دعوت كنندگان به شر و بزهكاري
شيطان پرستان(8)
4.مرلين منسون
همانطور كه در بخش پيشين اشاره شد ، استفاده از موسيقي و به تبع آن ظهور خوانندگان جديد به مثابه شياطين نو ، ظرفيت هاي جديدي را در اختيار شيطان پرستان قرار داد .
« برايان هاگ وارنر » نام اصلي فردي است كه امروز به مرلين منسون يا به اختصار (MM) شهرت يافته است .
وي كه اكنون علاوه بر هواداران چندين هزار نفري در اقصي نقاط جهان به عنوان شيطان بزرگ شناخته و مورد پرستش قرار مي گيرد ، مانند ساير افرادي كه از چهره هاي شاخص شيطان پرستي به حساب مي آيند دوران كودكي توام با سختي هاي فراوان مانند فقر و تنگدستي را سپري كرده است .
« برايان وارنر » يا (MM) تاكنون توانسته است نقش يك منجي را براي شيطان پرستي ايفا كند و اين افراد را از بن بست عزلت خارج كرده و مجددا به عرصه فعاليت هاي اجتماعي وارد سازد.
مرلين منسون نيز مانند ساير چهره هاي شناخته شده شيطانيسم چندين مرحله در طول عمرش يعني طي
38 سال گذشته ، براي مدت چند ماه يا چند هفته از نظر ها دور شده و پس از طي زمان موردنظر با ارائه يك كنسرت بزرگ و يا در چهره اي جديد و البته سخيف تر از گذشته ظاهر شده است .
(لازم به ذكر است كه شيطان پرستان ادعا مي كنند كه در اين مدت به ملاقات شيطان و يا شياطين مي روند و دستوراتي را دريافت مي كنند.)
گفتني است طبق اطلاعات موجود زماني كه اين افراد « غيب » مي شوند ، جلساتي را با برخي مقامات بلندپايه امنيتي آمريكا و رژيم صهيونيستي برگزار مي نمايند و خواسته هايشان را مبني بر حمايت هاي مالي ، حقوقي و ... بيان مي كنند و از حمايت ايشان برخوردار مي شوند .
تصوير فوق از فرد مذكور است كه قرباني ديگر و نمادي از شيطان يعني گربه را در دست دارد . (موجودي كه توسط وي بايدقرباني شود.)
با توجه به اهميت نقش (MM ) در فريب و جذب جوانان و نوجوانان ايراني به شيطان پرستي در آينده به خواست خداوند پژوهشي كامل ارائه خواهد شد .
.3 شيوه هاي تبليغ
1-3- انتشار سي دي ، كاست و پوستر مربوط به خوانندگان متاليكا
2-3- گسترش يافتن سايت ها و وبلاگ هاي مربوط به شيطان پرستي
3-3- تبليغ و اطلاع رساني از طريق پارتي هاي شبانه و گفتگوهاي دوستانه علي الخصوص در مناطق مرفه شهرهاي تهران ، شيراز و ...
4-3- تبليغ در تالارهاي گفتگوهاي مجازي
اين هم گوشه هايي از اشعار منسون كه در كتاب هاي هوي متال در داخل كشور پخش شده است...
enchanting
At night... I kiss the serpent in thy tears
For years... thy sorrow Iصve mourned
تاريكي ... قلب خون آلود مرا در آغوش مي گيري
روياهايم .... چشمان اشكبارمان را متحد مي كند
فريبنده
در شب .... ابليس را در اشكهايم مي بوسم
براي سالها ... غم هاي تو سوگواري من است
Harken my moonchilds cry
yearning for another night
Mourning my once beloved
mezmorized and ravendark
گوش كن به صداي گريه فرزندان ماه من
كه آرزوي شبي ديگر را دارند
ماتم مورد علاقه من
هيپنوتيزم و تاريكي
My pale enchantress of the night
at last my candleصs burning down
The wintermoon is shining bleak
for thee my enchantress
جادوگر زنداني شب
از آخرين شمع سوزانم
ماه پاييزي سياه غم انگيز مي درخشد
جادوگر من براي تو
Enchanting all my dreams
a beauty and her flood of tears
Nightfall embrace my heart
mezmerized and ravendark
روياهايم را فريب بده
زيبا و سيل اشكهايش
سقوط شب قلب مرا در آغوش مي گيرد
هيپنوتيزم و تاريكي
My pale enchantress of the night
I desire thee
جادوگر زنداني شبهاي من
من تو را آرزو مي كنم
Fearful I walk with thee... through dusk
Through winds of loss... Her beauty and her
با ترس با تو قدم مي زنم ... به سوي خاك
به سوي بادهاي گمراهي ... او زيباست
flood embrace my bleeding heart
Tearful I fall with thee... at last
Lead me there... to where thy shadows cast
طوفان در آغوش مي گيرد قلب خونين مرا
با اشك سقوط مي كنم با تو ... در آخر
مرا راهنمايي كن ... به جايي كه سايه هايت پخش مي شوند
They dance in velvet darkness lost
آنها مي رقصند در مخمل از دست رفته تاريكي
Rise... bleak winterfullmoon
Rise...
برخيز اي ماه غمگين
برخيز ...