سقف محدودتري برخوردار خواهد بود.
3- حكومت ائتلافي جديد، مشكلات سياسي جديدي براي آمريكا و اروپا توليد كرده و مولفه هاي حمايتي از اين رژيم را تحت تأثير قرار خواهد داد.
4- حكومت ائتلافي جديد، در حالت تركيب راست، ميانه و چپ گرا ناچار به رويكردهاي نظامي براي احياي قدرت بازدارندگي خود مي باشد كه بر چالش هاي خود و حاميان غربي و عربي خواهد افزود، چرا كه رويكرد متفاوتي با اولويت هاي اين حاميان خواهد داشت.
5- آسيب پذيري هاي اقتصادي، سياسي و امنيتي در اين رژيم افزايش مي يابد، چرا كه بحران مالي جهاني و تضادهاي رويكردي و اولويت هاي آن با غرب و ناكارآمدي حكومت ائتلافي و اقتدار جريان مقاومت منطقه اي، از عوامل اصلي آن خواهد بود.
6- تجربه پارلماني و حكومتي جديد در رژيم صهيونيستي، رشد تفكرات افراطي و تروريستي را بيش از پيش برملا خواهد كرد كه فرصت افكار عمومي منطقه و جهاني را از دست خواهد داد.


ديدگاه

اتهام گم شدن يك ميليارد دلار

صمد حسن نيا سماكوش

مخبر كميسيون برنامه و بودجه مجلس دهم بهمن ماه سال جاري گزارش تفريغ بودجه سال 85 كل كشور را در صحن علني مجلس قرائت كرد كه بر اساس آن اعلام شد بخشي از سود سهم دولت ناشي از مازاد بهاي نفت خام صادراتي معادل 1 ميليارد و 58 ميليون دلار به حساب خزانه واريز نشده است و بلافاصله علي لاريجاني واكنش نشان داد و درخواست كرد ديوان محاسبات عدم واريز 1ميليارد دلار به خزانه را دنبال كند.
اعلام اين خبر و واكنش لاريجاني كافي بود كه رسانه هاي جناح اصلاح طلب با تيترهاي فريبنده خود دولت نهم را كه به اعتقاد دوست و دشمن يكي از سالم ترين دولتهاست، به دزدي بيت المال و پول نفت متهم كنند و اين شبهه را در ذهن مردم ايجاد كنند كه احمدي نژاد با يك ميليارد دلار چه كرد و تيتر بزنند كه يك ميليارد دلار درآمد نفت در دولت نهم گم شد. ولي اين رسانه هاي به اصطلاح بي طرف به يك مسئله مهم هيچ اشاره اي نكردند كه سوابق گزارش هاي تفريغ بودجه در سال هاي گذشته نشان مي دهد عدم واريز تمامي درآمدهاي نفت به خزانه سابقه اي طولاني دارد و حتي از سوي برخي رسانه ها تخلف سنتي از قانون بودجه ناميده شده است.
به عنوان نمونه در گزارش تفريغ بودجه سال 83 تاكيد شده است، از درآمد 34 ميليارد دلاري نفت خام در سال 83 تنها 28 ميليارد دلار به حساب هاي خزانه واريز شده و شركت ملي نفت 6 ميليارد دلار مابقي را نزد خود نگه داشته است. بررسي هاي تطبيقي نشان مي دهد كه اين ابهام درباره واريزي دولت به خزانه كه در گزارش تفريغ بودجه 1385 مورد توجه قرار گرفته است، به نسبت ابهاماتي كه در همين زمينه در گزارش تفريغ سال 1383 اعلام شده بود، به ميزان 600 درصد كاهش داشته است. گزارشها در اين باره مشخص مي كند در تفريغ بودجه سال 83 تنها 28 ميليارد دلار از درآمد 34 ميليارد دلاري نفت خام دولت هشتم به حساب هاي خزانه واريز شده بود.اين بدان معني است كه معادل 6 ميليارد دلار از فروش نفت خام در دولت هشتم در محل قانوني خود هزينه نشده بود.
مسئله عدم واريز درآمدهاي نفتي به خزانه بيت المال سابقه طولاني دارد البته شركت نفتي ها در اين باره براي خود توجيه دارند و به قوانيني استناد مي كنند كه به آنها اجازه داده از درآمدهاي حاصل از فروش نفت و گاز براي سرمايه گذاري مجدد و يا واردات بنزين استفاده كنند. در عين حال مخالفان نيز به قانون اساسي و ساير قوانين مربوط استناد مي كنند كه بيان مي دارد همه درآمدهاي دولت بايد به خزانه واريز شود و از آنجا مجددا تخصيص يابد.
ولي نكته اساسي درباره تكرار اين مسئله در بودجه هاي سالانه اصرار مجلس بر يك مصوبه است و بر اساس قانوني كه از مجالس گذشته وجود دارد سهمي از درآمدهاي نفتي به شركت هاي تابعه آن اختصاص داده مي شود كه دولت نهم در همين رابطه خواستار آن شد كه اين ميزان سهم به خزانه دولت داده شود و سپس از خزانه به وزارت نفت و شركت هاي تابعه آن داده شود كه مجلس اين موضوع را قبول نكرد و در واقع اين پول توسط شركتهاي نفتي در بخش هاي نفتي سرمايه گذاري مي شود، طبق اجازه اي كه قانون به آنها داده است.


فرا رو

انقلاب اسلامي در محيط فراملي (35)
تأثير انقلاب اسلامي بر تركيه(1)

دكتر عباسعلي فرزندي اردكاني

تركيه از جمله كشور هايي است كه به دليل موقعيت جغرافيايي، تحولات تاريخي و ويژگي هاي حكومتي همواره از منظر قدرت هاي جهاني داراي اهميت بوده است و استانبول تنها شهري در دنيا است كه در بين دو قاره آسيا و اروپا واقع شده و طي قرون متمادي پايتخت سه امپراتوري بزرگ روم، بيزانس و عثماني بوده است . اين كشور كه در غرب قاره آسيا و جنوب شرق اروپا قرار گرفته و درمنطقه جغرافيايي واقع شده كه آناتولي و آسياي كوچك (آسياي صغير) نيز ناميده مي شود با وسعتي حدود 814578 كيلومتر مربع (با احتساب درياچه ها) شامل 790200 كيلومتر مربع (حدود 79 درصد) در بخش آسيايي و 24378 كيلومتر (حدود3 درصد) در بخش اروپايي كشوري مستطيلي را تشكيل داده است كه طول آن از شرق تا غرب حدود 1660 كيلومتر و عرض آن به طور متوسط 550 كيلومتر است.
اين كشور كه از سه طرف به وسيله دريا احاطه شده است حدود 2875 كيلومتر مرز خشكي با كشورهاي همجوار و 8333 كيلومتر مرز آبي با درياهاي پيرامون دارد و با دو كشور اروپايي (يونان و بلغارستان) و شش كشور آسيايي (گرجستان، ارمنستان، نخجوان، جمهوري اسلامي ايران، سوريه و عراق) همسايه است. به دليل مجاورت با درياهاي مهمي چون درياي سياه و مديترانه و تنگه هاي بسفر و داردانل و واقع شدن در نقطه تلاقي آسيا و اروپا از اهميت ژئوپليتيك و ژئواستراتژيك خاص برخوردار است. كشور تركيه همانند پلي دو منطقه مهم و استراتژيكي خاورميانه و بالكان(اروپا) را به يكديگر متصل مي كند و اين ويژگي همراه با ديگر مولفه هاي تأثير گذار تاريخي و سياسي باعث شده است تا همواره بر سياست هاي اجرايي قدرت هاي جهان اثر گذاشته و به منزله عاملي در تعادل قوا به حساب آيد.
به دليل اين كه به فاصله نه چندان طولاني پس از ورود اسلام به سرزمين آناتولي و تشكيل امپراتوري عثماني، اين سرزمين به عنوان مركز حكومت ديني مورد توجه قرار گرفت اين زمينه براي خلفاي عثماني فراهم شد تا آنها با استفاده از تعاليم اسلامي و استقبال جوامع از آن دايره جغرافيايي حكومت خود را از بالكان تا شبه جزيره عربستان گسترش دهند. بر اين اساس تاريخ تركيه فعلي را مي توان با اسلام عجين دانست ، اما اين توسعه و اقتدار به دلايلي چون؛ مغايرت هاي اسلام حكومت عثماني با اسلام رسول الله (ص)، فساد و تباهي اخلاقي حاكمان عثماني و فاصله گرفتن آنها از ارزشهاي اسلامي، تحولات اروپا و رشد انديشه هاي ناسيوناليستي و غيرديني و... رو به افول گذاشت. حكومت عثماني با وجود اقتدار گسترده خود به نقطه اي رسيد كه خليفه و سلطان هيچ آشنايي به احكام اسلام نداشته و شيخ الاسلام هم كه وظيفه تطبيق دستورات سلطان را با شرع به عهده داشت موجب جدايي دين از سياست و دوگانگي دين و دولت شده و زمينه تضعيف اسلام در تركيه فراهم شد و اين موضوع خود زمينه هاي لازم را براي رشد انديشه دين زدايي و حذف مظاهر ديني از جامعه در دوره پس از اضمحلال امپراتوري عثماني و دوران جمهوريت فراهم نمود.
تركيه كه در عصر امپراتوري عثماني از عظمت و شكوه خاصي برخوردار بود با تكيه بر استراتژي هاي «عثماني گرايي»، «اسلام گرايي» و «پان تركيسم» دوران را سپري نمود و با سقوط دولت عثماني در جنگ جهاني اول در مقابل تهاجم بريتانيا و متحدانش با تكيه بر استراتژي غرب گرايانه و با تمركز بر نظريه «جدايي دين از سياست» به مدل غربي روي آورد و مصطفي كمال پاشا ملقب به آتاتورك به عنوان رهبري حكومت تركيه پس از امپراتوري عثماني تلاش نمود همه ارزش هاي شرقي و مذهبي را منسوخ و ارزش هاي غربي را جايگزين آن نمايد. هر چند بر اساس شواهد تاريخي آتاتورك از هيچ كوششي براي از بين بردن سنت هاي اسلامي و ارزشهاي بومي و جايگزيني آن با اصول به اصطلاح ملي (غربي) فروگذار نكرد، اما او با شناخت شرايط و جوانب امر بسيار حساب شده به اقدامات مرحله اي براي تحقق اهداف خود دست مي زد و با سنجيدن زمينه ها، زهر چشم گرفتن از مخالفان، تنظيم اجراي طرح ها با در نظر گرفتن ميزان عقب نشيني مخالفان، تهديد و تطميع مخالفان و متهم نمودن مخالفان خود در همدستي با بيگانگان اهداف خود را پي گرفت ولي پس از او اين دين زدايي با شدت بيشتري دنبال شد.