صفحه 8           گزارش تحليلي

 

1-تحليل صبح صادق از نا امنى در درياى سرخ :
اسرائيل در پشت نقاب دزدان دريايى

2-دعوت كنندگان به شر و بزهكارى : شيطان پرستان


تحليل صبح صادق از نا امني در درياي سرخ
اسرائيل در پشت نقاب دزدان دريايي

حسين اميدي

همانگونه كه سومالي همواره يكي از اهداف مهم كشورهاي بزرگ استعماري در تاريخ سياسي خود بوده و اجزاي اين سرزمين به سومالي فرانسوي، انگليسي، ايتاليايي نامگذاري شده و بخشهايي از آن را به كنيا فتدي و اوگان را به اتيوپي و سومالي فرانسوي را به جيبوتي امروزي تبديل كرده و يا تحويل داده اند، درياي سرخ نيز از اهميتي برجسته در دهه هاي اخير برخوردار بوده است. درياي سرخ به جز اينكه يكي از آبراه هاي مهم جهاني است و حداقل 15 درصد تجارت دريايي جهان از آن عبور مي كند و موقعيتي سوق الجيشي در معادلات امنيتي از سوي قدرت هاي بزرگ دارد، براي رژيم صهيونيستي نيز يك امتداد حياتي در استراتژي امنيتي آن در بردارد.
اگر رفتار قدرتهاي استعماري در سطح جهان شبيه سازي شود، آنچه در حوزه درياي سرخ و سواحل سومالي اتفاق مي افتد را بايد، مقدمه اي از يك راهبرد جديد ارزيابي كنيم.
انگليسي ها كه عامل اصلي برده داري و فروش برده هاي سياه آفريقا در آمريكا بودند، يكباره به رهبري جنبش ضد برده داري تبديل مي شوند و به بهانه كنترل كشتي هاي عبوري به سمت آمريكا يا اروپا، اقدام به تفتيش و بازرسي كشتي ها كرده تا جلوي انتقال برده ها را بگيرند و عملا يك سيستم كنترلي امنيتي را در مديترانه حاكم كرده و حتي براي خنثي كردن اراده مصر در ملي كردن كانال سوئز در كنار فرانسه و رژيم صهيونيستي با مصر مي جنگند.
همين انگليسي ها بعدها به بهانه حمله عربها به كشتي انگليسي شركت هند شرقي در سواحل يمن، لشكركشي كرده و عدن را اشغال مي كنند و با نامگذاري خليج فارس به خليج دزدان دريايي، به اين منطقه نيز وارد شده و آن را در اشغال و كنترل خود قرار داده و يك تاريخ پرماجرا در ايران و يا مهندسي كشورهاي عربي جدا شده از امپراتوري عثماني را رقم مي زنند. بعدها كه بنيه اقتصادي انگليسي تاب تحمل هزينه امپراتوري دريايي و اداره كشورهاي مستعمره را نياورد، جاي خود را به آمريكا دادند. آمريكايي ها به جز حضور نظامي مستقيم در كشورهاي جهان، ناوگان ششگانه اي در سراسر جهان به راه انداخته و هژموني نظامي خود را تضمين نمودند.
با فروپاشي اتحاد شوروي، شرايط در درياي سرخ متحول شد و آمريكا و رژيم صهيونيستي به بازسازي يك سلطه قدرتمندتر در اين حوزه پرداختند و با فشارهاي همه جانبه بر يمن، يكي از جزاير يمني در دهانه باب المندب را در اين كشور در اجاره صدساله خود در آوردند تا نظارت بر اقيانوس هند و شرق آفريقا و كنترل درياي سرخ را در يك سلطه قدرتمندتر عملي كنند. از اين منطقه تا جزيره دييگوگارسيا كه از مراكز نظامي مهم آمريكايي است، جنگ افزار و تجهيزات دريايي و هوايي آمريكايي تسلط مطلقي را به اجرا گذاشته اند. با اينكه آمريكايي ها در 1994 به شكل ناباورانه اي در سومالي تحقير شدند و ناچار به ترك اين سرزمين شدند ولي با كمك رژيم صهيونيستي و نفوذ آن در اتيوپي و اريتره، فضاي امنيتي، چه در سومالي و چه عليه يمن، به شكل فزاينده اي در كنترل آنها قرار گرفته است. سومالي انگليسي و سومالي ايتاليايي كه از دهه 60 ميلادي متحد شده و در 1991 خودمختاري از مگاديشو را كسب كرده بودند، به سومالي لند معروف و در حوزه نفوذ اتيوپي و رژيم صهيونيستي قرار گرفتند. پونت لند، بخش ديگري از سرزمين سومالي است كه در نفوذ اتيوپي و رژيم صهيونيستي است و سومالي مركزي كه در حال حاضر به رياست عبدالله يوسف اداره مي شود نيز از اهالي شهر جارودي از پونت لند مي باشد و روابط نزديكي با آمريكا، اتيوپي و رژيم صهيونيستي دارد. اگرچه شهروندان سوماليايي با تركيب قبايلي از تمايلات اسلامي برخوردارند ولي همواره از مداخلات استعماري و يا ابزارهاي منطقه اي آنان در جوار و همسايگي سومالي رنج برده اند.
رژيم صهيونيستي از ابتداي تشكيل، مراحل گسترش يابنده اي از استراتژي امنيتي خود در درياي سرخ را به اجرا گذاشته تا موازنه اي قابل اتكا در قبال كشورهاي عربي شكل دهد. در همان ابتداي تشكيل با اشغال يك روستاي مصري در جنوب سينا، شهر ايلات فعلي را ساخته و امروز مصر اصل اين روستا را منكر شده تا گرفتار كشمكش با اسرائيل نباشد. همزمان نيز جزيره اي در مقابل شرم الشيخ را اشغال كرده كه متعلق به اردن نبوده ولي اردن نيز براي فرار از تعهد و يا مسئوليت دفاع از آن، اعلام نموده كه آنجا را در اجاره صدساله مصر قرار داده است. يعني رژيم صهيونيستي در يك غفلت و چشم پوشي آشكار ولي استراتژيك وارد درياي سرخ شده و اين حركت امروز تا دهانه باب المندب گسترش يافته است. با خروج اتحاد شوروي از درياي سرخ و فروپاشي آن، مناسبات پنهان با سران اتيوپي و جبهه آزادي بخش اريتره، جهش جديدي از حضور اسرائيل در اتيوپي و اريتره را حاصل كرده كه هم اكنون رژيم صهيونيستي از طريق حضور گسترده مستشاران نظامي، اقتصادي و سياسي و امنيتي در حوزه هاي مختلف عليه مصر و سودان به اهرم فشارهاي جديدي دست يافته و از همين طريق به بخشهاي سرزميني سومالي وارد شده و يا از طريق اريتره، به جزاير دهلك، حالب كه متعلق به يمن مي باشد دست يافته است. اين گسترش حضور دريايي كه يك عمق استراتژيك امنيتي به رژيم صهيونيستي مي بخشد، در جريان درگيري اريتره و يمن بر روي جزاير حنيش بزرگ و كوچك به خوبي نمايان شد و هم اكنون نيز به جز استقرار سيستم هاي رهگيري دريايي در دهلك وحنيش بزرگ كه در دهانه شمالي باب المندب قرار دارند، زمينه تردد روزانه دريايي كشتي ها و قايق هاي نظامي اسرائيلي از ايلات به اين جزاير را فراهم كرده است. در حالي كه كشورهاي عربي شش گانه در حاشيه درياي سرخ، هيچ گاه چنين حضوري فعال و قوي در اين دريا نداشته اند ولي اقتصاد و حوزه هاي ارتباط دريايي آنان به درياي سرخ مرتبط بوده است. اين بدان معناست كه اسرائيل از طريق يك ساحل بسيار كوچك كه همان روستاي قديمي مصري و يا شهر ايلات جديد اسرائيلي است در كل درياي سرخ حضور پيدا كرده است.
جالب اين است كه طي دوره كوتاه تسلط دادگاه هاي اسلامي در سومالي، پديده دزدان دريايي و بسياري از جرائم كاهش چشمگيري داشته و پس از حمله اتيوپي به سومالي و حكومت دادگاه هاي اسلامي، مجددا جان گرفته اند. اين دزدان دريايي كه گفته مي شود در دو بخش شمالي و جنوبي فعال هستند داراي دو رهبري سه نفره بوده و هر يك داراي تعدادي از تيم هاي عملياتي 15 تا 25 نفره مي باشند و در دو ماه اخير فعاليت وسيع تري داشته اند كه تا سواحل عدن نيز گسترش يافته است.
نكته مهم اينكه اين دزدان به امكانات پدافندي و موشكي و تلفن هاي ماهواره اي و مهارت عالي در استفاده از كامپيوتر و يا سيستم هاي ناوبري نيز مجهز هستند و با همه حضوري كه آمريكا و رژيم صهيونيستي در عرصه درياي سرخ و يا سواحل شرق آفريقا دارند، اين پديده دزدان دريايي خود را بر فضاي امنيتي منطقه تحميل كرده است.
البته اگر بدانيم كه اين دزدان دريايي تا به حال به كشتي هاي آمريكايي و اسرائيلي يا فرانسوي حمله نكرده اند و بيشتر به كشتي هاي چيني، هندي و يا ديگر كشورها تعرض داشته و باج خواهي كرده اند، شايد تا حدودي به ماهيت شناسي اين پديده كمك كند.
با اينكه اين پديده در حوزه نفوذ ناوگان آمريكايي و حضور صهيونيست ها است و مذاكرات براي آزادي كشتي ها و خدمه آنان معمولا از پونت لند و يا لندن جريان دارد ولي دو موضوع مهم به شكل آشكار براي مهار اين پديده مطرح شده است.
اولا اينكه اين مشكل بر ضرورت بين المللي كردن اين آبراه دلالت دارد و ثانيا يك نظم منطقه اي با حضور اسرائيل و 6 كشور عربي حاشيه درياي سرخ مي تواند پايه اي براي تضمين دريانوردي و تجارت دريايي در اين منطقه باشد. البته شوراي امنيت سازمان ملل نيز با پيشنهاد آمريكا و فرانسه سه قطعنامه را به شماره هاي 1814، 1816 و 1838 تصويب كرده كه در مصوبه آخر، مجوز عمليات و ورود كشورها به آبهاي ساحلي يمن نيز در كنار آبهاي ساحلي سومالي داده شده است. اين مصوبه به شكل آشكاري به نقض حاكميت كشورها در آبهاي ساحلي خود و يا قانون درياها مي پردازد كه مي تواند رويه هاي قانوني براي آن چيزي كه رژيم صهيونيستي و آمريكا براي فشار دريايي به ايران و يا كنترل بنادر ايران و محموله هاي صادره و يا وارده به آن را دنبال مي كنند را در بر گيرد. با توجه به نوع رويكردي كه به دولت اوباما توصيه مي شود و رژيم صهيونيستي نيز مشوق فشارهاي هر چه بيشتر ديپلماتيك براي دستيابي به محدوديت هاي اقتصادي در ايران است، آنچه در درياي سرخ مي گذرد، به جز بازتابهاي امنيتي در اين آبراه، مقدمات و زمينه رويه هاي قانوني و ايجاد اجماع بين المللي براي برخورد با ايران را نيز فراهم خواهد كرد.
البته در كنار كاركردهاي كلان امنيتي براي آمريكا و رژيم صهيونيستي، ابزارهاي جديدي براي فشار به مصر، سودان و يمن و عربستان را به اسرائيل خواهد داد تا ضمن تقويت فضاي عادي سازي مناسبات، عرصه هاي تسلط اين رژيم را نيز بر كشورهاي ياد شده حاصل نمايد.
نكته مهم اينكه دزدان دريايي سواحل سومالي كه 90 مورد اقدام در سال جاري داشته و حدود چهل كشتي را ربوده و هم اكنون 17 كشتي در اختيار آنهاست، با واكنش ناتو، ناوگان دريايي و توانمندي هاي هوايي آمريكا يا رژيم صهيونيستي مواجه نشده و صرفا در يك فضاي رسانه اي، به حضور ناوگان هاي جديدي از ناتو، اتحاديه اروپا، روسيه، چين و هند و استراليا دامن زده شده و عملا به تجارت دريايي چين و هند با آفريقا يك شوك جدي وارد كرده اند.
نشست هفته گذشته 6 كشور عربي حاشيه درياي سرخ در قاهره با هشدار اسرائيل روبه رو شده كه هيچ سيستم و نظم منطقه اي بدون اسرائيل شكل نخواهد گرفت و اين 6 كشور نيز قادر به اقدام مستقلي از حضور قدرتهاي جهاني حاضر در درياي سرخ نمي باشند. ولي اين كشورها به خوبي مي دانند كه منافع اقتصادي و امنيتي آنان در درياي سرخ به شدت در سايه اين رويه سازي و مهندسي امنيتي : سياسي قرار خواهد گرفت.
بديهي است كه با اين سناريوسازي آمريكايي : صهيونيستي، در صورتي كه به نحو شايسته اي به حل مشكل دزدان دريايي با ماهيت مشكوك آنان پرداخته نشود، بايد منتظر تاثيرپذيري جديدي در اين آبراه بين المللي و اقتصاد دريايي در اين حوزه باشيم كه ايران نيز از بازتابهاي مستقيم و غيرمستقيم آن مصون نخواهد بود.
خسارت سالانه 6 ميليارد دلار از كانال سوئز مصريها را وادار به واكنش نموده و يمن از اينكه حاكميت خود در خليج عدن را از دست بدهد، نگران و فعال شده است.
اگرچه سعوديها واكنش فعالي نشان نداده و سوداني ها گرفتار چالش هاي عمده و متعددي در داخل كشورشان هستند و اردن سكوت را براي كسب منافع در فضاي جديد ترجيح داده است و رسانه هاي ايراني حتي از نگاه آسيب شناسي نسبت به منافع امنيتي و اقتصادي به رويدادهاي حوزه درياي سرخ و تحولات ناشي از دزدان دريايي نپرداخته اند ولي جا دارد كه يك تحرك مناسب در زمينه هاي مختلف در سطح منطقه شكل گرفته و ابعاد اين رويداد به خوبي بازشكافي و مورد توجه در محيط داخلي و منطقه اي قرار گيرد و نقش بازيگران مختلف در جريان سازي امنيتي و بهره مندي و موج سواري آنان از رخدادهاي گوناگون آشكار شود.


دعوت كنندگان به شر و بزهكاري
شيطان پرستان
(8)

4.مرلين منسون
همانطور كه در بخش پيشين اشاره شد ، استفاده از موسيقي و به تبع آن ظهور خوانندگان جديد به مثابه شياطين نو ، ظرفيت هاي جديدي را در اختيار شيطان پرستان قرار داد .
« برايان هاگ وارنر » نام اصلي فردي است كه امروز به مرلين منسون يا به اختصار (MM) شهرت يافته است .
وي كه اكنون علاوه بر هواداران چندين هزار نفري در اقصي نقاط جهان به عنوان شيطان بزرگ شناخته و مورد پرستش قرار مي گيرد ، مانند ساير افرادي كه از چهره هاي شاخص شيطان پرستي به حساب مي آيند دوران كودكي توام با سختي هاي فراوان مانند فقر و تنگدستي را سپري كرده است .
« برايان وارنر » يا (MM) تاكنون توانسته است نقش يك منجي را براي شيطان پرستي ايفا كند و اين افراد را از بن بست عزلت خارج كرده و مجددا به عرصه فعاليت هاي اجتماعي وارد سازد.
مرلين منسون نيز مانند ساير چهره هاي شناخته شده شيطانيسم چندين مرحله در طول عمرش يعني طي 38 سال گذشته ، براي مدت چند ماه يا چند هفته از نظر ها دور شده و پس از طي زمان موردنظر با ارائه يك كنسرت بزرگ و يا در چهره اي جديد و البته سخيف تر از گذشته ظاهر شده است .
(لازم به ذكر است كه شيطان پرستان ادعا مي كنند كه در اين مدت به ملاقات شيطان و يا شياطين مي روند و دستوراتي را دريافت مي كنند.)
گفتني است طبق اطلاعات موجود زماني كه اين افراد « غيب » مي شوند ، جلساتي را با برخي مقامات بلندپايه امنيتي آمريكا و رژيم صهيونيستي برگزار مي نمايند و خواسته هايشان را مبني بر حمايت هاي مالي ، حقوقي و ... بيان مي كنند و از حمايت ايشان برخوردار مي شوند .
تصوير فوق از فرد مذكور است كه قرباني ديگر و نمادي از شيطان يعني گربه را در دست دارد . (موجودي كه توسط وي بايدقرباني شود.)
با توجه به اهميت نقش (MM ) در فريب و جذب جوانان و نوجوانان ايراني به شيطان پرستي در آينده به خواست خداوند پژوهشي كامل ارائه خواهد شد .
.3 شيوه هاي تبليغ
1-3- انتشار سي دي ، كاست و پوستر مربوط به خوانندگان متاليكا
2-3- گسترش يافتن سايت ها و وبلاگ هاي مربوط به شيطان پرستي
3-3- تبليغ و اطلاع رساني از طريق پارتي هاي شبانه و گفتگوهاي دوستانه علي الخصوص در مناطق مرفه شهرهاي تهران ، شيراز و ...
4-3- تبليغ در تالارهاي گفتگوهاي مجازي
اين هم گوشه هايي از اشعار منسون كه در كتاب هاي هوي متال در داخل كشور پخش شده است...
enchanting
At night... I kiss the serpent in thy tears
For years... thy sorrow Iصve mourned
تاريكي ... قلب خون آلود مرا در آغوش مي گيري
روياهايم .... چشمان اشكبارمان را متحد مي كند
فريبنده
در شب .... ابليس را در اشكهايم مي بوسم
براي سالها ... غم هاي تو سوگواري من است
Harken my moonchilds cry
yearning for another night
Mourning my once beloved
mezmorized and ravendark
گوش كن به صداي گريه فرزندان ماه من
كه آرزوي شبي ديگر را دارند
ماتم مورد علاقه من
هيپنوتيزم و تاريكي
My pale enchantress of the night
at last my candleصs burning down
The wintermoon is shining bleak
for thee my enchantress
جادوگر زنداني شب
از آخرين شمع سوزانم
ماه پاييزي سياه غم انگيز مي درخشد
جادوگر من براي تو
Enchanting all my dreams
a beauty and her flood of tears
Nightfall embrace my heart
mezmerized and ravendark
روياهايم را فريب بده
زيبا و سيل اشكهايش
سقوط شب قلب مرا در آغوش مي گيرد
هيپنوتيزم و تاريكي
My pale enchantress of the night
I desire thee
جادوگر زنداني شبهاي من
من تو را آرزو مي كنم
Fearful I walk with thee... through dusk
Through winds of loss... Her beauty and her
با ترس با تو قدم مي زنم ... به سوي خاك
به سوي بادهاي گمراهي ... او زيباست
flood embrace my bleeding heart
Tearful I fall with thee... at last
Lead me there... to where thy shadows cast
طوفان در آغوش مي گيرد قلب خونين مرا
با اشك سقوط مي كنم با تو ... در آخر
مرا راهنمايي كن ... به جايي كه سايه هايت پخش مي شوند
They dance in velvet darkness lost
آنها مي رقصند در مخمل از دست رفته تاريكي
Rise... bleak winterfullmoon
Rise...
برخيز اي ماه غمگين
برخيز ...