صفحه 7     نگاه دوم به مطبوعات

 

1-بى بند وبارى مطبوعات

2-پرونده

3-مرورى بر يك رخداد : تجديدنظر در ارزيابى ها و آغاز مرحله جديد

4-ديدگاه : لايحه هدفمندكردن يارانه ها در يك قدمى مجلس

5-فرا رو :
انقلاب اسلامى در محيط فراملى
/ تاثير انقلاب اسلامى بر افغانستان


بي بند وباري مطبوعات

حسين عبداللهى فرد

در شماره گذشته به برخي از تيترهاي مطبوعات در خصوص تبليغات زود هنگام انتخاباتي كه ناخرسندي مقام معظم رهبري را در پي داشت،اشاره كرديم. انعكاس گلايه معظم له در روزنامه هاي پنج شنبه گذشته، اگرچه تا حدودي بر كاهش اخبار انتخاباتي در مطبوعات تاثير گذاشت، اما سير فزاينده انتقاد تخريبي از دولت در اين هفته سبب شد تا رهبر معظم انقلاب نسبت به قهر خداوندي به جهت بي بندوباري در اظهارنظرها هشدار دادند.
اما در خصوص زمينه هاي هشدار رهبر معظم انقلاب و نقش مطبوعات در آنچه به عنوان «بي بندوباري در اظهارنظر عليه دولت» ياد فرمودند؛ تيتر روزنامه هاي كثيرالانتشار را در هفته اخير مورد بررسي مجدد قرار مي دهيم:
شنبه (11/8):
كارگزاران در تيتر اول: «فرار از پيامد چك هاي 5 ميليوني»
اين روزنامه در توضيح مقصود خويش سرمقاله اي تحت عنوان «سياست و اخلاق» تنظيم كرد و با تشبيه اين رفتار اصولگرايان با كمونيست ها نوشت: «حوادث ماه هاي اخير در مورد مدرك تحصيلي آقاي كردان و وقايع مترتب به آن نشان داد كه متاسفانه جمعي از نيروهايي كه اتفاقا خود را اصولگرا هم مي دانند و تبليغات آنان در حفظ اصول و ارزش ها، گوش فلك را كر كرده است، عملا براي پيشبرد اهداف شخصي و جناحي خود كه به غلط آنها را اهداف عاليه نظام هم مي دانند به همان روش هاي غيراخلاقي كمونيست هاي سابق روي آورده اند.»
مردم سالاري در تيتر اول با اشاره به اظهارنظر حداد عادل نوشت: «چك هاي 5 ميليوني رفتن كردان را قطعي كرد.» اين روزنامه در سوتيتر خود شبهه ريشه اين كار در دفتر رئيس جمهور را مطرح ساخت.
اسرار در تيتر اول: «پرونده 13 هزار و 500 مدير دولتي در دادگاه»
ابرار: «اصلا نمي توان بر روي گفته هاي كنوني نمايندگان مجلس حساب باز كرد.»
همين روزنامه به نقل از سيدمحمد خاتمي: «با شعار مملكت اداره نمي شود.»
آفتاب يزد در تيتر اول: «دو داستان متفاوت از توزيع چك هاي 5 ميليوني در مجلس»
روزنامه خبر در تيتر اول: «هشدار شديداللحن حداد عادل نسبت به خريداري راي مجلس با پول»
اعتماد ملي: «هشدار حداد عادل به خريد راي نمايندگان مجلس با پول»
اين روزنامه همچنين از قول سيد محمود دعايي تيتر كرد: «نگرانم سرنوشت برخي روحانيون براي بسيجيان هم رقم بخورد.»
يكشنبه (12/8):
تيتر اول اعتماد ملي: «فرافكني احمدي نژاد در سال آخر» در واكنش به نامه رئيس جمهور اقتصاددانان.
آفتاب يزد به نقل از رئيس جمهور: «از فقر در آمريكا و عدم آزادي بيان در اروپا ناراحت هستيم.»
تيتر اول اسرار: «رياست جمهوري جايگاه كسب تجربه نيست.» محسن رضايي
اسرار در تيتر دوم: «ادامه بحران چك هاي 5 ميليوني توماني دولت به نمايندگان»
كارگزاران به نقل از محمد هاشمي: «انحراف 90 درصدي دولت از برنامه چهارم»
اين روزنامه همچنين در تيتر اول خود از قول محسن رضايي نوشت: «كاهش وابستگي به نفت در نقطه صفر»
روزنامه اعتماد در سر صفحه خود اعطاي چك 5 ميليوني به 3 تن از نمايندگان مجلس را عجيب ترين و باورنكردني ترين اتفاقي كه ممكن است در جمهوري اسلامي روي دهد، توصيف كرد.
دوشنبه (13/8):
اعتماد ملي در تيتر اول: «اخراج نماينده دولت از مجلس»
كارگزاران در تيتر اول: «اخراج نماينده دولت از مجلس»
اين روزنامه در تيتر دوم نوشت: «احمدي نژاد؛ استيضاح كردان قانوني نيست.»
خراسان در تيتر اول: «رئيس جمهور؛ در جلسه استيضاح كردان شركت نمي كنم.»
اسرار در تيتر اول از قول احمدي نژاد: «استيضاح كردان را قبول ندارم.»
سه شنبه (14/8):
تيتر اول آفتاب يزد: «چرا احمدي نژاد امروز به مجلس نمي رود؟!»
تيتر اول صداي عدالت: «استيضاح كردان و انتخابات آمريكا : سه شنبه بزرگ ايران و آمريكا»
تيتر اول اعتماد: «وزير بدون مدافع در بهارستان»
همچنين اين روزنامه از قول خاتمي تيتر كرد: «توزيع فقر هنر نيست.»
تيتر اول سياست روز: «ناگفته ها كار را به استيضاح كشاند.»
چهارشنبه (15/8):
در اين روز روزنامه هاي كارگزاران، ابتكار، اسرار، خراسان، اعتماد با درج تصوير بزرگي از كردان، پايان و بركناري او را تيتر كردند اما اعتماد ملي از تيتر بزرگ «روز شكست...» ياد كرد و به جاي دولت از نقطه چين استفاده كرد. برخي روزنامه ها هم هشدار لاريجاني مبني بر لب مرز بودن دولت را تيتر كردند. عده اي نيز در اين ميان آن را اقدام مجلس عليه دولت عنوان كرده و تعدادي نيز از آن به عنوان مقابله اصولگراها با يكديگر ياد كردند و اين روز همان روزي بود كه رهبر معظم انقلاب نسبت به اين روند گلايه شديد اللحن خود را علني ساختند.
پنج شنبه (16/8):
در اين روز كه هشدار مقام معظم رهبري تيتر غالب روزنامه ها بود، روزنامه كيهان «هشدار نسبت به بي بندوباري در اظهارنظر عليه دولت» را تيتر نخست خود قرار داد و روزنامه ايران از عدم گذشت خداوند نسبت به اظهارنظركنندگان بي بندوبار عليه دولت خبر داد.
روزنامه اعتماد تنها روزنامه اي بود كه «ناخرسندي از فضاي مطبوعاتي كشور» را از بيانات مقام معظم رهبري برگزيد تا الگوي خود انتقادي براي ديگران باشد.
ابرار و خبر هم اين جمله هشدارآميز را برجسته كردند كه: «همه بايد مراقب اظهارنظرها و تبليغات و اقدامات خود باشيم.»
ساير روزنامه ها نيز جملاتي در خصوص حج را به عنوان تيتر خويش برگزيدند اما برخي نيز همچنان راه خود را ادامه دادند، مثل اسرار كه در تيتر نخست خود از قول پورمحمدي نوشت: «مصوبات زياد يك دولت هنر نيست.»


پرونده

خاوير سولانا: سوالات ايران قابل درك است
خاوير سولانا هماهنگ كننده سياست خارجي اتحاديه اروپا و نماينده 6 كشور گفتگوكننده با ايران در نامه اي به سعيد جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان خواستار ادامه گفتگوها با جمهوري اسلامي ايران شد.
وي در اين نامه كه به نمايندگي كشورمان در بروكسل تحويل داده شد، همچنين بر تعهد خود و كشورهاي ياد شده بر ادامه راه حل ديپلماتيك تاكيد كرد.
سولانا با قابل درك دانستن سوالات ايران در مورد پيشنهادهاي 6 كشور گفتگوهاي مرداد ماه معاونش با باقري معاون دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان را سازنده توصيف كرد و خواستار ادامه اين گفتگوها با هدف روشن شدن نكات اندك باقيمانده شد.
نامه سولانا در پاسخ به نامه يك ماه پيش دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان است كه 15 مهر ماه براي وي ارسال كرد.
سعيد جليلي در نامه خود با يادآوري رويكرد راهبردي و سازنده جمهوري اسلامي ايران در مذاكرات با 6 كشور، بسته پيشنهادي ايران را تامين كننده بستري مشترك براي گفتگو درباره نگراني هاي مشترك دانسته بود.
در نامه دبير شوراي عالي امنيت ملي با انتقاد از كشورهاي 1+5 آمده بود: آنگاه كه سوالي منطقي طرح مي شود شايسته است طرف گفتگو به جاي استفاده از ابزار فشار سعي در ارائه پاسخ منطقي داشته باشد.

پايان «راستي آزمايي» برنامه هسته اي ايران

برخي كارشناسان هسته اي بين المللي با استناد به گزارشهاي محمد البرادعي مديركل آژانس از پايان راستي آزمايي فعاليت هسته اي ايران خبر دادند و بر پايان درخواستهاي غير قانوني از تهران تاكيد كردند.
پايگاه اينترنتي آسيا تايمز نوشت: « محمد البرادعي» مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي در گزارش اخير خود به سازمان ملل به «پيشرفت قابل توجهي» در شفاف سازي سوالات باقيمانده درباره برنامه هسته اي ايران اشاره كرده و صراحتا گفته است كه آژانس توانسته به راستي آزمايي درباره عدم انحراف ماده هسته اي اعلام نشده در ايران ادامه دهد.
نويسنده اين مطلب خاطرنشان كرده است: اين اعتراف از سوي آژانس طبيعتا سوالات جدي را درباره مشروعيت تحريمهاي زورگويانه سازمان ملل عليه ايران به دليل خودداري از توقف فعاليتهاي هسته اي مطرح مي كند، فعاليتهايي كه كاملا از منظر معاهده منع گسترش سلاحهاي هسته اي ( ان پي تي) مشروع و قانوني هستند.

عدم تاثير قطعنامه ها بر اقتصاد ايران

«دنيس راس» مشاور ارشد دو رئيس جمهور پيشين آمريكا در مسائل خاورميانه در گفتگو با روزنامه جروزالم پست با توجه به اينكه «باراك اوباما» نامزد دموكراتها در انتخابات رياست جمهوري آمريكا از تعامل با ايران حمايت مي كند، گفت: آنچه كه ما طي سالهاي گذشته انجام داده ايم، اساسا دنبال كردن سياست چماق و هويج هاي ضعيف بوده و تعجبي هم ندارد كه ( اين سياست) شكست خورده باشد.
وي افزود: ما روي شوراي امنيت سازمان ملل متحد تمركز كرده ايم كه در پايين ترين سطح معمول كار مي كند و به همين دليل هيچ يك از چهار قطعنامه شوراي امنيت كه خواستار توقف غني سازي اورانيوم است، به اقتصاد ( ايران) آسيب وارد نمي كند.


مرورى بر يك رخداد

تجديدنظر در ارزيابي ها و آغاز مرحله جديد

محمود يارى

ديدار اخير سيدحسن نصرالله و سعد حريري كه مدتي است براي مقدمات و چارچوب هاي آن تلاش هاي جدي صورت گرفته، از رويدادهاي مهم در لبنان به شمار مي آيد . اين روشن است كه چنين ديداري بازتابهاي بسيار مهمي در صحنه داخلي و تحولات جاري و آتي در برخواهد داشت و كاركردهاي سياسي و امنيتي آن موجب آرام شدن فضاي متشنج و واگرايي هاي طائفه اي خواهد شد كه بستر و زمينه اجراي سياست هاي منطقه اي و غربي - صهيونيستي بوده است. اين روشن است كه پس از ديدار فوق كه در فضايي بسيار صميمي و طولاني صورت گرفته است، مصالحه هاي ديگري نيز در راه خواهد بود تا چشم فتنه سازي را خشك كند. مصالحه با سلفي هاي لبنان و ادامه ديدار با رهبر حزب تقدمي اشتراكي نيز به جز كاركرد سياسي : امنيتي ، بر مقدمات شكل گيري گفتمان ملي (كه براساس توافق دوحه با دعوت ميشل سليمان شروع خواهد شد) اثر مي گذارد. از سوي ديگر اين ديدار و مصالحه ها ، معادله كلان سياسي در لبنان و جايگاه و موقعيت جريانهاي مختلف را تعيين خواهد كرد تا در فضاي متشنج در موقعيت هاي تعيين كننده قرار نگيرند. بديهي است كه اين رويداد و استمرار فضاي مصالحه بر چگونگي فضاي رقابت انتخاباتي بهار آينده براي پارلمان لبنان و سپس شكل گيري حكومت جديد و چشم اندازهاي آن نيز اثر خواهد گذاشت.
سوال مهم اين است كه در حالي كه تلاش هاي زيادي براي تحريك افراطي گري در لبنان جريان داشته و دلارهاي نفتي و مديريت آمريكايي براي جلوگيري از همگرايي و آشتي ملي و ثبات سياسي فعال بوده، رويكرد جديد چه دليلي داشته و چگونه شكل گرفته است؟
به نظر مي رسد محاسبات گذشته در سطح كشورهاي عربي و محرك رويدادهاي چند سال گذشته در لبنان با پايان يافتن دوره رياستي جورج بوش و سياست هرج و مرج آن در ارتباط مستقيم بوده و تضمين حداقل هاي سياسي و امنيتي درگروي تجديدنظر در ارزيابي اين بازيگران مي باشد.
شايد برخي از تحليل گران مسائل منطقه بر اين اعتقاد بودند كه، حزب الله اگر چه در جنگ 33 روزه، اسرائيل و اركان آن را به شكست و چالش كشيد ولي در عرصه سياسي در مقابل فشار هم پيمانان 14 مارسي و بازيگران عربي منطقه و غربي موفق عمل نكرده است. تحولات دو سال گذشته در عرصه سياسي و ساختار قدرت و معادلات امنيتي : سياسي ثابت كرد كه حزب الله با درايت و حكمت مشابه آنچه در جريان جنگ با رژيم صهيونيستي به اجرا گذاشت، بر عوامل و جريان سازي هاي آمريكايي : صهيونيستي غلبه كرده و در بازي سياسي كه همان ادامه برنامه هاي جنگي و نظامي است نيز، غلبه كرده و تحولات اين كشور را مديريت و هدايت مي كنند.
البته در بين رهبران سني لبنان و حتي مسئولان گروه المستقبل (جريان حريري) صداهاي زيادي مبني بر ضرورت تجديدنظر در محاسبات و رويكردهاي اين جريان از مدتها قبل بلند بود تا پايان بوش به پايان اين گروه ها در صحنه سياسي لبنان گره نخورد.
در فضاي منطقه اي نيز شاهد پديده مشابهي هستيم و دبيركل شوراي همكاري خليج فارس و وزير خارجه امارات و در آينده پادشاه بحرين با سفر به تهران برضرورت گسترش همكاري و همگرايي با ايران تاكيد كرده اند و چشم انداز همكاري و همگرايي منطقه اي را بهتر از اجراي سياست هاي ماجراجويانه بوش ارزيابي مي كنند. خسارتهاي سياسي و امنيتي كشورهاي عربي و جريان 14 مارس در هم پيماني با آمريكا و رژيم صهيونيستي و خسارتهاي مالي كشورهاي عربي در پيوند با اراده مالي آمريكا آنان را دشواري رسانده كه ادامه آن نيز خسارت بيشتري است كه نبايد ادامه يابد.
تجديدنظرطلبي هميشه پديده مذمومي نيست و اميد است اين پديده در لبنان و منطقه با رويكردهاي منطقه اي و اسلامي ، ريشه دار و مستمر باشد و تاكتيكي مرحله اي براي عبور از انتخابات آمريكا و شكل گيري سياست هاي جديد رئيس جمهور جديد آن نباشد.


ديدگاه

لايحه هدفمندكردن يارانه ها در يك قدمي مجلس

صمد حسن نيا سماكوش

پيش نويس لايحه هدفمند كردن يارانه ها كه دو هفته پيش در جلسه هيات دولت با استانداران نهايي شده بود و كليات آن نيز ماه گذشته به مجلس رفته بود، چندي قبل در جلسه اي با عنوان همايش ملي طرح تحولات اقتصادي و با حضور رئيس جمهوري، وزرا، استانداران، مديران اجرايي، فعالان بخش خصوصي و تعاوني، اساتيد دانشگاهي و ارباب جرايد و خبرگزاريها بار ديگر به بحث گذاشته شد تا قبل از ارائه به مجلس با همفكري مجدد كارشناسان و مسئولان نواقص احتمالي آن مرتفع گردد.
هدفمند كردن يارانه ها يكي از هفت محور طرح تحول اقتصادي دولت نهم است كه قريب به اتفاق كارشناسان و اقتصاددانان با انتقاد از روند فعلي توزيع يارانه ها و غيرعادلانه توصيف كردن آن، بر لزوم اصلاح نظام توزيع يارانه ها تاكيد مي كنند.
بر اساس آمار و اطلاعات موجود سالانه بيش از 90 هزار ميليارد تومان يارانه به طور غيرمستقيم توزيع مي شود كه حدود 80 هزار ميليارد تومان يارانه مربوط به انرژي شامل نفت، بنزين، گازوئيل، گاز، برق و آب است و آنچه دولت در مرحله اول در كليات پيش نويس لايحه هدفمند كردن يارانه ها پيش بيني كرده است، بحث نقدي كردن يارانه انرژي ظرف مدت سه سال است كه البته هنوز مراحل تصويب نهايي در دولت و مجلس را نگذرانده است.
نكته مهمي كه در بحث نظام فعلي توزيع يارانه ها مورد انتقاد است، غير عادلانه بودن اين نظام و اينكه بيش از 70 درصد يارانه ها مخصوصا يارانه انرژي به 30 درصد طبقه ثروتمند كشور اختصاص مي يابد و علت آن نيز بر مي گردد به اين مسئله كه دولت يارانه را به جاي اينكه مستقيم به مردم اختصاص دهد به عين كالا اختصاص مي دهد بنابراين قشر مرفه جامعه كه بخش اعظم انرژي را در كشور مصرف مي كنند سهم بيشتري از يارانه ها مي برند.
با اين توصيفات دولت نهم به اين نتيجه رسيد كه نظام فعلي توزيع يارانه ها را دستخوش تغيير و تحول اساسي بكند، كاري كه دولتهاي قبلي نيز به لزوم اجراي آن پي برده بودند ولي براي اينكه با مخالفتهاي اوليه اقشار مختلف مواجه نشوند و به اعتبار آنها لطمه اي وارد نشود، جرأت انجام اين كار را نداشتند.
مسئله اساسي ديگري كه بايد تاكيد شود و مقام معظم رهبري نيز در جلسه اخير خود با هيات دولت بر آن تاكيد داشته اند، لزوم اجراي طرح تحول اقتصادي و از جمله هدفمند كردن يارانه ها با صبر و تامل بيشتر و همفكري با جميع كارشناسان امر است و اينكه در بحث هدفمند كردن يارانه ها مسئله تورم زا بودن اين طرح بايد به دقت بررسي شده و مورد توجه قرار گيرد. چرا كه برخي كارشناسان و حتي دستگاههاي دولتي پيش بيني كردند در صورت اجراي يكباره طرح هدفمند كردن يارانه ها تورم 60 درصدي و بيشتر را در پيش خواهيم داشت. البته در كليات لايحه هدفمند كردن يارانه ها نيز پيش بيني شد كه يارانه هاي انرژي ظرف مدت سه سال و نه به يكباره حذف و پرداخت نقدي صورت گيرد.


فرا رو

انقلاب اسلامي در محيط فراملي (22)
تاثير انقلاب اسلامي بر افغانستان (3)

دكتر عباسعلي فرزندي اردكاني

هر چند پيوند دو ملت ايران و افغانستان براساس خميرمايه هاي ديني - فرهنگي شكل گرفته و انقلاب اسلامي هم به دليل ماهيت اسلامي و رويكرد مردمي اش اين پيوند را تقويت نموده است اما مشكلات ناشي از كودتاي كمونيستي در افغانستان و اشغال اين كشور توسط شوروي سابق از يك سو و حمايت مردم و دولتمردان جمهوري اسلامي از مردم افغانستان از سوي ديگر، تاثير بسزايي بر تعامل و همگرايي سازنده دو ملت داشته است. ملت افغانستان شاهد بوده كه ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي بر اساس وظيفه انساني، ملي و تاريخي خود از مردم افغانستان در مقابل اشغالگري دفاع كرده است.
هر چند در طول سه دهه گذشته ايران اسلامي بيشترين روابط و همكاري ها را مبتني بر وحدت فرهنگي، نژادي، زباني، تاريخي و ديني با مردم و جريانات مردمي در افغانستان داشته و ضمن به رسميت نشناختن حكومت كمونيستي، محكوم كردن مستمر تجاوز شوروي به افغانستان، حمايت از جهاد و مقاومت مردمي عليه تجاوز و اشغال، حمايت از دولت مجاهدين، مخالفت با سلطه جريان متعصب و متحجر طالبان، دفاع از حاكميت ملي افغانستان، كمك به توسعه، ايجاد ثبات و امنيت و برطرف نمودن سايه شوم جريانات ضد مردمي و نيروهاي اشغالگر از سر اين ملت مظلوم، حسن نيت، نفوذ و جايگاه خود را در افكار عمومي اثبات نموده است، اما به دليل ويژگي هاي خاص جامعه سياسي افغانستان كه ناشي از انديشه هاي قومي، مذهبي گوناگون است تحليل روند تحولات صحنه افغانستان در ارتباط با ايران اسلامي نيازمند تبيين خاستگاه و جهت گيري جريانات سياسي، مواضع و ديدگاه هاي احزاب - گروه ها و شخصيت هاي مستقل در افغانستان هر چند به صورت گذرا مي باشد.
واقعيت اين است كه جامعه سياسي افغانستان به دليل نگرش هاي قومي و مذهبي مختلف با وجود مخالفت با اشغال كشورشان توسط شوروي، جريانات و تشكل هاي متفاوت و بعضا متعارضي را شكل مي دادند كه هر كدام به دلايل ايدئولوژيك، يا منافع قومي، نژادي و سياسي با جهت گيري خاص خود مشكلاتي را در عرصه سياسي - اجتماعي افغانستان به وجود آورده و در نهايت هم جنگ هاي داخلي را بر اين كشور تحميل نمودند.
احزاب افغاني كه تاريخ پيدايش آنها به دهه 60 ميلادي بر مي گردد بيشتر ماهيت نظامي داشته كه براساس شرايط و ساخت اجتماعي به وجود آمده اند و عموما در جهت مقابله با حكومت كمونيستي و جهاد عليه اشغالگران شوروي سازمان يافته و تقويت شده اند.
از ميان بيش از 75 حزب كه در افغانستان فعال بوده و ده ها حزب ديگري كه در نوبت كسب مجوز هستند احزابي چون؛ حزب جمعيت اسلامي افغانستان به رهبري برهان الدين رباني، حزب اسلامي افغانستان به رهبري گلبدين حكمتيار، حزب اتحاد اسلامي افغانستان به رهبري عبدالرسول سياف، جبهه نجات ملي افغانستان به رهبري صبغت الله مجددي، حزب محاذ ملي افغانستان به رهبري سيداحمد گيلاني، حركت انقلاب اسلامي افغانستان به رهبري مولوي محمديني محمدي و حزب اسلامي افغانستان به رهبري يونس خالص تحت عنوان احزاب هفتگانه سني كه هم در زمان مبارزه با شوروي فعال بوده و هم در زمان فعلي در عرصه سياسي - اجتماعي فعال هستند. علاوه بر اينها كه احزاب جامعه اهل سنت افغانستان بودند شيعيان نيز احزابي را تشكيل داده اند.
حزب «وحدت اسلامي» افغانستان كه توسط شهيد عبدالعلي مزاري پايه گذاري شده و حزب «حركت اسلامي» كه توسط شيخ آصف محسني رهبري مي شده و سه سال قبل (پس از 25 سال فعاليت) با كناره گيري محسني از رهبري حزب، امروز توسط محمدعلي جاويد اداره مي شود، از مهم ترين آنها بوده كه همراه با پنج حزب ديگر، احزاب هفتگانه شيعي فعال در صحنه كنوني افغانستان هستند. احزاب شيعي ديگري هم در زمان مبارزه عليه شوروي وجود داشتند كه «سازمان نصر افغانستان» «جبهه آزادي بخش انقلاب اسلامي افغانستان» «روحانيون جوان افغانستان»، «سازمان رعد اسلامي»، «حزب الله افغانستان» و ... از جمله آنها بوده اند. بر اين اساس تبيين مواضع عمومي احزاب و جريانات فعال به فهم مناسب از وضعيت كاركردي جامعه سياسي افغانستان در راستاي شكل گيري فرصت ها و تهديدات نسبت به انقلاب اسلامي بسيار كمك خواهد كرد.